داستان سجاد، داستانی است که از عمق ایمان سرچشمه میگیرد. او کسی است که پیشتر گامهای خود را در مسیر عشق و ارادت به ساحت مقدس حضرت ابوالفضل (ع) نذر کرده بود؛ نذری که گویی در پیشگاه خداوند متعال به اجابت رسید.
او در «جنگ رمضان» و در رویارویی با حمله ددمنشانه جبهه استکبار آمریکایی - صهیونی، مصداق بارزِ «وفای به نذر» را به تصویر کشید و یکی از پاهای خود را در این مسیر مقدس تقدیم کرد.
وقتی در کنار سجاد نشستیم، نه گلایهای در کلامش بود و نه نشانی از خستگی در چهرهاش؛ بلکه آنچه در چشمان او میدیدیم آرامشی بود که تنها در مکتب اباعبدالله (ع) و یاران باوفایش میتوان یافت. او نه تنها یک جانباز، بلکه نمادی از استقامت در برابر هجمههایی است که قصد دارند اراده این ملت را سست کنند.
این دیدار، فرصتی بود تا خادمیاران کانون خدمت رضوی و خواهران بسیجی، بار دیگر با آرمانهای شهدا و جانبازان عزیز تجدید پیمان کنند و ما آموختیم که جانبازان، چشم و چراغ این مرز و بوم هستند؛ کسانی که با تقدیم اعضای بدن خود، امنیت و استقلال را برای ما به ارمغان آوردند.





نظر شما