منابع آمریکایی، اسرائیلی و عربی از تماس تلفنی پرتنشی خبر میدهند که در آن رئیسجمهور آمریکا نسبت به تشدید درگیریها در لبنان و تأثیر آن بر روند مذاکرات منطقهای ابراز نارضایتی کرده است. با وجود بازتاب گسترده این اخبار، پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ آیا این تنش نشانه یک اختلاف واقعی میان واشنگتن و تلآویو است یا بخشی از یک نمایش سیاسی برای مدیریت افکار عمومی؟
ماجرای تنش از کجا آغاز شد؟
گزارشهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی و اسرائیلی حاکی از آن است که اختلاف اخیر پس از تصمیم تلآویو برای گسترش عملیات نظامی در لبنان و احتمال حملات گستردهتر به مواضع حزبالله شکل گرفته است.
بر اساس این گزارشها، ترامپ در تماس با نتانیاهو نسبت به پیامدهای چنین اقدامی هشدار داده و تأکید کرده است که تشدید جنگ میتواند تلاشهای دیپلماتیک آمریکا در منطقه، بهویژه در ارتباط با پرونده ایران، را با مشکل مواجه کند.
برخی رسانهها حتی از استفاده ترامپ از عباراتی تند و کمسابقه در این گفتوگو خبر دادهاند؛ موضوعی که نشان میدهد دستکم در سطح تاکتیکی، اختلاف نظر جدی میان دو طرف وجود دارد.
روایت رسانههای عبری؛ اختلافی فراتر از یک تماس تلفنی
رسانههای اسرائیلی این ماجرا را صرفاً یک مشاجره لحظهای نمیدانند. در بسیاری از تحلیلهای منتشرشده در تلآویو، اختلاف بر سر نحوه مواجهه با تحولات منطقهای، بهویژه پرونده ایران و لبنان، عامل اصلی تنش معرفی شده است.
از نگاه بخشی از محافل سیاسی اسرائیل، نتانیاهو معتقد است که فشار نظامی باید ادامه یابد تا تهدیدات امنیتی علیه اسرائیل کاهش پیدا کند. در مقابل، ترامپ به دنبال جلوگیری از گسترش جنگ و حفظ فضای لازم برای پیشبرد ابتکارهای دیپلماتیک خود در منطقه است.
رسانههای عربی چه میگویند؟
تحلیل غالب در رسانههای عربی بر این محور استوار است که اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو به لبنان محدود نمیشود و ریشه آن را باید در پرونده ایران جستوجو کرد.
به باور بسیاری از تحلیلگران عرب، دولت آمریکا در تلاش است پس از ماهها تنش، سطح درگیریهای منطقهای را کاهش دهد؛ در حالی که دولت اسرائیل همچنان بر ضرورت حفظ فشارهای نظامی تأکید میکند.
بر همین اساس، لبنان تنها صحنه بروز اختلافی است که در واقع بر سر آینده نظم امنیتی خاورمیانه شکل گرفته است.
نشانههای یک اختلاف واقعی
چند عامل باعث شده بسیاری از ناظران بینالمللی احتمال واقعی بودن این اختلاف را جدی بگیرند.
نخست آنکه این اولین بار نیست که گزارشهایی از اختلاف نظر میان ترامپ و نتانیاهو منتشر میشود. طی ماههای گذشته نیز رسانهها از وجود شکافهایی در نحوه مدیریت پروندههای منطقهای خبر داده بودند.
دوم اینکه دو طرف در شرایط سیاسی متفاوتی قرار دارند. ترامپ نیازمند ارائه تصویری از ثبات و کاهش تنش در خاورمیانه است، در حالی که نتانیاهو برای حفظ جایگاه سیاسی خود در داخل اسرائیل بر نمایش قدرت نظامی تکیه دارد.
عامل سوم نیز برخی گزارشها درباره توقف یا تعویق عملیاتهای برنامهریزیشده پس از تماس تلفنی میان دو طرف است؛ موضوعی که از نگاه برخی تحلیلگران نشاندهنده اثرگذاری مستقیم این اختلاف بر تصمیمات میدانی است.
چرا فرضیه «جنگ زرگری» همچنان مطرح است؟
در مقابل، گروهی از تحلیلگران معتقدند نباید احتمال هماهنگی سیاسی میان دو طرف را نادیده گرفت.
از نگاه این تحلیلگران، ترامپ برای حفظ موقعیت خود در افکار عمومی آمریکا و کشورهای عربی نیاز دارد نشان دهد که در برابر اقدامات اسرائیل موضعی مستقل دارد.
همزمان، نتانیاهو نیز میتواند از نمایش مقاومت در برابر فشار واشنگتن برای تقویت جایگاه خود در میان جریانهای راستگرای اسرائیل استفاده کند.
به همین دلیل برخی ناظران معتقدند رسانهای شدن اختلافات، لزوماً به معنای وجود یک شکاف راهبردی عمیق نیست.
شکاف تاکتیکی، نه جدایی راهبردی
مرور گزارشها و تحلیلهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی، عبری و عربی نشان میدهد که احتمال وجود اختلاف واقعی میان ترامپ و نتانیاهو بیش از فرضیه «نمایش سیاسی کامل» است. با این حال، شواهد موجود حاکی از آن است که این اختلاف بیشتر بر سر شیوه مدیریت بحرانهای منطقهای و زمانبندی اقدامات است، نه بر سر اهداف کلان.
به بیان دیگر، واشنگتن و تلآویو همچنان در بسیاری از مسائل راهبردی از جمله امنیت اسرائیل و مهار نفوذ منطقهای ایران دارای منافع مشترک هستند؛ اما درباره نحوه رسیدن به این اهداف، اختلافاتی جدی و گاه پرتنش میان رهبران دو طرف وجود دارد.
در چنین شرایطی، تنش اخیر را میتوان نشانهای از یک شکاف تاکتیکی مهم دانست؛ شکافی که اگر تحولات منطقهای ادامه یابد، ممکن است در آینده ابعاد گستردهتری پیدا کند.




نظر شما