تحولات منطقه

امپراتوری‌ها هنوز هم برای اثبات پیروزی خود، پرچم‌هایشان را بر فراز سنگرها و دژهای کهن برافراشته می‌کنند؛ اما جنگ‌های مدرن نه با پرچم‌هایی که بر دیوارها در اهتزازند، بلکه با آنچه در آسمان بالای سر در گردش است، تعیین تکلیف می‌شوند.

بازی پهپادها؛ پرچم بر فراز «بوفور»، حقیقت در «رامبام»
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

برافراشته شدن پرچم اسرائیل بر فراز قلعه تاریخی بوفور در جنوب لبنان، از نگاه دولت بنیامین نتانیاهو نمادی از بازگشت قدرت و تثبیت «منطقه امنیتی» در مرزهای شمالی بود. اما همزمان با انتشار تصاویر این رویداد، حملات پهپادی حزب‌الله به مواضع اسرائیلی و تلفات مستمر ارتش این کشور، پرسش دیگری را در برابر افکار عمومی قرار داد که آیا تصرف یک موقعیت نمادین به معنای تغییر موازنه جنگ است؟

اگر سریال «بازی تاج‌وتخت» را دیده باشید، این الگو را به خوبی می‌شناسید. در هر فصل، فردی قلعه‌ای را تصرف می‌کند، تاج‌وتختی را به دست می‌آورد یا پرچمی را بر فراز دیواری باستانی برافراشته و اعلام پیروزی می‌کند. اما سرنوشت داستان هرگز با کسی که قلعه را در اختیار دارد تعیین نمی‌شود.

قلعه‌ها دست به دست می‌شوند. پرچم‌ها تغییر می‌کنند. اما پادشاهی همچنان خونریزی می‌کند. کسانی که بیش از همه شیفته تصرف سنگ و دیوار هستند، معمولاً آخرین افرادی‌اند که متوجه می‌شوند میدان نبرد به جای دیگری منتقل شده است.

قلعه بوفور که بر ارتفاعات مشرف به رود لیتانی قرار گرفته، طی قرن‌ها بارها میان قدرت‌های مختلف دست به دست شده است. از «صلیبیون» تا «صلاح‌الدین ایوبی» و سپس «بیبرس»، همگی روزی این دژ را در اختیار داشتند اما هیچ‌کدام نتوانستند آن را برای همیشه حفظ کنند. اسرائیل نیز در سال ۱۹۸۲ این قلعه را تصرف کرد و پس از ۱۸ سال حضور در جنوب لبنان، در سال ۲۰۰۰ مجبور به عقب‌نشینی شد.

این بار نیز برافراشتن پرچم بیش از آنکه نشانه یک پیروزی نظامی باشد، به نظر می‌رسد تلاشی برای ارائه تصویری از کنترل در میانه جنگی باشد که ماهیت آن به سرعت در حال تغییر است. رسانه‌های اسرائیلی به‌خوبی می‌دانستند با این تصویر چه کنند. روزنامه هاآرتص اذعان کرد که تنها یک عکس از پرچم اسرائیل بر فراز قلعه کافی بود تا مهم‌ترین پرسش این جنگ به حاشیه رانده شود؛ این جنگ دقیقاً چه دست آوردی داشته است؟

شکار مردان پادشاه

هدف اعلام‌شده عملیات اسرائیل در لبنان، دور کردن تهدید از شهرک‌های شمالی و کاهش توانایی حزب‌الله در حمله به داخل اسرائیل بود. اما واقعیت میدان نبرد نشان می‌دهد که بخش مهمی از تهدید همچنان پابرجاست.

تنها در فاصله چند روز، چندین نظامی اسرائیلی در حملات پهپادی کشته شدند. از جمله گروهبان ارشد «نوآم هامبورگر» که در پایگاه «بیرانیت» در داخل خاک اسرائیل هدف قرار گرفت. دو روز بعد گروهبان «نهورای لایزر» در نزدیکی «بنت جبیل» کشته شد و سپس گروهبان «روتِم یانای» در حمله دو پهپاد در منطقه «شومرا» جان خود را از دست داد.

وجه مشترک بسیاری از این حملات، استفاده از پهپادهای هدایت‌شونده با فیبر نوری است؛ فناوری‌ای که امکان اخلال در ارتباط آن از طریق جنگ الکترونیک را به شدت محدود می‌کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد بسیاری از سربازان در لحظه تلاش برای رسیدن به پناهگاه و پس از شنیدن آژیر هشدار هدف قرار گرفته‌اند.

در همین حال، ویدئوهای منتشرشده از سوی حزب‌الله به بخشی از جنگ روانی تبدیل شده‌اند. تصاویر ثبت‌شده از حمله به خودروها، مواضع نظامی و نیروهای در حال جابه‌جایی، روایت متفاوتی از وضعیت میدانی ارائه می‌کنند؛ روایتی که با تصویر رسمی «کنترل کامل اوضاع» فاصله دارد.

بوفور و بازگشت یک سناریوی قدیمی

تاریخ قلعه بوفور برای اسرائیل یادآور تجربه‌ای پیچیده است. در جریان حمله سال ۱۹۸۲، تیپ گولانی با تلفات سنگینی این ارتفاعات را تصرف کرد. با این حال، «آریل شارون»، وزیر دفاع وقت، ساعاتی بعد اعلام کرد که عملیات بدون تلفات انجام شده است؛ در حالی که چندین سرباز اسرائیلی از جمله سرگرد «گونی هارنیک» کشته شده بودند.

اکنون نیز شباهت‌هایی میان آن مقطع و وضعیت فعلی دیده می‌شود. در حالی که نتانیاهو و وزیر دفاع اسرائیل از بازگشت «منطقه امنیتی» سخن می‌گویند، ساعاتی پس از برافراشته شدن پرچم در بوفور، یک پهپاد انفجاری موجب کشته شدن گروهبان ارشد «آدام تصرفاتی» و زخمی شدن چند نظامی دیگر شد.

حزب‌الله نیز در واکنش به این اقدام اعلام کرد که هدف اسرائیل از انتشار تصاویر بوفور، جبران تأثیر روانی ویدئوهای عملیات این گروه بر افکار عمومی اسرائیل بوده است. در بیانیه اتاق عملیات حزب‌الله آمده است: «ارتش اسرائیل به دنبال تصویری بود که بتواند آن را به عنوان یک پیروزی قاطع تبلیغ کند تا نگرانی شهرک‌نشینان شمالی را کاهش دهد.»

مقاومت لبنان همچنین تأکید کرد که استقرار نیروهای اسرائیلی در اطراف قلعه همچنان با دشواری روبه‌روست و جنگ فرسایشی در منطقه ادامه دارد.

سیمی که هیچ اخلالگری قادر به قطع آن نیست

شاید مهم‌ترین تحول جنگ جاری، نقش رو به افزایش پهپادهای فیبر نوری باشد. این سامانه‌ها که از طریق رشته‌ای نازک از فیبر شیشه‌ای هدایت می‌شوند، برخلاف پهپادهای متعارف وابسته به امواج رادیویی نیستند و به همین دلیل در برابر بسیاری از ابزارهای جنگ الکترونیک مصونیت دارند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در هفته‌های اخیر بیش از ۸۰ فروند از این پهپادها به کار گرفته شده‌اند و حدود یک‌پنجم آنها به اهداف خود اصابت کرده‌اند. از زمان ازسرگیری درگیری‌ها در ماه مارس، بخش عمده تلفات نظامی اسرائیل به حملات پهپادی نسبت داده شده است.

همین مسئله باعث شکل‌گیری بحثی جدی در داخل اسرائیل شده است. یک عضو کابینه در گفت‌وگو با شبکه ۱۲ وضعیت شمال اسرائیل را در برابر این پهپادها «بی‌دفاع» توصیف کرد، در حالی که «ایال زمیر» رئیس ستاد ارتش، آنها را صرفاً «یک چالش» دانست که قابل حل خواهد بود.

این اختلاف دیدگاه، بازتاب نگرانی عمیق‌تری است؛ اینکه فناوری‌های ارزان‌قیمت و در دسترس می‌توانند معادلات سنتی برتری نظامی را به چالش بکشند.

زخم‌های کوچک، واقعیت‌های بزرگ

ارتش اسرائیل بسیاری از تلفات را در قالب «جراحات خفیف» گزارش می‌کند، اما آمار بیمارستان‌ها تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. بیمارستان «رامبام» در حیفا به تنهایی حدود ۹۰ نظامی زخمی را پذیرش کرده است.

معاون این بیمارستان، دکتر «آوی وایسمن»، گفته است: «تقریباً هر روز دو بالگرد از منطقه نبرد فرود می‌آیند.» به گفته او، بسیاری از مجروحان دچار آسیب‌های شدید اندامی هستند و به دوره‌های طولانی درمان و توان‌بخشی نیاز دارند.

در کنار این رویکرد، سانسور نظامی نیز نقش مهمی ایفا می‌کند.

بر اساس آمار رسمی، در سال ۲۰۲۴ سانسور نظامی اسرائیل انتشار ۱۶۳۵ گزارش را به طور کامل ممنوع کرده و ۶۲۶۵ گزارش دیگر را مورد حذف یا اصلاح قرار داده است؛ یعنی به طور متوسط روزانه ۲۱ مورد مداخله.

اما حتی مقام‌های اسرائیلی نیز اذعان دارند که سانسور دیگر نمی‌تواند با سرعت شبکه‌های اجتماعی رقابت کند.

در نهایت، جنگ جاری نشان می‌دهد که میدان نبرد لبنان دیگر صرفاً بر سر تصرف ارتفاعات یا مناطق جغرافیایی نیست. آنچه امروز سرنوشت درگیری را شکل می‌دهد، ترکیبی از فناوری‌های نوین، جنگ روانی و توانایی طرف‌ها در تحمیل هزینه‌های مستمر به یکدیگر است.

در چنین شرایطی، پرچمی که بر فراز بوفور برافراشته شده، شاید بیش از آنکه نماد پیروزی باشد، یادآور این واقعیت باشد که کنترل یک قلعه لزوماً به معنای کنترل روند جنگ نیست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha