عبور از روزهای پرفیض عید قربان و گام نهادن در دهه امامت و ولایت، فرصتی است تا پیوند ناگسستنی میان توحید و امامت را در بستر یکی از عظیمترین فرایض الهی یعنی حج بازخوانی کنیم. حج در نگاه ظاهری، مجموعهای از مناسک عبادی است، اما در سیره عملی اهلبیت(ع)، این سفر فراتر از یک تکلیف فردی، به مثابه یک جریان تمدنساز، کانون کادرسازی سیاسی و بستری برای گرهگشایی از امور مسلمین تعریف شده است. در روزهایی که حجاج در سرزمین منا حضور دارند و جهان اسلام در آستانه عید بزرگ غدیر است، بازخوانی دقیق و مستند سیره معصومین(ع) در این ایام، میتواند افقهای جدیدی از معنای بندگی و ولایت را پیش روی ما بگشاید.
برای بررسی عمیقتر این موضوع و واکاوی ابعاد پنهان سیره تاریخی ائمه(ع) در مواجهه با میقات، با حجتالاسلام دکتر محمدسعید نجاتی، استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیئت علمی گروه تاریخ اهلبیت(ع) جامعهالمصطفی(ص) به گفتوگو نشستهایم.
فلسفه احرام و بندگی خالصانه
حجتالاسلام نجاتی در ابتدا با اشاره به ماهیت ترکیبی فریضه حج میگوید: حج یک عبادت چندمرحلهای و عمیق است که از دو بخش عمره تمتع و حج تمتع تشکیل شده و هر گام آن، از احرام در مواقیت چهارگانه تا تلبیه، نمادی از تسلیم مطلق در برابر پروردگار است. مفهوم احرام، خروج از تعلقات مادی و پوشیدن لباس همرنگ با دیگران است که در آن حتی کوچکترین آسیب به یک گیاه یا جاندار حرام میشود تا انسان در قرقگاه الهی، تمرین صلح و بندگی کند.
او اضافه میکند: در سیره معصومین(ع)، لحظه احرام و گفتن «لبیک»، لرزه بر اندام آنان میانداخت؛ چراکه لبیک پاسخ به ندای خداوند است که از زبان ابراهیم(ع) جاری شد، آنجا که قرآن میفرماید: «وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالًا وَعَلَی کُلِّ ضَامِرٍ» (سوره حج، آیه ۲۷). در روایات متعددی از جمله در کتاب الکافی نقل شده است که امام صادق(ع) هنگام تلبیه، رنگ از چهرهشان میپرید و صدایشان در گلو میماند، از بیم آنکه مبادا پاسخ «لا لبیک» بشنوند. این نشاندهنده اوج خشیت و حضور قلب در سیره عبادی آنان است. در سیره ائمه، حج صرفاً یک سفر فیزیکی نیست، بلکه انقطاع کامل الیالله است که در آن بنده تمام داشتههای دنیوی خود را واگذار کرده و به سمت خانه خدا میشتابد.

تجلی خدمت در طواف عشق
دکتر نجاتی در ادامه با تبیین بعد اجتماعی حج در سیره اهلبیت(ع) میگوید: یکی از زیباترین جلوههای سیره معصومین در حج، پیوند میان طواف کعبه و خدمت به خلق است. ائمه(ع) هرگز اجازه نمیدادند غرق شدن در مناسک فردی، آنان را از نیازهای مؤمنان غافل کند. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که ایشان در حال طواف، وقتی متوجه نیاز یکی از اصحاب شدند، طواف را قطع کردند تا گره از کار او بگشایند و فرمودند که پاداش برآوردن حاجت مومن، از طوافهای مکرر بالاتر است.
ایشان اضافه میکند: در سیره ائمه(ع) توجه به نمادهایی چون «حجرالاسود» به عنوان میثاقگاه بندگی، «حجر اسماعیل» به عنوان یادمان ایثار هاجر و «مقام ابراهیم» بسیار پررنگ است، اما همزمان بر رعایت حال دیگران در شلوغی و ازدحام تاکید داشتند. ائمه(ع) به آب زمزم و تبرک جستن به آن اهمیت میدادند و روایاتی از شیعه و سنی نقل شده که «ماءُ زَمزَمَ لِما شُرِبَ لَهُ»؛ یعنی آب زمزم برای هر نیتی که نوشیده شود، شفا و گشایش است (سنن ابن ماجه، حدیث ۳۰۶۲).
این پژوهشگر تاریخ اهلبیت(ع) میافزاید: سیره معصومین در برخورد با کعبه، همراه با تضرع و استلام ارکان بود، اما همواره هشدار میدادند که این اعمال نباید منجر به آزار دیگر حجاج شود. این تعادل میان «حقالله» و «حقالناس» در دقیقترین شکل ممکن در رفتار ائمه در مسجدالحرام دیده میشود.
نیایشهای عرشی در صحرای عرفات
حجتالاسلام نجاتی با ورود به بحث مناسک خارج از مکه میگوید: صحرای عرفات در سیره معصومین(ع)، کانون معرفتشناسی و نیایشهای طولانی است. دعای عرفه امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) و سایر دعاهای وارد شده، صرفاً مناجات نیستند، بلکه دورههای فشرده الهیات و هستیشناسی محسوب میشوند. همچنان که در روایات آمده است امام صادق(ع) در روز عرفه چنان دستان خود را به آسمان میکشیدند که گویی در پیشگاه الهی مسکنت محض دارند.
او اضافه میکند: سیره ائمه(ع) در عرفات، بر پایه دعا برای دیگران استوار بود؛ آنان معتقد بودند که در این روز هیچکس دست خالی برنمیگردد. امام باقر(ع) و امام صادق(ع) حتی در گرمای شدید عرفات، از دعا برای شیعیان و امت اسلام باز نمیایستادند و گاه تا صد رکعت نماز در این صحرا از آنان گزارش شده است.
عضو هیئت علمی جامعهالمصطفی میافزاید: پس از عرفات، حرکت به سمت مشعرالحرام و سپس منا، با یادآوری وقایع تاریخی همچون شکست لشکر ابرهه در وادی محسر همراه بود. او تاکید میکند که معصومین(ع) در تمام این مسیر، بر نظم و جلوگیری از آسیب به دیگران تاکید داشتند و سیره آنان در «رمی جمرات» نیز نمادی از مبارزه مستمر با شیطان درون و برون بود.
قربانی؛ نماد گذشت و برکت
حجتالسلام نجاتی در بخش دیگری از گفتوگو به سنت قربانی پرداخته و میگوید: در سیره پیامبر اکرم(ص) در حجتالوداع، ایشان ۶۳ شتر را به دست مبارک خود قربانی کردند و دستور دادند از گوشت هر یک در دیگی ریخته و پخته شود تا همگان از آن بهرهمند شوند. این عمل، پاسخی به دستور قرآنی «فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ» (سوره حج، آیه ۲۸) است.
ایشان اضافه میکند: برخلاف برخی نگاههای مدرن که قربانی را آزار حیوان میبینند، در سیره معصومین(ع) این کار یک پیوند عمیق با مغفرت الهی دارد؛ چنانکه پیامبر(ص) به حضرت زهرا(س) فرمودند که هنگام قربانی حاضر باشد، چراکه با اولین قطره خون آن، گناهان آمرزیده میشود. در تاریخ، ایام تشریق (سه روز بعد از عید) به دلیل خشک کردن گوشتهای قربانی زیر آفتاب برای جلوگیری از اسراف، به این نام خوانده شده است.
این استاد حوزه میافزاید: در دوران معاصر، با مکانیزه شدن قربانگاهها، آن مشکل قدیمی تعفن و اسراف که در اواخر دوران عثمانی به دلیل کثرت حجاج پیش آمده بود، حل شده است. سیره ائمه(ع) همواره بر بهرهمندی نیازمندان از این گوشتها بوده و امروزه این سنت در قالب توزیع جهانی گوشت قربانی تجلی یافته است.
حج؛ کانون دیپلماسی علمی معصومین
حجتالاسلام نجاتی با اشاره به ابعاد علمی حج میگوید: حج برای معصومین(ع) یک فرصت بینظیر برای ارتباط با تودههای مردم و تبیین احکام واقعی اسلام بود. پیامبر(ص) در حجتالوداع اصرار داشتند که مردم مناسک را مستقیماً از ایشان بیاموزند و میفرمودند: «خُذُوا عَنِّی مَنَاسِکَکُمْ» (صحیح مسلم، حدیث ۱۲۹۷). این سیره در زمان ائمه دیگر نیز ادامه یافت و حج به مدرسهای بزرگ تبدیل شد.
او اضافه میکند: امام صادق(ع) در منا خیمهای داشتند که کانون مراجعات علمی بود. شیعیان از عراق و دیگر بلاد، بدون جلب توجه حکومت، در پوشش حج به دیدار امام میآمدند و پاسخ سوالات خود را دریافت میکردند. در مناظرات امام باقر(ع) با عالمان یهودی و برخورد امام کاظم(ع) با فقهای درباری همچون ابویوسف قاضی در ایام حج آمده است که ائمه(ع) از این فضا برای تخطئه روشهای قیاسی و اثبات فقه اهلبیت استفاده میکردند.
دکتر نجاتی میافزاید: حتی در سختترین دوران اختناق، حج تنها راه تنفس علمی شیعه بود. داستان برخورد هشام بن عبدالملک با امام سجاد(ع) و قصیده معروف فرزدق که در ایام حج رخ داد؛ حقانیت و نفوذ معنوی اهلبیت(ع) را در قلبهای مردم، علیرغم تبلیغات اموی، به رخ کشید.
اقتصاد و سیاست در میقات
این عضو هیئت علمی جامعهالمصطفی در پایان این گفتگو به ابعاد سیاسی و اقتصادی حج پرداخته و میگوید: حج در سیره معصومین(ع)، کانون همبستگی امت و نمایش قدرت اسلام بود. پیامبر(ص) از ظرفیت حج برای پیریزی حکومت مدینه در پیمانهای عقبه اول و دوم استفاده کردند. همچنین امیرالمؤمنین(ع) در دوران خلافت، نسبت به سلطه امویان بر حج حساس بودند و لشکری را برای تامین امنیت مناسک گسیل داشتند.
او اضافه میکند: امام حسین(ع) در سال ۵۸ هجری در منا، نخبگان جهان اسلام را جمع کردند و در خطبهای تاریخی، مفاسد بنیامیه را افشا نمودند. خروج امام حسین(ع) از مکه در روز هشتم ذیحجه سال ۶۰ نیز یک حرکت کاملاً سیاسی برای بیدار کردن وجدان حجاج بود. همچنین در مورد بعد اقتصادی حج قرآن کریم میفرماید: «لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ» (سوره حج، آیه ۲۸) که در روایات به منافع تجاری و برکت مادی نیز تعبیر شده است.
دکتر نجاتی در نهایت میگوید: سیره معصومین(ع) نشان میدهد که حج مایه فقرزدایی است. در مورد علی بن یقطین، وزیر شیعی هارونالرشید آمده است که به توصیه امام کاظم(ع)، هرساله صدها نفر از شیعیان نیازمند را به حج میفرستاد تا هم فریضه الهی انجام شود و هم پشتوانه اقتصادی برای شبکه تشیع ایجاد گردد. حج، با ایجاد بازار مشترک اسلامی و تقویت پیوندهای اقتصادی، میتواند مایه عزت و استقلال جهان اسلام باشد.






نظر شما