با این حال، تاریخ دروازهبانی فوتبال ایران فقط با تعداد بازیها و رکوردها نوشته نمیشود.فوتبال ایران پیش از بیرانوند نیز دروازهبانان بزرگی داشته است؛ گلرهایی که شاید فرصت حضور در چند جام جهانی را پیدا نکردند، اما تأثیرشان بر تیم ملی و حافظه جمعی فوتبال ایران کمتر از رکوردداران امروز نبود.
در جام جهانی ۱۹۷۸، ناصر حجازی تنها سه مسابقه فرصت داشت تا تواناییهای خود را در بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان به نمایش بگذارد. او در دورهای درون دروازه ایران ایستاد که فاصله فوتبال آسیا با قدرتهای بزرگ دنیا بسیار بیشتر از امروز بود. با این حال، واکنشها، اعتماد به نفس و شخصیت او باعث شد لقب «عقاب آسیا» تا امروز همراهش بماند.
دو دهه بعد، احمدرضا عابدزاده به نماد یک نسل تبدیل شد. او تنها یک جام جهانی را تجربه کرد، اما تصویری که از او در ذهن هواداران باقی مانده بسیار فراتر از تعداد مسابقاتش است. عابدزاده صرفاً یک دروازهبان نبود؛ او رهبر تیم بود. بازیکنان در کنار او احساس امنیت میکردند. حضورش در زمین به تیم اعتماد به نفس میداد و شخصیت کاریزماتیکش میتوانست جریان روحی یک مسابقه را تغییر دهد.
شاید بهترین نمونه، دیدار تاریخی ایران و استرالیا در مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ باشد. تیمی که زیر فشار سنگین ورزشگاه ملبورن قرار داشت، با حضور بازیکنانی چون عابدزاده از نظر روانی فرو نریخت. او در آن نسل فقط وظیفه مهار توپ را برعهده نداشت؛ بلکه یکی از ستونهای شخصیتی تیم محسوب میشد. حتی در جام جهانی ۱۹۹۸ و پیروزی تاریخی مقابل آمریکا نیز نقش او تنها به عملکرد فنی محدود نبود؛ عابدزاده نماد اعتماد به نفس و غرور آن تیم بود
در مقابل، فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۰۶ شرایط متفاوتی را تجربه کرد. ابراهیم میرزاپور به عنوان دروازهبان اصلی راهی آلمان شد؛ دروازهبانی که هرگز محبوبیت عمومی حجازی، عابدزاده یا حتی بیرانوند را نداشت. مهمترین انتقاد به او ضعف در بازی با پا و اشتباهات تأثیرگذار در مسابقات بزرگ بود. در دیدار برابر پرتغال نیز روی برخی گلهای دریافتی، عملکرد او مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفت. جام جهانی ۲۰۰۶ برای فوتبال ایران بیش از آنکه یادآور درخشش یک دروازهبان باشد، یادآور ضعفهای ساختاری تیمی بود که نتوانست انتظارات را برآورده کند.
حالا نوبت به نسل بیرانوند رسیده است. او از نظر آماری موفقترین دروازهبان تاریخ فوتبال ایران در جام جهانی محسوب میشود. مهار پنالتی کریستیانو رونالدو، ثبت کلینشیت و حضور مستمر در چند دوره جام جهانی دستاوردهایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. بیرانوند سالها در سطح اول فوتبال آسیا دروازهبان شماره یک ایران بوده و از این نظر جایگاه ویژهای در تاریخ فوتبال کشور دارد.
اما پرسشی که همچنان مطرح میشود این است که آیا بیرانوند همان تأثیر شخصیتی و رهبری را بر تیم ملی داشته که عابدزاده یا حتی حجازی داشتند؟واقعیت این است که میان «دروازهبان بزرگ» و «رهبر بزرگ» تفاوت وجود دارد.
بیرانوند از نظر فنی و آماری در میان بهترینهای تاریخ فوتبال ایران قرار میگیرد، اما هنوز بسیاری معتقدند او نتوانسته همان کاریزما، اقتدار و نفوذ روانی را که عابدزاده در نسل خود داشت، در تیم ملی ایجاد کند. اگر امروز در اردوی تیم ملی شخصیتی مانند عابدزاده حضور داشت، احتمالاً صرف حضورش میتوانست سطح اعتماد به نفس بازیکنان را افزایش دهد؛ همان ویژگی نامرئی اما ارزشمندی که در آمارها ثبت نمیشود.
شاید به همین دلیل باشد که محبوبیت در فوتبال همیشه تابع اعداد و ارقام نیست. بیرانوند ممکن است با چهار جام جهانی به رکوردی تاریخی برسد، اما محبوبیت و جایگاه اسطورههایی مانند حجازی و عابدزاده تنها از تعداد مسابقات یا رکوردهایشان شکل نگرفته است. آنها نمایندگان نسلهایی بودند که هواداران در آنها چیزی فراتر از یک دروازهبان میدیدند؛ رهبرانی که میتوانستند به یک تیم شخصیت، اعتماد به نفس و باور بدهند.
خبرنگار :امین غلام نژاد




نظر شما