بهگزارش قدس آنلاین، این روزها رژیم صهیونیستی در حال پیشروی در خاک لبنان است؛ اما این اشغالگری را باید به پای دولت لبنان نوشت؛ چرا که او در حال تکرار تجربههای شکستخورده پیشین است؛ تکرار تجربه پیمان صلح فلسطینیها در اسلو و تجربه اخیر دولت جولانی در سوریه و نیز اجلاس صلح شرمالشیخ در سال ۲۰۲۵؛ همانها که گمان میکردند میتوان با مذاکره و توافق در مقابل توسعهطلبی رژیم ایستاد.
حالا به نظر میرسد دولت لبنان به اشتیاق برقراری صلح با اسرائیل و در حالی که خود را عاجز از درگیری با حزبالله و خلعسلاح او دانسته، حداقل با بیعملی خود به رژیم صهیونیستی برای حذف فیزیکی قابلیتهای حزبالله چراغ سبز نشان داده؛ ولو به بهای نابودی و اشغال سرزمینش! همان اِشغالی که قبلاً هم در ۱۸ سال منتهی به سال ۲۰۰۰ تجربهاش کرد و این مقاومت لبنان بود که سرزمین را بازپس گرفت.
شاید تاکتیکی باشد؛ شاید هم از سر اجبار
عقبنشینی این روزهای حزبالله شاید تاکتیکی باشد؛ شاید هم از سر اجبار؛ اما هرچه باشد، دستاورد آن، چیزی نیست جز تحکیم «ایده مقاومت».
این عقبنشینی در حالی صورت میگیرد که مقاومت لبنان علاوه بر دشمن پیشِ روی خود با دولت سازشگر لبنان نیز در حال کشمکش است؛ و البته تمایلی به بروز جنگ داخلی نیز ندارد.
در این میان، منطق حزبالله در مواجهه با فشار دولت برای تمرکز قوای نظامی (بخوانید خلع سلاح حزبالله) روشن است: دولت و ارتش لبنان مسئولیت دفاع از سرزمین را بپذیرد؛ نیروهای رژیم به تجاوز و اشغالگری خاتمه دهند؛ آنگاه بر سر موضوع گفتوگو خواهیم کرد!
منطق جمهوری اسلامی ایران نیز در قبال لبنان روشن است:
چنانچه دولت لبنان برای مقابله با هجوم و اشغالگری ارتش اسرائیل استمداد طلبید، جمهوری اسلامی آماده اقدام خواهدبود؛ همانطور که بشاراسد در سال ۲۰۱۱ «خواست» و دولت و کشورش باقی ماند. لکن هم او در سال ۲۰۲۴ «نخواست» و دولتش ساقط شد و همه قابلیتهای نظامی و دفاعی کشورش نابود شد.
و جولانی نیز با روی کار آمدنش، «نخواست» و علاوه بر بلندیهای جولان، بخش دیگری از خاک کشورش نیز به تصرف رژیم درآمد و حالا نیروهای اسرائیلی را در فاصله ۱۰ کیلومتری دمشق مییابد.
حالا دولت لبنان خیال میکند با خوشرقصی برای رژیم و عادیسازی روابط، میتواند روزی او را از سرزمین لبنان بیرون کند؛ غافل از آنکه این
رژیم، دیگر آن اسرائیلِ سال ۱۹۷۸ در کمپ دیوید نیست که در ازای به رسمیت شناخته شدن، از صحرای سینا عقبنشینی کند؛ رژیم صهیونی اکنون را موعد مطلوب برای تحقق «اسرائیل بزرگ» میداند!
تلخ است، اما بعضی وقتها برای دستیابی دیگران به یک ایده و تجربه زیسته باید اجازه داد سرها مکرراً به سنگ بخورد.
مقوله لبنان بسان یک تیغ دو لبه
در این زمینه هرچند ورود جمهوری اسلامی برای برداشتن فشار و حفظ مقاومت ضروری است، اما نحوه مداخله در مقوله لبنان بسان یک تیغ دو لبه است؛ چرا که میتواند تبعات منفی برای حزبالله در قلمرو سیاسی لبنان داشته باشد.به نظر میرسد جمهوری اسلامی میان حفظ حزبالله به عنوان «سازمان مقاومت همپیمان» و «حفظ سرزمین» که مسئولیتش با دولت لبنان است، تفکیک کرده و از اینرو شاید در تکاپوی یافتن فرمولی برای «حفظ حزبالله با وجود اشغال سرزمین» باشد.
از سوی دیگر محتمل است عقبنشینی حزبالله ناشی از تغییر اولویت باشد؛ همانکه نشانهاش در آخرین سخنرانی شیخ نعیم (۲۴ مِی در سالروز آزادسازی اراضی جنوب) مشهود بود: تقدم یافتن «مبارزه با جریان سازشگر» و زمینهسازی برای تغییر دولت.
پینوشت
۱. اسرائیل نشان داده برخلاف تصور ماقبل ۷ اکتبر، توانمندی جنگیدن در چند جبهه را دارد، لذا بعید است با وجود آتشباری مجدد ایران بر سرزمینهای اشغالی، دست از پیشروی در جنوب لبنان بردارد.با این حال، ایالات متحده با موافقت امروز خود برای حمله رژیم صهیونیستی به بیروت نشان داد در مذاکره با ایران، در حال وقت خریدن برای او به منظور پیشروی در لبنان است.۲. به نقل از میدل ایستآی چنین آمده: در ۱۴ مِی، ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل فاش کرد اسرائیل یک «برنامه شهرکسازی برای لبنان» دارد. وزیر راستگرای افراطی، این اظهارات را دقیقاً در روزی بیان کرد که قرار بود لبنان و اسرائیل مذاکرات مستقیم خود را در واشنگتن تحت نظارت آمریکا با هدف عادیسازی روابط و دستیابی به توافقی جامع از سر بگیرند.
خبرنگار: مجید صادقی




نظر شما