کمتر فیلمسازی را در سینمای ایران پیدا میکنید که کار خود را با فیلم کوتاه آغاز نکرده باشد. نامها پرشمارند: عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، ابراهیم حاتمیکیا، شهرام مکری، اصغر فرهادی و... . از سوی دیگر کمتر فیلم کوتاه موفق و تحسینشدهای را میتوانید نام ببرید که توسط مخاطبان عمومی سینما (یعنی آنهایی که جزو اصحاب و کارورزان سینما نیستند؛ اما دستکم ماهی یک بار برای دیدن فیلمها پا به سالنهای سینما میگذارند) دیده شده و اصولاً کسی از چندوچون آن خبری داشته باشد و باز هم کمتر سینماگر فیلم کوتاهی را میشناسید که توانسته باشد هزینههای مادی و معنوی فیلمش را برگرداند. پس بیشک مشکلی وجود دارد و هر مشکلی نیز راهحلی را میطلبد.
سالهای متوالی است که سینماگران خوشذوق و بااستعداد سینمای کوتاه فیلم میسازند؛ اما امکانی برای دیده شدن فیلمهایشان به شکل استاندارد و مقبول وجود ندارد. در نتیجه تلاشهای آنها نادیده انگاشته میشود و امیدهایشان بر باد میرود. پس چه باید بکنند؟ یا باید عطای فیلمسازی را به لقایش ببخشند، یا تبدیل شوند به فیلمسازان سفارشی برای حفظ بقا. البته سفارشی فیلم ساختن اصلاً و ابداً چیز بدی نیست. فیلمسازی هم مانند خیلی از چیزهای دیگر یک مارکت است. محصول وجود دارد و عرضه و تقاضایی. همه نیز به دنبال سود خود هستند؛ که این هم چیز بدی نیست. اوضاع زمانی خراب میشود که شما بهعنوان هنرمند، سلیقه و فردیت خویش را فدای خوشایند خریدار و سفارشدهنده کنید. حال فرقی نمیکند این سفارشدهنده فلان جشنواره هنری در ینگه دنیاست یا بهمان سازمان فرهنگی در کشور خودمان. هر دو اهمیت زیادی به نگاه فیلمساز نمیدهند و هر دو صرفاً به بازتولید ایدههای خودشان میاندیشند که باز هم امری است طبیعی و رایج؛ اما نتیجه این فرایند فیلمهایی میشود که فاقد فردیت و صداقت هستند؛ چون برای پذیرفته شدن در جشنوارهای در آن سوی آبها حاضرند هر واقعیتی را نادیده بگیرند و خیلی از مواقع نیز آنچه در اینجا رخ میدهد را قلب و جعل کنند تا جشنواره کذایی آن سوی آب بهبه و چهچه راه بیندازد و از تصویر غیرواقعی آن فیلم بهعنوان سندی در تأیید منافع خودش بهره ببرد. فیلمساز هم نشئه میشود با استوریها و خبرهای ریز و درشت و دروغ و راست از موفقیتهای بینالمللی فیلمش. این وضعیت که چند دهه است بر سینمای کوتاه حاکم شده، نتیجه همان نبود امکان اکران استاندارد فیلمهای کوتاه سینمای ایران است.
رخداد «قرار»، قرار است همین گره را باز کند. انجمن سینمای جوانان ایران بهعنوان مهمترین متصدی آموزش، تولید و پخش فیلم کوتاه در کشور، از طریق پیگیری طولانیمدت و وقتشناسی مدیرعاملش (بهروز شعیبی) و با همکاری مجموعه بهمن سبز، در بیشتر شهرهای کشور اکران منظم بهترین آثار سینمای کوتاه را به همان شکلی که تولیدات بلند سینمای ایران اکران میشود، آغاز کرده است. از این پس مخاطبان سینما میتوانند با خیال راحت بلیت را با تخفیف ۵۰ درصدی خریداری کرده و بدون مرارتهای جشنوارهای، در سالن سینمای شهر خودشان فیلم ببینند. با این برنامه هم فیلمهای کوتاه و تلاشهای جانفرسای تولید آن دیده میشود، هم فیلمساز از دستاورد خویش بهره میبرد و تهیهکنندگان با امنیت بیشتری به حمایت و تولید فیلمهای کوتاه میپردازند؛ اما هنوز این رخداد برای مخاطب عمومی سینما کمی ناآشناست. نیاز به صبر دارد و معرفی که این دست اصحاب رسانه را میبوسد؛ اما، اما، اما اگر همه کمک کنیم تا رخداد قرار برقرار باشد، به زودی اثرات میمون و فرخنده آن بر سینمای فرسوده و نفسبهشماره افتاده ایران جانی دوباره میدهد و میتواند مسیر و جهت سینمای ایران را برای چند دهه بعد روشن و هموار کند. انجمن سینمای جوانان ایران، قدم نخست را که بس سنگین و پرریسک بود، برداشته است؛ حال نوبت همه دلسوزان سینما و فرهنگ است که آستینها را بالا بزنند.
۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۶
کد مطلب: ۱۱۵۱۷۶۵
کمتر فیلمسازی را در سینمای ایران پیدا میکنید که کار خود را با فیلم کوتاه آغاز نکرده باشد.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما