بهگزارش قدس آنلاین، صد و یکمین روز نبرد برای بسیاری از محافل خبری-تحلیلی دنیا، روز قضاوت درباره یک کارزار ناکام بود. وقتی دونالد ترامپ در اسفند ماه فرمان بمباران ایران را صادر کرد، رؤیای او و مشاورانش یک «تغییر رژیم برقآسا» به سبک مداخله آمریکا در ونزوئلا بود. اما امروز، ۱۰۰ روز پس از آغاز آن عملیات، نظرسنجی دانشگاه مریلند نشان میدهد حتی پایگاه رأی جمهوریخواهان نیز به این راهبرد پشت کردهاند. واشنگتن اکنون نهتنها در رسیدن به اهداف هستهای و نظامی خود ناکام مانده، بلکه با شلیکهای اسرائیل به قلب بیروت، شاهد از بین رفتن همان میز مذاکرهای است که برای مهار تورم داخلیاش به آن نیاز حیاتی دارد.
معمای ضاحیه
مهمترین تحول میدانی ۲۴ساعت گذشته، حمله مستقیم اسرائیل به ضاحیه بیروت بود. این حمله (که دستکم دو شهید و ۱۱ مجروح بر جای گذاشته است)، فقط نقض یک آتشبس محلی نبود؛ بلکه یک دهنکجی آشکار به استراتژی کاخ سفید بود.همان طور که تحلیلگرانی چون علی رزق در الجزیره اشاره میکنند، ترامپ آشکارا به اسرائیل هشدار داده بود که به پایتخت لبنان حمله نکند، زیرا میدانست چنین اقدامی، مذاکرات شکننده آمریکا با ایران را نابود خواهد کرد، اما نتانیاهو که بقای سیاسیاش به تداوم «وضعیت جنگی» گره خورده، نشان داد حاضر است برای حفظ کابینه خود، منافع انتخاباتی ترامپ و امنیت اقتصادی غرب را قربانی کند.
بحران داراییها و تله دوقطبی در آمریکا
در عرصه دیپلماسی، صحبتهای متناقض رئیسجمهور آمریکا نشاندهنده بنبست راهبردی او است. ترامپ در مصاحبه با شبکه NBC از یک سو مدعی میشود ایران خلع سلاح هستهای را پذیرفته (ادعایی که بارها از سوی ایران تکذیب شده) و از سوی دیگر میگوید «داراییهای بلوکه شده ایران فوراً آزاد نخواهد شد». اما چرا ترامپ نمیتواند اموال ایران را آزاد کند؟ ترامپ در داخل آمریکا اسیر فشار سنگین دموکراتها و تندروهای جمهوریخواه است. آنها بازگرداندن ۲۴ میلیارد دلار به ایران را یک «باجدهی خطرناک» میدانند. این یعنی ساختار سیاسی آمریکا چنان دچار تصلب شده که حتی رئیسجمهورش نیز قدرت ارائه تضمینهای لازم برای یک توافق صلح را ندارد. ایران نیز به خوبی دریافته مذاکره با دولتی که توان اجرای تعهداتش را ندارد، بیثمر است.
خلیج فارس در آتش؛ پایان مصونیت متحدان
در حالی که دیپلماسی دوباره زمینگیر شده، تبادل آتش در خلیج فارس وارد مرحله جدیدی شده است. ادعای سنتکام مبنی بر سرنگونی دو پهپاد ایرانی در هرمز، با پاسخ قاطع سپاه پاسداران و شلیک موشکهای بالستیک به سمت پایگاههای میزبان نیروهای آمریکایی در بحرین و کویت مواجه شد.این اقدام تلافیجویانه، تثبیت دکترین راهبردی ایران است مبنی بر اینکه «اگر آمریکا بخواهد تنگه هرمز را برای ایران ناامن کند، هیچ پایگاه غربی در خاورمیانه در امان نخواهد بود». کشورهای میزبان ارتش آمریکا، اکنون در خط مقدم پرداخت هزینههای جنگی قرار گرفتهاند که از آسمان و خاک آنها شروع شده است.
ایستگاه صد و یکم؛ صورتحساب سنگین یک توهم
نظرسنجی تکاندهنده دانشگاه مریلند (که نشان میدهد تنها ۱۶درصد مردم آمریکا جنگ با ایران را موفق میدانند و ۳۳درصد از خود جمهوریخواهان هم آن را مضر ارزیابی میکنند)، بهترین جمعبندی برای روز صدم است.ترامپ که با وعده «پیروزی سریع و بیهزینه» وارد این کارزار شد، اکنون با نفت گران شده، تورم داخلی افسارگسیخته و متحدانی شوریده (از اروپا تا خلیج فارس) دست و پنجه نرم میکند. در مقابل، ایران با مدیریت تنگه هرمز و حفظ یکپارچگی جبهه مقاومت (از لبنان تا خلیج عمان)، نشان داد راهبرد «صبر مسلحانه»، کارآمدتر از دکترین «فشار حداکثری» است.




نظر شما