فرانسه نخستین کشوری بود که در مقابل قرارداد ۱۹۱۹، قراردادی استعماری که ایران را به مستعمره انگلیس تبدیل میکرد، موضعگیری کرد. سفارت فرانسه برای بیاعتبار کردن این قرارداد، به تکاپو افتاد؛ تا جایی که لرد کرزن، شکایت شدیداللحنی از اقدامات بونن، وزیر مختار فرانسه در تهران، تسلیم سفارت فرانسه در لندن کرد. سفارت فرانسه به این بهانه که حافظ منافع سوئد در ایران است و مستشاران ژاندارمری نیز، سوئدی هستند، با آنها تماس برقرار و حتی سوئدیها را به مخالفت با قرارداد تشویق میکرد. سفارت ایران در پاریس نیز، از دیگر مخالفان عقد این قرارداد بود.
این سفارت، گزارشهایی اغراقآمیز در مورد مخالفت اروپاییها با این قرارداد به تهران مخابره میکرد. در این بین، رسانههای گروهی، مطبوعات و نشریات فرانسه نیز، حملات سختی علیه سیاست انگلیس در ایران، پیش گرفتند. نصرتالدوله، وزیرخارجه ایران، به شدت از عملکرد رسانههای فرانسوی ناراحت و خشمگین بود و میگفت: روزنامههای فرانسوی میکوشند دولت وقت ایران را در افکار عمومی جهانیان، کوچک و آن را حکومتی نشان دهند که بهرغم مخالفت عموم ملت، ایران را به دست انگلیسیها میسپارد. وقتی احمد شاه با وجود ضیافتهای مفصلی که به افتخارش در انگلیس داده شده بود، زیر بار تأیید قرارداد نرفت و با بدرقۀ سرد انگلیس روبهرو شد و به پاریس آمد، دولت فرانسه از وی در بندر کاله و پاریس، استقبال گرمی به عمل آورد.
هنگامی که نصرتالدوله فیروز، وزیر خارجه دولت وثوقالدوله، صمدخان ممتاز السلطنه، سفیر ایران در پاریس را معزول کرد و سفارتخانه را به محل دیگری انتقال داد و شخصاً به کار در سفارت مشغول شد، پلیس فرانسه پرچم ایران را از محل جدید پایین آورد و مانند گذشته، صمدخان را وزیر مختار ایران در فرانسه شناخت. این اقدام در راستای حمایت از احمدشاه، علیه نصرتالدوله که مأمور امضای قرارداد بود، به عمل آمد.
دولت فرانسه از موضعی که احمدشاه در قبال قرارداد ۱۹۱۹ اتخاذ و انعقاد هر نوع قراردادی را منوط به تصویب و موافقت مجلس شورای ملی کرده بود، بسیار خشنود شد. واقعیت آن بود که مقامات فرانسوی که با قرارداد ۱۹۱۹، ایران نفت خیز را در سلطه انحصاری رقیب دیرینه، یعنی بریتانیا میدیدند و دستشان از کسب منافع در این کشور کوتاه شده بود، چارهای جز مخالفت با آن نداشتند. آنها این قرارداد را یک ناکامی بزرگ سیاسی در رقابت با انگلیسیها به شمار میآوردند. البته ذکر این نکته نیز لازم است که فرانسه، سرانجام زیر فشار لندن، دست از اعتراض کشید؛ چرا که برای پیشبرد مقاصد استعماری خود در خاورمیانه و شمال آفریقا، به حمایت انگلوساکسونها نیاز داشت.





نظر شما