تحولات اخیر در روابط ایران و پاکستان نشان میدهد معادلات ژئوپلیتیکی منطقه در حال ورود به مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن فشارهای آمریکا دیگر مانند گذشته قادر به تعیین رفتار بازیگران منطقهای نیست. تصمیم اسلامآباد برای باز نگه داشتن مسیرهای زمینی تجارت با ایران در بحبوحه بحران تنگه هرمز، تنها یک اقدام اقتصادی نیست، بلکه پیامی سیاسی درباره تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا و اوراسیاست.
پاکستان در مسیر بازیگری مستقل
پاکستان طی ماههای گذشته از موقعیتی دشوار و انزوایی نسبی خارج شده است. موفقیت این کشور در مقابله با حملات هند و ارتقای جایگاه آن در معادلات امنیتی منطقه، اعتمادبهنفس تازهای به رهبران سیاسی و نظامی اسلامآباد بخشیده است. در همین چارچوب، پاکستان تلاش میکند سیاست خارجی متوازنتری را دنبال کند؛ سیاستی که در آن روابط با آمریکا حفظ میشود اما همزمان همکاری با چین، ایران و روسیه نیز گسترش مییابد.
اجازه ترانزیت کالاهای ایرانی از طریق خاک پاکستان در شرایطی که تنگه هرمز با محدودیتهای جدی مواجه شده بود، بیانگر آن است که اسلامآباد حاضر نیست منافع اقتصادی و امنیتی خود را قربانی ملاحظات واشنگتن کند. مرز طولانی دو کشور، نیازهای متقابل اقتصادی و ضرورت حفظ ثبات در مناطق مرزی، ایران را به شریکی اجتنابناپذیر برای پاکستان تبدیل کرده است.
ایران؛ از همسایه تا عمق راهبردی
یکی از مهمترین نکات مطرحشده در محافل امنیتی پاکستان، بازتعریف مفهوم «عمق استراتژیک» است. در حالی که طی دهههای گذشته افغانستان در برخی تحلیلها بهعنوان عمق راهبردی پاکستان معرفی میشد، اکنون شماری از نخبگان نظامی و امنیتی این کشور ایران را شریک قابلاعتمادتر و باثباتتری ارزیابی میکنند.
این نگاه ریشه در تجربههای تاریخی نیز دارد. از همکاریهای منطقهای دهه ۱۹۶۰ گرفته تا حمایتهای متقابل در مقاطع حساس، تهران و اسلامآباد بارها توانستهاند روابط خود را از تنشهای مقطعی عبور دهند. در مقابل، بیثباتی مزمن افغانستان و رقابتهای ژئوپلیتیکی در آن کشور، همواره چالشهایی برای امنیت ملی پاکستان ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، تقویت همکاریهای ترانزیتی، اقتصادی و امنیتی میان تهران و اسلامآباد میتواند به شکلگیری یک محور جدید همکاری در غرب آسیا منجر شود؛ محوری که بر منافع مشترک و اتصال منطقهای استوار است.
گوادر، اوراسیا و محدودیتهای نفوذ آمریکا
بندر گوادر در بلوچستان پاکستان به یکی از مهمترین نقاط تلاقی رقابتهای ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است. تلاش اسلامآباد برای اتصال این بندر به کریدور بینالمللی شمال–جنوب، که ایران و روسیه از بازیگران اصلی آن هستند، نشان میدهد پاکستان به دنبال ایفای نقشی فراتر از یک متحد سنتی آمریکا است.
نکته قابل توجه آن است که واشنگتن تاکنون واکنش تندی به این روند نشان نداده است. به نظر میرسد دولت آمریکا در شرایط کنونی، به دلیل نیاز به نقش میانجیگرانه پاکستان در بحرانهای منطقهای و همچنین نگرانی از گسترش نفوذ چین، ترجیح داده از برخورد مستقیم با اسلامآباد خودداری کند.
مجموع این تحولات نشان میدهد نظم منطقهای در حال تغییر است. همکاری فزاینده ایران و پاکستان، همراه با پیوندهای رو به گسترش با روسیه و چین، میتواند به شکلگیری شبکهای جدید از همکاریهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی منجر شود؛ روندی که بیش از هر چیز، محدودیتهای ابزار فشار آمریکا و افزایش وزن بازیگران مستقل منطقه را آشکار میکند.





نظر شما