«...وقتی مادرش برای به دنیا آوردن او به بیمارستان رفته بود، پدر هرگز به دنبالشان نیامد. مادر بعد از زایمانی سخت، سومین دختر را با اوقات تلخی زیر بغل زده و دست از پا درازتر به خانه برگشته بود. دو خواهر بزرگتر همتا هم از ترکشهای این پسردوستی پدر در امان نمانده بودند، اما دستکم این قدر سر نخواستنشان دعوا نبود...». این بخشی از «داستان همتا» است که در بخش آغازین کتاب «دیده شدن و تماشا شدن؛ همتایان دروغین» آورده شده است. چندی پیش، چاپ نخست این کتاب به قلم دکتر زینب برخورداری، از سوی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی به عنوان ناشر، در ۱۷۳ صفحه و در قطع رقعی و به شمارگان هزار نسخه، راهی بازار کتاب شد. به همین بهانه در ادامه به اختصار با برخی از بخشهای این اثر تازه منتشر شده، آشنا میشویم.
واقعی باش، آزادی درونی را تجربه کن
دکتر احد فرامرز قراملکی، استاد دانشگاه تهران و رئیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در بخش یادداشت این کتاب اینگونه نگاشته است: «... وقتی من تلاش میکنم به سبک تو باشم و خود را همانگونه که تو میپسندی جلوه دهم، خود واقعیام را خفه میکنم. وقتی واقعی نیستم، آزاد نیستم، چون اسیر سلیقه دیگرانم...».
وی ادامه میدهد: تلاش برای «تماشا شدن» دو هزینه سنگین دارد، یکی دور افتادن از منِ واقعی و دیگری از دست دادن آزادی. واقعی باش و آزادی درونی را تجربه کن. شیرینی این تجربه از لذت آن تحسین شدن، پایدارتر و اصیلتر است. لذت جلوهگری با سلیقه دیگران، بهتدریج به غم از دست رفتن من واقعی منجر میشود و حس بیهودگی و افسردگی میآورد.
این استاد دانشگاه اضافه میکند: تلاش برای دیده شدن منِ واقعی و تلاش برای تماشا شدن به سلیقه دیگران، در نشان دادنِ خود همانند هستند، اما این کجا و آن کجا؟ این سرشار از شادی است و آن غمبار. این موجب رشد و آزادی من میشود و آن، واقعی بودن و آزادی را از من میگیرد. تلاش برای دیده شدن، خانه ساختن در زمین خود بوده، اما تلاش برای تماشا شدن، ساختن عمارت در زمین دیگران است.
رئیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی درباره هدف از نوشتن این کتاب اظهار میکند: هدف کتاب، نشان دادن مرز حساس و مهم میان تلاش برای دیده شدن و تلاش برای تماشا شدن است تا به خواننده کمک کند واقعی باشد و آزاد و شاد زندگی کند. به همین دلیل، تعبیر نویسنده از «همتایان دروغین» برای این مفهوم، زیباتر و دقیقتر از تعبیر «برادران دروغین» است.
وی معتقد است: این کتاب به خواننده کمک میکند از بام دیده شدن به دام تماشا شدن نیفتد و منِ واقعی، آزادی و شادی خود را در بازار جلوهخواهی دیگران نفروشد. سبک نگارش نویسنده شگفتانگیز بوده و او موضوع کتاب را هنرمندانه با داستان کوتاهی آغاز میکند و آهسته آهسته خواننده را به تحلیل ژرفتر از پدیدههای رایج زندگی میرساند.
استفاده از «داستان همتا» برای «همتای فرزندانمان»
دکتر زینب برخورداری، نویسنده این کتاب که پیش از تألیف این اثر، کتاب «پند بیهوده» را برای خانوادهها، فرزندان و نوجوانان نوشته است، پس از نقل داستان دختری به نام همتا، در فصل نخست این کتاب، اظهار میکند: همتای داستان ما، همتای بسیاری از فرزندان ما و شاید بهگونهای دیگر، داستان کودکی خود ماست. همتا در پی برآوردن این طبیعیترین نیاز یعنی دیده شدن، شروع به جلب توجه والدین میکند. عنوان فصل نخست این کتاب «در آرزوی بیهمتایی» انتخاب شده که واژه بیهمتا در عنوان داستان «در آرزوی بیهمتا شدن»، روایت را «تو در تو» میکند، از طرف دیگر، همتا نام دختر قهرمان داستان ماست.
وی ادامه میدهد: همتا به دلیل دیده نشدن در خانواده، همدمی ندارد و تنها و بیهمتاست. سازوکار دفاعی او، کنش و رفتار وارونه است. درگیر توهم بیمانندی، برتر بودن از همه و بیهمتایی است. او در پی کسی است که بیهمتاییاش را درک کند. نویسنده این کتاب تصریح میکند: تلاش برای دیده شدن، غریزی و طبیعی است و اگر این تلاش در مسیر درست و به اندازه باشد، روا و نیک است. تلاش برای دیده شدن، پیامدهایی مفید و مبارک دارد، زیرا اگر فرد در خانواده دیده شود، از ترس و ناامنی رهایی مییابد و برای بقا، سلامت و رشد خود، فرصت و امکانات پیدا میکند. همچنین دیده شدن در جامعه، دسترسی او به فرصتها و مسئولیت اجتماعی را افزایش میدهد.
«تماشا شدن، دیده شدن»؛ تفاوت در چیست؟
برخورداری در فصل دوم این کتاب به این موضوع میپردازد که تفاوت «تماشا شدن و دیده شدن» در چیست. وی در اینباره عنوان میکند: چرا دیده شدن و تماشا شدن را «همتایان دروغین» مینامیم؟ مگر آن دو چه فرقی با یکدیگر دارند؟ برای پاسخ به این پرسش باید به دقت توضیح داده شود که مراد از دیده شدن و تماشا شدن چیست؟ زیرا ممکن است کسی این دو واژه را به یک معنا به کار ببرد.
برخورداری در این زمینه اضافه میکند: دیده شدن و تماشا شدن به دو گونه فعالیت برای جلب توجه دیگران گفته میشود. این دو رفتار به ظاهر در نشان دادن خود یکسان بوده، اما در مؤلفههای دیگر، متفاوتاند. تلاش برای دیده شدن، نشان دادن خود در زمینههایی است که به شخص و شخصیت فرد مرتبط است. آگاهی و اطلاعات، توان ذهنی و دانش، هنر، ظرفیت وجودی، فضائل و... در حالی که کوشش برای تماشا شدن، بیشتر معطوف به امور کالبدی و نشان دادن خوشهیکلی، قد، زیبایی، پوشش، آرایش و... است.
وی تصریح میکند: هدف از دیده شدن، بقا، سلامت، امنیت و رشد آدمی بوده، در حالی که انگیزه تماشا شدن در اغلب موارد به رخ کشیدن، چشموهمچشمی و اثبات خودپنداره «من برترم» است. بنابراین با توجه به این موضوع، خواننده ممکن است از خود بپرسد: چرا تلاش برای تماشا شدن چنین تاریک و بد ترسیم میشود؟ آیا واقعاً دیده شدن، خوب و مفید و تماشا شدن، زشت و زیانبخش است؟
تصویری از این کتاب در یک نگاه
خواننده با مطالعه این کتاب با موضوعات مهمی همچون «زیبایی و زشتیِ دیده شدن و تماشا شدن»، «عوامل میل به دیده شدن و تماشا شدن»، «مشخصات ارتباطی دیده شدن و تماشا شدن»، «انگارهآفرینی تماشا شدن»، «گامهای رها شدن از همتای دروغین»، «برادران دروغین»، «چرا این دو رفتار با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند؟»، «نقش دیده شدن و تماشا شدن در ارتباط درون شخصی»، «القای فرد به دیگران و القای دیگران به فرد» و... آشنا میشود.






نظر شما