بهگزارش قدس آنلاین، در نود و هشتمین روز نبرد، در حالی که دونالد ترامپ تلاش میکند با ادعاهای مبهم درباره کنترل بر اورانیوم ایران، فضایی از «پیروزی مجازی» بسازد، واقعیتهای میدانی و سیاسی در خاورمیانه، دکترین کاخ سفید را به چالش کشیدهاند. شلیک هشدارآمیز نیروی دریایی ایران به ناوگان آمریکایی در دریای عمان و رد قاطع «صلح آمرانه واشنگتن» از سوی نبیه بری در لبنان، نشان داد استراتژی تجزیه جبههها، شکست خورده است. ایران و متحدانش، فریب بازی کلمات در پیشنویسها را نمیخورند و تا زمانی که ماشین جنگی در لبنان خاموش نشود و محاصره دریایی پایان نیابد، هیچ توافقی به امضا نخواهد رسید.
معمای پیشنویسها؛ ابهامسازی واشنگتن و هوشیاری ایران
برای درک چرایی کُندی در روند مذاکرات، باید به ماهیت پیشنویسهای تبادلشده نگاه کرد. وجود «ابهامات عمیق» در طرح توافق آمریکا، پرده از یک تاکتیک قدیمی واشنگتن برمیدارد. آمریکا تلاش میکند در متون دیپلماتیک، شروط خود (ازجمله کنترل بر توان هستهای) را شفاف و الزامآور کند، اما تعهدات خود در قبال لغو محاصره و پایان جنگ را در هالهای از ابهام و «تعهدات مشروط» نگه دارد.
اما ایران که تجربه تلخ عهدشکنیهای پیشین (از جمله خروج ترامپ از برجام) را در حافظه تاریخی خود دارد، اینبار دست حریف را خوانده است. رویکرد ترامپ دچار یک پارادوکس ذاتی است. اگر او مدعی است توان هستهای و نظامی ایران را «نابود» کرده، پس چرا برای بازگشایی هرمز نیازمند مذاکره و التماس است؟ این تناقض نشان میدهد واشنگتن برای خروج از فشار تورم انرژی و نجات اقتصاد اروپا، به این توافق نیاز حیاتی دارد، اما نمیخواهد هزینه سیاسی پذیرش شروط ایران را بپردازد.
آتشبس نمایشی در لبنان
در جبهه لبنان، معادلات پیچیدهتر از آن است که با یک نشست نمایشی در واشنگتن حلوفصل شود. موضعگیری قاطع نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان مبنی بر رد کامل توافق پیشنهادی آمریکا، یک نقطه عطف استراتژیک بود. او به روشنی اعلام کرد پیشنویس آمریکایی، درواقع یک تله است که در آن، آتشبس اسرائیل با «خلعسلاح حزبالله و تخلیه جنوب لیتانی» گره خورده است.
رد این پیشنهاد توسط یکی از ارکان اصلی نظام سیاسی لبنان، نشاندهنده همسویی کامل ارکان حکومتی و مقاومت در این کشور است. در میدان نیز، حزبالله با انجام عملیاتهای دقیق و هدف قرار دادن ادوات زرهی (از جمله بلدوزرها و تانکهای اسرائیلی در الخیام و رشاف) ثابت کرد ماشین جنگی اسرائیل، برخلاف ادعاهایش، در جنوب لیتانی زمینگیر شده است.
هرمز؛ تغییر قواعد درگیری در دریا
در خلیجفارس و دریای عمان، تقابل از سطح لفاظی دیپلماتیک فراتر رفته است. پس از آنکه سنتکام در ادامه رفتارهای راهزنانه خود، اقدام به توقیف و مزاحمت برای کشتیهای تجاری کرد، نیروی دریایی ایران با شلیک موشکها و پهپادهای اخطارآمیز به سمت ناوهای آمریکایی، دکترین «اقدام متقابل» را فعال کرده است.
این شلیک هشدار، یک پیام حقوقی و عملیاتی روشن داشت. «صبر استراتژیک ایران به معنای انفعال نیست». اگرچه سنتکام تلاش کرد با تکذیب این حمله، از بروز یک بحران حیثیتی جدید جلوگیری کند، اما واقعیت بازارها (و هشدار نهادهای اروپایی درباره افت شاخصهای اقتصادی) نشان میدهد جهان، پیام آتشین هرمز را بهخوبی دریافت کرده است.
ایستگاه نودوهشتم؛ تلهزمان برای ترامپ
در سطح بینالمللی، انزوای محور عبری-آمریکایی در حال تعمیق است. ممنوعالورود شدن وزرای افراطی اسرائیل به ایرلند و محکومیتهای گسترده جهانی علیه توقیف کاروانهای آزادی، نشان میدهد لابیهای غربی دیگر توان کنترل افکار عمومی جهان را ندارند.
ما اکنون در وضعیتی قرار داریم که آندرهآ دسی(استادیار دانشگاه رم) آن را «فشار فزاینده بر واشنگتن» توصیف میکند. با نزدیک شدن به پایان ماه ژوئن و خطر انفجار مجدد قیمتهای سوخت در آستانه چرخههای انتخاباتی، دونالد ترامپ زمان بسیار اندکی برای تصمیمگیری دارد. او باید انتخاب کند یا شروط یکپارچه و منطقی ایران و متحدانش در منطقه را بپذیرد یا ادامه قماری که نتیجه آن، نه «پیروزی آمریکا» بلکه فروپاشی پایگاه رأی جمهوریخواهان زیر بار تورم و بحران انرژی خواهد بود.




نظر شما