در ظاهر، تصمیم دانمارک برای خرید سامانه پدافند هوایی اروپایی «سمپ/تی» (SAMP/T) به جای سامانه آمریکایی پاتریوت، تنها یک قرارداد نظامی چند میلیارد دلاری است. اما در لایههای عمیقتر، این انتخاب میتواند نشانهای از تحولی باشد که سالهاست در سیاست امنیتی اروپا در حال شکلگیری است؛ تحولی که بر یک پرسش بنیادین استوار است؛ آیا اروپا همچنان میتواند امنیت خود را به آمریکا گره بزند؟
برای دههها، پاسخ این سؤال روشن بود. از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، چتر امنیتی آمریکا ستون اصلی دفاع اروپا بوده است. اما مجموعهای از بحرانهای سیاسی، اختلافات راهبردی و تغییرات داخلی در ایالات متحده باعث شده این اطمینان تاریخی به تدریج فرسوده شود؛ تصمیم اخیر کپنهاگ شاید یکی از آشکارترین نشانههای این تغییر ذهنیت باشد.
بحران اعتماد در آن سوی آتلانتیک
مسئله اصلی برای اروپا کمبود قدرت نظامی آمریکا نیست. واشنگتن همچنان بزرگترین قدرت نظامی جهان محسوب میشود و ناتو بدون حضور آمریکا قابل تصور نیست. آنچه امروز اروپاییها را نگران کرده، نه توانایی آمریکا بلکه قابلیت اتکای آن است.
دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ نقطه عطفی در این روند بود. انتقادهای مکرر او از ناتو، درخواست برای افزایش سهم مالی اعضای اروپایی و حتی طرح بحثهایی درباره کاهش تعهدات آمریکا، بسیاری از پایتختهای اروپایی را با واقعیتی جدید روبهرو کرد؛ تضمین امنیتی آمریکا ممکن است دیگر یک اصل تغییرناپذیر نباشد.
این نگرانی در ماههای اخیر نیز تقویت شده است. گزارشهایی درباره برنامه واشنگتن برای کاهش بخشی از نیروها و تجهیزات اختصاصیافته به ناتو، زنگ خطر تازهای برای اروپا به صدا درآورد. هرچند مقامهای ناتو تأکید میکنند که این تغییرات بخشی از بازتوزیع مسئولیتهاست، اما پیام سیاسی آن روشن است؛ اروپا باید سهم بیشتری از امنیت خود را تأمین کند.
در چنین فضایی، انتخاب یک سامانه دفاعی اروپایی تنها یک تصمیم فنی نیست، بلکه حامل پیامی راهبردی است.
استقلال راهبردی؛ رؤیای قدیمی، ضرورت جدید
ایده «استقلال راهبردی اروپا» سالهاست که بهویژه از سوی فرانسه دنبال میشود. امانوئل مکرون بارها هشدار داده که اروپا نمیتواند برای همیشه امنیت خود را به تصمیمات سیاسی واشنگتن گره بزند و باید توانایی اقدام مستقل را به دست آورد.
برنامه «تسلیح مجدد اروپا» که هدف آن بسیج صدها میلیارد یورو برای توسعه صنایع دفاعی قاره است، نتیجه همین نگرش محسوب میشود.
اما اروپا با یک پارادوکس مهم مواجه است. هرچه بیشتر از استقلال سخن میگوید، وابستگی عمیق خود به آمریکا را بیشتر آشکار میکند. از بازدارندگی هستهای گرفته تا شبکههای اطلاعاتی، سامانههای فرماندهی و توان لجستیکی، بخش بزرگی از معماری امنیتی اروپا همچنان بر ظرفیتهای آمریکایی استوار است.
به همین دلیل، حرکت به سمت استقلال راهبردی نه یک پروژه چندساله، بلکه فرآیندی طولانی و پیچیده خواهد بود. خرید سامانههای دفاعی اروپایی میتواند آغاز این مسیر باشد، اما جایگزینی کامل نقش آمریکا در امنیت قاره هنوز فاصله زیادی با واقعیت دارد.
دانمارک؛ نشانهای از اروپای آینده
آنچه تصمیم دانمارک را مهم میکند، خود سامانه «سمپ/تی» (SAMP/T) نیست؛ بلکه تغییری است که در نحوه تفکر دولتهای اروپایی دیده میشود. برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم، برخی دولتهای اروپایی در حال طراحی سیاستهای امنیتی بلندمدت خود بر مبنای این احتمال هستند که حمایت آمریکا همیشگی و تضمینشده نباشد.
این به معنای پایان اتحاد فراآتلانتیک نیست. اروپا همچنان به آمریکا نیاز دارد و واشنگتن نیز اروپا را مهمترین شریک راهبردی خود میداند. اما دوران وابستگی مطلق و بدون پرسش احتمالاً رو به پایان است.
از این منظر، قرارداد دفاعی دانمارک بیش از آنکه درباره موشکها و سامانههای پدافندی باشد، درباره اعتماد است؛ اعتمادی که ستون اصلی روابط دو سوی اقیانوس اطلس بوده و اکنون نشانههایی از فرسایش آن دیده میشود.
شاید یک قرارداد نظامی نتواند موازنه قدرت جهانی را تغییر دهد، اما گاهی یک انتخاب نمادین میتواند آغازگر تغییری بزرگتر باشد. «نه» کپنهاگ به پاتریوت، بیش از هر چیز، بازتاب این واقعیت است که اروپا آرامآرام در حال آماده شدن برای جهانی است که در آن نمیتواند همه معادلات امنیتی خود را بر پایه حضور دائمی آمریکا بنا کند.





نظر شما