در سالهای اخیر، قیمت بلیت کنسرت در ایران با افزایش قابل توجهی روبهرو بوده؛ افزایشی که حضور در اجراهای زنده را برای بخشهایی از جامعه عملاً به تجربهای بسیار گرانقیمت یا حتی دستنیافتنی تبدیل کرده است. این در حالی است که کنسرتهای موسیقی یکی از مهمترین اشکال مصرف فرهنگی و تفریحی محسوب میشوند اما همچنان از دسترس بخش قابل توجهی از جامعه خارج شدهاند.
در روزهای اخیر، برگزاری کنسرت «تاج و تخت» با قیمتی نزدیک به ۳میلیون تومان، بار دیگر بحث گرانی بلیتهای کنسرت را سر زبانها انداخته، آن هم در شرایطی که وضعیت اقتصادی کشور نسبت به چند ماه گذشته، با بحرانهای بیشتری روبهرو است و مردم فشار بیشتری را تجربه میکنند.
نگاهی به نمودار قیمت بلیت کنسرت در سال ۱۴۰۴
کمی به عقب بازگردیم و نگاهی کوتاه به روند تصاعدی قیمتها در سال گذشته داشته باشیم. در آغاز سال ۱۴۰۴، هزینه بلیت کنسرت در بازه قیمتی یک میلیون و ۱۰۰ تا یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان قرار داشت که در کمتر از سه ماه با افزایشی ۳۰۰ هزار تومانی روبهرو شد و در نهایت به یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان هم رسید. قیمتها در کنسرتهای پاپ هم متفاوت بودهاند؛ قیمت بلیت برخی کنسرتها ۴۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان و همچنین در برج میلاد برخی اجراها تا یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان نیز رسید. وضعیت قیمت کنسرتهای کلاسیک، تلفیقی و سنتی ۳۵۰ تا ۸۵۰ هزار تومان متغیر بوده است. در مجموع سال گذشته سقف قیمت بلیت کنسرتهای تهران در بازه قیمتی یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان قرار داشت.
اما در سال جدید و براساس اعلام سامانههای فروش بلیت کنسرتهای موسیقی، کف قیمت بلیت در شرایط پس از جنگ، ۴۰۰ هزار تا حدود یک میلیون و ۷۵۰ هزار تومان تعیین شده است. در این میان یک رقم نامتعارف، همه توجهات را به سمت کنسرت «بازی تاج و تخت» جلب کرده است. قیمت بلیت این کنسرت از یک میلیون و ۳۶۵ هزار تومان تا ۲میلیون و ۸۸۰ هزار تومان تعیین شده که با اضافه شدن ۱۰ درصد مالیات ارزش افزوده، قیمت نهایی بلیت به ۳میلیون و ۱۶۸ هزار تومان میرسد. این در حالی است که بلیت نخستین کنسرت علیرضا قربانی در سال جاری که ۱۸ تا ۲۰ خرداد ماه در تبریز برگزار میشود نیز با قیمتی معادل ۲میلیون تومان به فروش میرسد.
انتقادها به قیمت ۳میلیون تومانی «بازی تاج و تخت»، بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به واکنش واداشت. او در گفتوگویی تأکید کرده این قیمتگذاری بدون هماهنگی با دفتر موسیقی انجام شده که موضوع به برگزارکنندگان منتقل شده و قول پیگیری و اصلاح قیمت دادهاند. با این حال، رضایی معتقد است؛ افزایش نرخ بلیت تا سقف ۳میلیون تومان نسبت به نرخ تورم، هزینه چندانی نیست! این در حالی است که سال گذشته نیز تهیهکنندگان موسیقی معتقد بودند با توجه به نرخ تورم، افزایش قابل توجه قیمت بلیتها ضروری است، اما با همکاری آنها تلاش شد قیمتها کنترل شود.
در نتیجه، در ابتدای سال تنها افزایش محدودی نسبت به سال ۱۴۰۳ اعمال و همان سطح قیمتی حفظ شد.
حذف محصولات فرهنگی از سبد قشر متوسط
نکتهای که باید آن را از لابهلای اظهارات مدیر دفتر موسیقی پیدا کرد مسئله فاصله قابل توجه میان هزینهها و درآمد مردم است؛ فاصلهای که این پرسش را مطرح میکند که دسترسی به چنین کالای فرهنگی برای چه بخشی از جامعه امکانپذیر خواهد بود؟ نظر به عدم توازن میان درآمد و قدرت خرید، طبیعتاً شکاف بزرگی میان مخاطب و بهرهمندی از رویدادها و محصولات فرهنگی به وجود میآید و کنسرت به تدریج از سبد قشر متوسط جامعه حذف خواهد شد؛ چنان که سایر کالاهای فرهنگی نیز با چنین معضلی درگیر هستند؛ بحرانی که پیشتر برای کتاب هم رخ داده بود و به دلیل افزایش قیمت کاغذ و هزینههای چاپ، بخش عمدهای از فشار این هزینهها بر دوش مخاطب افتاد و خرید کتاب را به شکل محسوسی از سبد خانوار حذف کرد. در سینما نیز با وجود مقاومت در برابر افزایش قیمت بلیت، اتخاذ راهکارهای جایگزین همچون شناورسازی قیمتها و افزایش روزهای نیمبها، باز هم سینماها با کاهش مخاطب مواجه شدهاند. این در حالی است که سقف قیمت بلیت سینما ۱۸۰ هزار تومان است اما حداقل قیمت بلیت یک کنسرت آن هم در انتهای سالن برای هر نفر بیش از یک میلیون تومان خواهد بود.
گرچه مدیر دفتر موسیقی خواستار همراهی تهیهکنندگان موسیقی با وضعیت فعلی شده و از آنها درخواست کرده حداقل تا پایان شهریور ماه تلاش کنند قیمت بلیتها در یک سطح مشخص و با فاصلهای منطقی حفظ شود و اگر هم قرار است افزایشی صورت بگیرد، این افزایش تا سال آینده به تعویق بیفتد؛ با این حال اما به نظر نمیرسد هزینههای برگزاری کنسرت را بتوان نادیده گرفت.
فشار هزینهها بر صنعت موسیقی زنده
مهمترین دلیل افزایش قیمت بلیت، رشد هزینههای برگزاری کنسرت است. اجاره سالنهای اجرا، تجهیزات صوتی و نورپردازی، دستمزد نوازندگان و گروههای فنی، بیمه و هزینههای اجرایی در سالهای اخیر افزایش چشمگیری داشتهاند و از سویی دیگر برگزارکنندگان معتقدند بدون افزایش قیمت بلیت، ادامه فعالیت در بسیاری از موارد صرفه اقتصادی نخواهد داشت.
در این میان، گلدرشتترین این هزینهها؛ اجارهبهای سالنهاست که بهعنوان یکی از عوامل کلیدی شناخته میشود؛ عاملی که سهم قابل توجهی از بودجه هر کنسرت را به خود اختصاص میدهد. به طور مثال اجاره بهای سالنها در سال ۱۴۰۴ برای یک روز اجرا در سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی بیش از ۵۰۰ میلیون تومان، برج میلاد حدود ۷۰۰ میلیون تومان و اسپیناس پالاس حدود ۹۳۰ میلیون تومان بوده است و میتوان پیشبینی کرد اجاره بهای این سالنها در سال جاری با افزایش محسوسی روبهرو باشد. تا جایی که به گفته برخی از تهیهکنندگان موسیقی، سالنی که برای یک شب اجرا، حدود یک میلیارد تومان اجاره دریافت میکرد، احتمالاً در سال جاری این رقم را به یک میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان برساند! با این حال برخی فعالان حوزه موسیقی معتقدند نبود یک نظام شفاف در قیمتگذاری موجب شده افزایش هزینهها بهطور کامل در بهای بلیت منعکس شود. هزینههای جانبی مانند مالیات، گرفتن مجوزها و الزامات نظارتی نیز در قیمت نهایی بلیت اثرگذارند. اگرچه این هزینهها بهطور مستقیم دیده نمیشوند، اما در نهایت به قیمت مصرفکننده منتقل میشوند.
پیامدهای اجتماعی افزایش قیمت
قیمت بلیت کنسرت و بررسی متغیرهای مؤثر بر افزایش آن، تنها موضوعی نیست که باید مورد توجه قرار گیرد.
در پشت پرده افزایش قیمت کالاهای فرهنگی و فعالیتهای سرگرمیمحور، در واقع بخش قابل توجهی از جامعه به ویژه نسل جوان است که از امکانات ضروری فرهنگی و هنری محروم شده و زمینههای رشد فرهنگی آنها مسدود میشود. امکان دسترسی به کتاب، موسیقی، اجرای زنده، تماشای فیلم و هر آنچه در قالب فعالیتهای فرهنگی تعریف میشود، در بلندمدت زیربنای فرهنگ و رشد یک جامعه را فراهم میکند.
اما با حذف کتاب از سبد خانوار، محدود شدن توانایی خرید بلیت سینما تا رسیدن به مرحلهای که تهیه بلیت چند میلیونی کنسرت برای یک خانواده عملاً غیرممکن شود، آن هم در شرایطی که تأمین نیازهای ضروری و اولیه اولویت دارد، آرامآرام جامعه را از ظرفیتهای رشد و تعالی تهی میکند.
در چنین شرایطی به چیزی بیش از نگرانی مدیران و متولیان فرهنگی نیاز داریم؛ به عملکردی قاطع مبتنی بر برنامهریزی اصولی و شفاف، کارآمد و فراتر از تذکر، خواهش و تقاضا از تهیهکنندگان موسیقی برای حفظ قیمتها.
این وظیفه مسئولان است که در شرایط فعلی با نگاهی جدیتر از گذشته وارد عمل شوند و با ارائه راهکارهایی که به حمایتهای هدفمند، کاهش هزینههای زیرساختی همچون اجاره سالنهای دولتی، ارائه تسهیلات مالی به برگزارکنندگان و افزایش شفافیت در هزینههای برگزاری منجر شود، زمینه برخورداری عادلانهتر همه اقشار جامعه از امکانات فرهنگی را فراهم کنند.





نظر شما