سیانان مینویسد ترامپ از فروردینماه تاکنون دستکم ۳۷ بار مدعی شده «توافق با ایران نزدیک است» یا «تهران به شدت دنبال توافق است»، در شرایطی که با گذشت بیش از دو ماه، هنوز هیچ تفاهمی بین طرفین حاصل نشده است! آمار رسانه آمریکایی را باید اصلاح کرد؛ دونالد حالا ۳۹بار چنین گفته است. رئیس جمهور ایالات متحده دیروز در ادامه افاضات نقل کرد: «فکر نمیکنم هیچ گرهی وجود داشته باشد. ما خیلی، خیلی به دستیابی به یک توافق با ایران نزدیک شدهایم». او افزود: «ممکن است ظرف دو روز آینده به جمعبندی مشخصی درباره توافق برسیم». با فضای پرتنش موجود که با نشانههایی مانند محاصره دریایی تنگه هرمز، زد و خورد نظامی در خلیج فارس، جنگ یکروزه ایران و رژیم صهیونیستی، عدم انتشار اخبار مثبت درباره مذاکرات و بسیاری موارد دیگر خودنمایی میکند، تغییر لحن مقامات کاخ سفید و این گونه جلز و ولز کردن و بازی درآوردن با کلیدواژه صلح، مشکوک و پرسشبرانگیز است. سیانان در گزارش اخیرش با لحنی انتقادی مینویسد: اگر جمهوری اسلامی واقعاً تا این اندازه مشتاق توافق بود، این پرسش مطرح میشود که چرا بیش از دو ماه و نیم بعد همچنان هیچ توافقی حاصل نشده است؟ نویسنده نتیجه میگیرد روایت ترامپ ممکن است ناشی از تلاش برای آرام نگه داشتن بازارهای مالی، فشار روانی بر طرف مقابل یا باور شخصی به امکان تحقق این سناریو باشد.
پنجره فرار ترامپ
در بررسی پشت پرده سریال عقبنشینی ظاهری و لفظی ترامپ مقابل تهران و طلب صلح از سوی وی، به نظر سه فرضیه کلی قابل بررسی است. از نگاه خوشبینانه به چنین مواضعی، ترس رئیس جمهور آمریکا از گرفتاری در جنگ فرسایشی احتمالاً آن عاملی است که او را به تغییر رویکرد واداشته است. حقیقت این است که ترامپ از مخالفان سرسخت ماجراجوییهای خارجی واشنگتن بوده و شعار «اول آمریکا» بنمایه و ستون فقرات چنین راهبردی است. وی با تجربه ویتنام، عراق و افغانستان، مخالفت خود را با جنگهای بیپایان اعلام و در همین راستا کاهش شدید کمکها به اوکراین با وجود مخالفت متحدان اروپایی را پیگیری کرد. با وجود این، ترامپ اما تحت تأثیر لابیهای قدرت در مقطع جاری به مداخله در سه موضوع ونزوئلا، کوبا و ایران علاقهمند شد که همین ریشه گرفتاریهای امروز او است. موفقیت در اجرای عملیات علیه نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا آن هم در عملیاتی برقآسا که تنها یک روز به طول انجامید، به ترامپ اعتماد به نفسی ویژه داد و او با سودای تکرار چنین سناریویی تهاجم علیه جمهوری اسلامی را کلید زد. اما استحکام نظام مقدس جمهوری اسلامی که در پیوند میدان مبارزه نظامی، میدان مبارزه دیپلماسی و حضور مردم مقاوم حاصل شد، حتی ۱۰۰روز پس از جنگ سوم تحمیلی، به دشمن ثابت کرد چنین خواب آشفتهای هرگز قابل تعبیر نیست. اکنون در شرایطی که ذخایر نفت اضطراری آمریکا (SPR) بهسرعت در حال کاهش است و به پایینترین سطح از ۱۹۸۳ رسیده و از سویی فشار داخلی بر رئیس جمهور به دایره نزدیکان و همحزبیهای جمهوریخواهش رسیده، یک علت عقبنشینی ترامپ و سخن گفتن مداوم از توافق احتمالاً از همین ترس از تبعات نبرد و گرفتاری در باتلاق جنگ بیسرانجام و بیپایان ناشی میشود. در چنین حالتی، رئیس جمهور آمریکا ناامید از دستیابی به پیروزی از طریق نظامی، با تغییر لحن و ارسال پالس مثبت، احتمالاً در پی دلربایی و متقاعد کردن مقامات تهران برای کوتاه آمدن از خواستهها و رسیدن به تفاهمی هر چند حداقلی است که بتواند پنجره فراری برای وی از چنین وضعیتی ایجاد کند.
برگ امتیازگیری یا بازی فریب ایران؟
برخلاف دیدگاه گفته شده که تغییر مواضع ترامپ را فرار رو به جلو برای خروج از بنبست جنگی میداند، از منظری دیگر چنین اظهاراتی میتواند بهانه و برگ امتیازگیری کاخ سفید در مذاکرات بعدی تلقی شود. برخلاف سخنان مثبت رئیس جمهور ایالات متحده، اما وی در مقام عمل هیچ تغییری در مواضع خود نداشته و حتی محاصره دریایی ایران همچنان وجود داشته و با چراغ سبز آمریکا حملات رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان برقرار است. با این اوصاف لاف در غریبی ترامپ و ادعای اینکه «شرایط در حال حاضر خوب پیش میرود و به همین دلیل به نتانیاهو دستور دادم تا حمله به ایران را در حالی که جتهای جنگنده آماده بودند، متوقف کند!» میتواند عملاً صدور یک چک سفید امضا از سوی دونالد برای امتیازگیری از جمهوری اسلامی باشد.
به بیان سادهتر ترامپ در این بازی با طرح بحث مثبت و سخن گفتن از توافق و از سویی ادعای اینکه او بوده که مانع تهاجم گسترده دوباره به ایران شده، آن را به عنوان برگ امتیازی روی میز قرار داده و به زعم خود ایران را برای امتیازدهی و کوتاه آمدن از خواستههای خود زیر فشار میگذارد. اما در حالت بدبینانه لقلقه زبانی ترامپ را میتوان بازی فریب با نیت سرگرم کردن ایرانیها و کلید زدن تهاجم ناگهانی دیگر علیه کشورمان تعبیر کرد. ترامپ خود میداند رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی آن هم پس از دو جنگ تحمیلی چندان آسان نیست. تهران به واشنگتن کاملاً بیاعتماد است و از سویی کوتاه نیامدن کاخ سفید مقابل خواستههای ایران، هر نوع گفتوگویی را به بنبست میکشاند. در چنین فضایی، آغاز مسابقات جام جهانی فوتبال و همچنین انتخابات میاندورهای کنگره که بار آن بر دوش رئیس جمهور آمریکا سنگینی میکند، ترامپ را به کاهش مصنوعی و موقتی تنش و خرید زمان وادار میکند. در بستر این دیدگاه بدبینانه برخی معتقدند حتی مسئله اختلاف و تضاد منافع میان واشنگتن و تلآویو درباره حمله اخیر به ایران، تکمیل سناریو خام و گمراه کردن ایران و زدن ضربه غافلگیرانه است.
خبرنگار: هدایت جاوید




نظر شما