رأیگیریهای اخیر کنگره آمریکا درباره محدود کردن اختیارات جنگی دونالد ترامپ در قبال ایران، بیش از آنکه یک اختلافنظر بر سر سیاست خارجی باشد، نشانهای از آغاز یک بحث عمیقتر در درون حزب جمهوریخواه است؛ بحثی که به آینده این حزب در دوران پس از ترامپ گره خورده است. برای نخستین بار در سالهای اخیر، گروهی از جمهوریخواهان نه در برابر دموکراتها، بلکه در برابر رهبر بلامنازع حزب خود ایستادهاند؛ اتفاقی که میتواند از تغییر موازنه قدرت در اردوگاه محافظهکاران خبر دهد.
از اجماع ترامپی تا نخستین نشانههای واگرایی
در ۱۹ مه، سنای آمریکا با ۵۰ رأی موافق در برابر ۴۷ رأی مخالف، راه را برای بررسی قطعنامهای دوجناحی هموار کرد که اختیارات رئیسجمهور برای ادامه عملیات نظامی علیه ایران را محدود میکرد. چهار سناتور جمهوریخواه شامل رند پال، سوزان کالینز، لیزا مورکوفسکی و بیل کسیدی در کنار دموکراتها قرار گرفتند. دو هفته بعد نیز مجلس نمایندگان با رأی ۲۱۵ در برابر ۲۰۸، شاهد همراهی چهار جمهوریخواه دیگر با مخالفان ترامپ بود؛ توماس مَسی، برایان فیتزپاتریک، تام بارت و وارن دیویدسون.
این اعداد در ظاهر کوچک هستند، اما در فضای سیاسی آمریکا اهمیت نمادین بالایی دارند. طی نزدیک به یک دهه گذشته، مخالفت علنی با ترامپ در حزب جمهوریخواه اغلب به منزله پایان حیات سیاسی بسیاری از چهرههای محافظهکار تلقی میشد. اکنون اما بخشی از بدنه حزب حاضر شده است هزینه سیاسی فاصله گرفتن از رئیسجمهور را بپذیرد.
جنگی که شعارهای ترامپ را به چالش کشید
یکی از مهمترین عوامل این شکاف، تداوم درگیری نظامی با ایران است. ترامپ در سالهای گذشته خود را منتقد اصلی «جنگهای بیپایان» معرفی کرده و بارها از مداخلات آمریکا در عراق و افغانستان انتقاد کرده بود. همین موضع، بخش مهمی از پایگاه رأی او را شکل داد.
اما ادامه رویارویی نظامی با ایران، جمهوریخواهان را در برابر تناقضی جدی قرار داده است. افزایش هزینههای نظامی، رشد قیمت سوخت و نبود چشماندازی روشن از معنای «پیروزی» در این منازعه، پرسشهای تازهای را در میان محافظهکاران ایجاد کرده است. بسیاری از نمایندگان و سناتورهایی که از محدودسازی اختیارات جنگی ترامپ حمایت کردند، در واقع این پیام را ارسال کردند که وفاداری به رئیسجمهور نباید جایگزین ارزیابی مستقل سیاستها شود.
این موضوع تنها به ایران محدود نیست. برای نخستین بار، بخشی از جمهوریخواهان در حال بازنگری در این پرسش هستند که آیا سرنوشت کل حزب باید به موفقیتها و شکستهای یک فرد گره بخورد یا خیر.
جمهوریخواهان در جستوجوی هویت پس از ترامپ
شاید مهمترین تحول، ظهور تدریجی نسلی از جمهوریخواهان باشد که با بسیاری از مواضع ترامپ در حوزه مهاجرت، تجارت و مسائل فرهنگی موافقاند، اما نمیخواهند هویت حزب صرفاً بر پایه وفاداری شخصی به او تعریف شود.
ترامپ همچنان قدرتمندترین چهره حزب جمهوریخواه و صاحب یک پایگاه رأی وفادار و گسترده است. با این حال، برخی استراتژیستهای جمهوریخواه نگراناند که ادامه جنگ با ایران و تشدید قطبیسازی سیاسی، او را از یک دارایی انتخاباتی به یک نقطه آسیبپذیر برای حزب تبدیل کند.
تاریخ سیاسی آمریکا نشان میدهد احزابی که بیش از حد به رهبران کاریزماتیک وابسته میشوند، در مقاطعی با بحران جانشینی مواجه خواهند شد. رأیگیریهای اخیر کنگره نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکنند. موضوع فقط ایران یا اختیارات جنگی نیست؛ بلکه نشانهای از آغاز رقابتی بر سر آینده حزب جمهوریخواه است.
اینکه ترامپ همچنان بتواند کنترل کامل حزب را حفظ کند یا جمهوریخواهان به سمت ساختن هویتی مستقلتر حرکت کنند، پرسشی است که پاسخ آن احتمالاً در انتخابات و تحولات سالهای آینده مشخص خواهد شد. اما آنچه اکنون روشن به نظر میرسد، این است که بحث درباره «دوران پس از ترامپ» دیگر یک موضوع حاشیهای در واشنگتن نیست؛ بلکه به بخشی از گفتوگوی اصلی در درون حزب جمهوریخواه تبدیل شده است.





نظر شما