در روزهای گذشته، یکی از چهرههای بیصدا اما اثرگذار در معماری و آرایههای هنری آستان قدس رضوی، رخ در نقاب خاک کشید. دکتر آئینهچیان، مردی که دههها عمر خود را صرف صیانت از اصالت نقوش و تلألو آینههای این آستان کرده بود، پس از یک عمر خدمت خالصانه، در جوار همان صحن و سرایی که بندبندش با سرانگشتان او آشنا بود، آرام گرفت. تشییع پیکر او با حضور تولیت محترم و خادمان حرم مطهر رضوی، نه یک مراسم تشریفاتی، که وداع با بخشی از حافظه تصویری و هنری حرم مطهر بود.
شاید نام دکتر محمدناصر آئینهچیان برای عموم زائران چندان آشنا نباشد؛ او از آن دسته هنرمندانی بود که ترجیح میداد پشت درخشش آثارش پنهان بماند. اما برای اهل فن و کسانی که دغدغه حفظ معماری سنتی ایران را دارند، او استوانهای در مدیریت طرحهای سنتی بود. برای درک بهتر ابعاد شخصیتی و حرفهای او به سراغ دکتر سید احمد مؤذنعلوی، قائممقام اسبق آستان قدس رضوی رفتیم.
دکتر علوی نهتنها در سالیان طولانی مسئولیتش همکاری نزدیکی با آن مرحوم داشته، بلکه به واسطه پیوند خانوادگی، از زوایای پنهان زندگی و اخلاق کاری او نیز باخبر است.
از تالارهای پایتخت تا خادمی بیمزد و منت
دکتر آئینهچیان پیش از آنکه به مشهد بیاید و در غبار کارگاههای حرم مطهر گم شود، هنرمندی شناختهشده در سطح ملی بود. دکتر علوی میگوید: ایشان از سالهای پیش از انقلاب در تهران و اصفهان، در پروژههای بزرگی مثل تزئینات کاخها و هتل شاهعباس، به عنوان استادکار تراز اول گچبری، آینهکاری و طلاکاری مطرح بود. اما ریشه او در مشهد بود؛ جایی که پدر و پدربزرگش نیز از هنرمندان و آینهکاران قدیمی حرم مطهر بودند.
در اواخر دهه ۶۰، زمانی که دکتر علوی مسئولیت روابط عمومی آستان قدس را بر عهده داشت، از او دعوت کرد به مشهد بیاید. علوی به یاد میآورد: استاد با خانواده به مشهد آمد و من او را به بخش فنی و ساختمانی معرفی کردم. نکته جالب اینجاست که این هنرمند صاحبنام، حدود یک سال بدون دریافت هیچ حقوقی کار کرد. اعتقاد داشت هنرش میراث اجدادی او است و باید در خدمت این بارگاه باشد، نه صرفاً پروژههای تجاری. پس از یک سال، وقتی توانمندی خیرهکننده او در طراحی آرایههای هنری ثابت شد، مسئولیت بخش هنری سازمان حریم حرم مطهر به او واگذار شد.
التیام زخمهای انفجار و صیانت از اصالت زیر گنبد
یکی از حساسترین مقاطع حضور دکتر آئینهچیان در حرم مطهر، به دوران پس از حادثه تلخ انفجار در سال ۱۳۷۳ بازمیگردد. در آن زمان، بخشی از آینهکاریهای نفیس زیر سقف گنبد و اطراف ضریح آسیب دیده بود. دکتر علوی توضیح میدهد: کار در آن نقطه، هم به لحاظ فنی بسیار دشوار بود و هم به لحاظ معنوی حساسیت بالایی داشت. استاد آئینهچیان با دقتی وسواسگونه، زیر سقف گنبد و سقف روی ضریح مطهر را دقیقاً مطابق با الگوی قدیمیاش مرمت کرد. او اجازه نداد اصالت کار دستخوش تغییر شود.
در کنار اینها، همکاری او با استاد محمود فرشچیان در طراحی ضریح جدید، فصلی مهم در تاریخ هنر معاصر حرم مطهر است. به گفته علوی، استاد فرشچیان برای اجرای طرحهای ظریف ضریح، همواره از نظرات مشورتی و فنی دکتر آئینهچیان بهره میبرد. رد پای هنر او را میتوان در رواقهای دارالولایه، دارالاجابه و سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی دید؛ جایی که گچبریها و طلاکاریها، ترکیبی از مهندسی دقیق و هنر سنتی است.
ایستادگی بر مدار سنت؛ خلق شکوه در رواق امام(ره)
نظارت بر پروژههای هنری در آستان قدس رضوی به دلیل پیوند ناگسستنی میان مذهب، تاریخ و هنر، همواره با حساسیتهای ویژهای همراه بوده است. دکتر علوی میگوید: در نظام مدیریتی معمولاً تأکید بر این است که در کار هنری نباید کیفیت را فدای زمان کرد. دکتر آئینهچیان با بهرهگیری از همین نگاه و اختیاراتی که به واسطه تخصصش بدست آورده بود، هر هفته روند پیشرفت آرایهها را تبیین میکرد. رواق امام خمینی(ره) نمونه بارز این ایستادگی حرفهای است؛ در حالی که پیشنهادهای متفاوتی برای اجرای سبکهای دیگر در این فضا مطرح میشد، او با تکیه بر دانش خود بر معماری سنتی و اسلامی پافشاری کرد. نتیجه این پافشاری، خلق فضایی شد که امروز شکوه و آرامش آن، بدون لکنت، با زائر سخن میگوید.
این تعهد به کار، هرگز در چارچوب ساعتهای اداری محدود نشد. دکتر علوی که از نزدیک شاهد زندگی زاهدانه او بوده، میگوید: بارها به منزلش میرفتم و میدیدم تا پاسی از شب، پشت میز طراحی نشسته است. همسرش تعریف میکرد او برای طراحی یک کتیبه یا فرم طلاکاری، گاه هفتهها زمان میگذاشت، طرح را روی دیوار نصب میکرد و ساعتها به آن خیره میشد. بارها طرح را تغییر میداد و تا به آن «آنِ» مطلوب و کمال هنری نمیرسید، دست از کار نمیکشید. او معتقد بود در حریمی که هنر اعصار صفوی و تیموری در اوج است، هنر عصر جمهوری اسلامی نیز باید با همان صلابت و بینقص ارائه شود.
اما هنر او تنها در رواقهای پرتردد جلوهگر نبود؛ بخش مهمی از میراث مکتوم او در سرداب مطهر و در نزدیکترین نقطه به مضجع شریف نهفته است. دکتر علوی به پروژهای اشاره میکند که کمتر زائری فرصت دیدن آن را پیدا کرده است: طراحی آرایههای هنری سرداب و محوطه اطراف ضریح قدیمی، از کارهای بسیار ویژه او است. استاد با چنان مهارتی آن فضای محدود را به موزهای از هنر اسلامی تبدیل کرد که در مراسمهای غبارروبی، مورد توجه و تحسین ویژه رهبر شهید انقلاب قرار میگرفت. او معتقد بود هنر در محضر حضرت، چه در منظر هزاران زائر باشد و چه در خلوت سرداب، باید در غایت کمال اجرا شود؛ چرا که مخاطب اصلی او، صاحب این سراست.
میراثدار هنر عصر جمهوری اسلامی
دکتر علوی معتقد است حرم مطهر رضوی، موزهای زنده از تاریخ هنر ایران است که هر گوشهاش شناسنامه یک دوران خاص محسوب میشود. او در تشریح این پیوند تاریخی میگوید: زائر در صحن انقلاب، هنر عصر صفوی را میبیند و در حوالی برج ساعت و نقارهخانه، شکوه دوره افشاری را لمس میکند. کتیبههای ظریف اطراف ضریح مطهر و مسجد گوهرشاد، اوج تجلی هنر تیموریان است و کاشیکاریهای صحن آزادی، یادگار ماندگار عصر قاجار. اما در دورانی که هنر معماری در آستانه فراموشی اصالتها بود، دکتر آئینهچیان هنر عصر جمهوری اسلامی را در این بارگاه شکوفا کرد.
او تأکید میکند: همانطور که ما امروز هنر گذشتگان را تحسین میکنیم، آیندگان نیز هویت هنری این دوره از نظام را با آثار فاخر او در رواقهای دارالحجه(عج)، امام خمینی(ره)، سرداب مطهر و بازآفرینی هنرمندانه زیر گنبد خواهند شناخت. آثاری که به باور دکتر علوی، چنان از غنای فنی و محتوایی برخوردارند که باید موضوع تحقیق، جستار و مقالات دانشجویان دانشگاههای هنر قرار گیرند تا راز ماندگاری این پیوند میان سنت و معاصر فاش شود.
اما ورای این کارنامه حرفهای، آنچه شخصیت او را در ذهن همراهانش حک کرده، زیست نجیبانه و قناعتی است که این روزها کمیاب شده است. دکتر علوی با لحنی که آمیخته به احترام است، از تضاد میان شکوه آثار او و سادگی زندگیاش میگوید: او هنرمندی در تراز جهانی بود، اما اگر به خانهاش قدم میگذاشتید، با آپارتمانی روبهرو میشدید که سادگیاش حیرتزدهتان میکرد. آئینهچیان هیچگاه هنر را نردبان مالاندوزی نکرد. البته حرم مطهر همیشه مأمن چنین جانهای شیفتهای بوده و او تنها سرباز این جبهه نبود، اما بیشک یکی از خالصترین آنها بود که مزدش را نه از خلق، که از صاحب این سرا گرفت.
حالا دست تقدیر، پاداش آن همه دقت و اخلاص را به شکلی نمادین به او بازگردانده است. پیکر استاد آئینهچیان در رواق دارالحجه(عج) و در جوار همان دیوارهایی آرام گرفته که وجببهوجب آرایهها و کتیبههایش را با وسواسی مثالزدنی طراحی و اجرا کرده بود. گویی او سالها پیش، با هر قطعه آینهای که بر دل سنگ و گچ مینشاند، آگاهانه در حال تزئین خانه ابدیاش بود. او با همان اطمینان قلبی که در تمام سالهای خدمتش داشت، سبکبال رفت تا برای همیشه بخشی از کالبد و تاریخ زنده این آستان باقی بماند؛ هنرمندی که حالا نه با نام، که با درخشش آینههای حرم مطهر با زائران سخن میگوید.






نظر شما