تحولات منطقه

۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۶
کد مطلب: ۱۱۵۱۷۷۳

یکی از آفت‌های نقد در عصر شبکه‌های اجتماعی، قضاوت درباره یک اثر از روی چند ثانیه تصویرِ جداشده از تنه اصلی آن است.

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

یکی از آفت‌های نقد در عصر شبکه‌های اجتماعی، قضاوت درباره یک اثر از روی چند ثانیه تصویرِ جداشده از تنه اصلی آن است. اتفاقی که این روزها برای سریال «بدنام» رخ داده، بیش از آنکه محصول خود سریال باشد، نتیجه مواجهه‌ای است که یک یا دو پلان را از دل روایت بیرون می‌کشد، در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌کند و سپس همان برش کوتاه را مبنای داوری درباره کل اثر قرار می‌دهد.

بخش مهمی از انتقادها به بدنام بر محور سکانس‌هایی است که آن را «سکانس منشوری» یا ممنوعه گفته‌اند! اما آیا واقعاً می‌توان این لحظه را بدون توجه به ۱۰ قسمت روایت پیش از آن تحلیل کرد؟ آیا می‌توان تمام بار معنایی یک رابطه را نادیده گرفت و صرفاً از روی چند قاب کوتاه، حکم به اروتیک بودن یک اثر داد؟

مشکل دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. بدنام از نخستین قسمت، داستان شکل‌گیری رابطه‌ای عاطفی میان دو شخصیت آسیب‌دیده را روایت کرده است. رابطه‌ای که نه بر پایه میل جسمانی، بلکه بر محور فهم متقابل، دلتنگی، فراق و نیاز به دیده شدن شکل می‌گیرد.

منتقدان بدنام از «عبور از خطوط قرمز» سخن می‌گویند، اما فراموش می‌کنند که زبان تصویر، تنها از نمایش مستقیم شکل نمی‌گیرد. سینما و سریال در تمام جهان برای انتقال احساسات انسانی از استعاره، نماد و نشانه استفاده می‌کنند. اگر قرار باشد هر نماد عاطفی به عنوان تلاش برای دور زدن محدودیت‌ها تفسیر شود، اساساً بخش مهمی از ظرفیت هنری تصویر -آن هم با توجه به عرف ایرانی- از بین خواهد رفت.

اتفاقاً نقطه قوت بدنام همین تلاش برای خلق زبان عاطفی در دل محدودیت‌هاست. سازندگان سریال به جای تکیه بر دیالوگ‌ها و توضیح مستقیم احساسات (که البته در سریال هم هست)، از عناصر بصری برای نمایش دلتنگی و عشق بهره می‌برند.

بسیاری از مخاطبان و حتی منتقدان منصف سریال نیز در هفته‌های اخیر به همین نکته اشاره کرده‌اند که بدنام بیش از آنکه درباره رابطه‌ای جسمانی باشد، درباره جست‌وجوی عشق در محیطی آلوده به منفعت، سوءاستفاده و هوس است. ارزش اصلی سریال نیز دقیقاً در همین نقطه قرار دارد؛ تلاشی برای بیرون کشیدن عشق از میان لجنزار هوس، نه ستایش هوس در لباس عشق.

شاید بتوان با کیفیت برخی بخش‌های سریال موافق نبود یا به انتخاب‌های روایی آن نقد وارد کرد، اما تقلیل تمام جهان داستانی بدنام به چند ثانیه تصویر وایرال‌شده، بیش از آنکه نقد یک اثر باشد، نادیده گرفتن خود روایت است. بدنام را باید در کلیت قصه‌اش دید؛ قصه‌ای که دست‌کم تا اینجا، بیش از هر چیز درباره حسرت، دلتنگی و امید به نجات عشق در جهانی بی‌رحم است، نه درباره اروتیسمی که برخی تلاش می‌کنند به آن بچسبانند.
و البته که در مسیر داستان، تحول دختری را می‌بینیم که از ابتدا قرار بود قطعه ای از پازل فساد و شهوت باشد اما حالا گرفتار یک عشق حقیقی شده است و از گذشته‌اش پشیمان است هرچند آینده ای نیز برای خود متصور نیست!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha