تحولات منطقه

شعر آیینی در سال‌های اخیر، به‌ویژه در بزنگاه‌های اجتماعی و سیاسی، بیش از گذشته از محدوده مضامین سنتی و مناسبتی فراتر رفته و به عرصه‌ای برای بازتاب دغدغه‌های ملی، هویتی و فرهنگی تبدیل شده است.

رنسانس شعر آیینی در کف خیابان
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

شعر آیینی در سال‌های اخیر، به‌ویژه در بزنگاه‌های اجتماعی و سیاسی، بیش از گذشته از محدوده مضامین سنتی و مناسبتی فراتر رفته و به عرصه‌ای برای بازتاب دغدغه‌های ملی، هویتی و فرهنگی تبدیل شده است. بسیاری از شاعران و پژوهشگران ادبی معتقدند این گونه ادبی، در مواجهه با تحولات و بحران‌های اجتماعی، ظرفیت‌های تازه‌ای برای همدلی، آگاهی‌بخشی، امیدآفرینی و تقویت پیوند میان هویت دینی و ملی از خود نشان داده است. به مناسبت روز شعر و ادبیات آیینی، با رضا اسماعیلی؛ شاعر، پژوهشگر و از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات دینی، درباره جایگاه شعر آیینی در روزگار معاصر، نسبت آن با مسائل اجتماعی، آسیب‌های پیش روی این گونه ادبی و چشم‌انداز آینده آن گفت‌وگو کردیم. اسماعیلی در این گفت‌وگو از ضرورت روزآمدی شعر آیینی، پرهیز از کلیشه و مناسبت‌زدگی، نقش شاعران در ارتقای ذائقه مخاطبان و پیوند میان هویت دینی و ملی سخن می‌گوید.

در روزهای بحران و جنگ، شعر آیینی چه کارکردی پیدا می‌کند که در شرایط عادی کمتر دیده می‌شود؟

با توجه به ضرورت‌های دوران جنگ (جنگ‌های ۱۲روزه و رمضان) و با توجه به تحولات اجتماعی- سیاسی، شاعران آیینی این واقعیت را پذیرفتند که شعر آیینی باید «روزآمد» شود و مضامین ادبیات آیینی با مسائل روز جامعه پیوند بخورد.
بی هیچ تردیدی، جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان موجب بلوغ و بالندگی شعر دینی و آیینی روزگار ما شد. در این دو جنگ، شعر آیینی از مضمون‌های کلیشه‌ای و تکراری فاصله گرفت و به اقتضای شرایط، کارکردی اجتماعی‌تر پیدا کرد. در این دوران، شعر آیینی با درک ضرورت‌های زمان جنگ و مطالبات مردمی، پوست‌اندازی کرد و با پرداختن به مضمون‌های ملی–میهنی و حماسی بیش از گذشته لحن و لهجه انقلابی و حماسی پیدا کرد. ما در این دوره افتخارآفرین، شاهد رنسانس و نوزایشی خجسته در شعر دینی و آیینی بودیم.

آیا می‌توان گفت شعر آیینی در این دوره از یک قالب صرفاً مذهبی عبور کرد و به یک زبان مشترک ملی تبدیل شد؟

دوران جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان را باید عصر بلوغ دینی و ملی شاعران و ذاکران آیینی نامید. عصری که شاعران اصیل آیینی بیش از گذشته به سمت رسالت الهی، انسانی و اجتماعی خود چرخیدند و بنیان شعر خود را بر ستون‌های «وحدت‌آفرینی»، «مقاومت»، «بیداری»، «آگاهی‌بخشی» و «دشمن‌شناسی» نهادند. عصر امیدآفرینی که شاعران با فاصله گرفتن از قرائت ماتمی و مرثیه‌ای صرف و رو آوردن به قرائت حماسی، ملی و معرفتی، جانی تازه در کالبد شعر آیینی دمیدند. به گونه‌ای که شعر دینی توانست شانه به شانه مردم در میدان و خیابان حضور پیدا کند و با افتخار به حیات ادبی خود در کنار سایر گونه‌های ادبی ادامه دهد. عصری که شاعران آیینی به عنوان یک «ایرانی مسلمان» و «میهن‌دوست»، «درد دین» را با «درک دینی» و «شعور ملی» درآمیختند و به خلق و آفرینش آثاری فاخر و ارجمند پرداختند. از جمله این آثار، نوحه حماسی «بزن که خوب می‌زنی» با صدای مهدی رسولی و شعر علی مقدم بود. این اثر، نشانه یک تحول بنیادین در شعر آیینی ما بود. اصلی‌ترین وجه تمایز شعر علی مقدم با دیگر شعرهای آیینی، تلفیق جسورانه و هنرمندانه «ملیت» با «اسلامیت» و همزیستی خجسته آن‌ها در قالب یک اثر هنری و موسیقایی بود؛ پیوند میان هویت ملی و دینی. همچنین ترانه‌ها و نوحه‌های حماسی دیگری همچون: «علاج» و «حسبی‌الله» محسن چاوشی، «باید برخاست» با صدای محسن محمدی‌پناه، «میدان با تو، خیابان با ما» با صدای حسین طاهری و شعری از حمید رمی. این آثار و موج همراهی مردم با خالقان آن، شعر آیینی را از پیله رخوت و انفعال بیرون آورد و به اثبات رساند که شعر آیینی پدیده‌ای است که برای مانایی نیاز به «روزآمدی» دارد. من یقین دارم که این آثار در ذهن و زبان مردم روزگار ما ماندگار خواهد شد.

برخی معتقدند در روزهای جنگ، مردم بیش از تحلیل‌های سیاسی با نمادها و مفاهیم فرهنگی و اعتقادی ارتباط برقرار کردند. سهم شعر آیینی در این فرایند چه بود؟

از زمان آغاز جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان تا امروز، توسط شاعران جوان، شاهد خلق و آفرینش آثاری در قالب شعر، سرود، نوحه و... بوده‌ایم که بشارت‌دهنده آغاز عصری باشکوه و جدید در شعر و ادبیات آیینی است. بله، مردم جامعه ما با هنر و ادبیات رابطه بهتری برقرار می‌کنند و دایره تأثیرگذاری هنر و ادبیات در جامعه بیش از سایر حوزه‌هاست. در این میان، نقش شعر و شاعران آیینی در این عرصه، بی‌هیچ اغراقی بیش از دیگران بوده است. این امتیازی است که سبب سبقت شعر در پرداختن به حوادث سیاسی، اجتماعی و همصدایی با مردم می‌شود. البته سهم دیگر هنرها را هم نباید نادیده گرفت، به‌خصوص هنرهای نمایشی را.

شعر آیینی چگونه می‌تواند میان هویت دینی و هویت ملی پیوند ایجاد کند؟

رهبر شهید انقلاب آغازکننده این موج امیدبخش در عرصه شعر و ادبیات آیینی ما بودند. آنجا که خطاب به محمود کریمی فرمودند: «ای ایران بخوان». این توصیه، یعنی ذاکران و مداحان اهل بیت(ع) نباید در شعرها و نوحه‌هایی که انتخاب می‌کنند، هویت ملی ما را نادیده بگیرند. در طول جنگ رمضان، این نوحه ملی- حماسی – که ابتدا در جنگ رمضان خوانده شد - بارها و بارها توسط مردم زمزمه و به اثری ماندگار تبدیل شد. پیوند میان هویت ملی و دینی و بهره‌گیری هوشمندانه و هنرمندانه از شاهنامه فردوسی می‌تواند بالندگی و باروری این شجره طیبه را تضمین کند و روند «پیرسالی» آن را به تأخیر اندازد. کاش فردوسی که عیار و اعتبار نظم بلند پارسی و بزرگ پرچم‌دار عرصه شعر حماسی است در میان ما بود و با چشمان پرفروغ خویش می‌دید که قهرمانان اسطوره‌ای شاهنامه، امروز به عنوان اسوه‌هایی باورپذیر و انسانی، در کالبد ملت ایران تجسم عینی یافته‌اند و شب‌ها در میدان‌ها و خیابان‌های ایران زمین و در زیر باران موشک، با مشت‌های گره‌کرده رجزخوانی می‌کنند و حماسه می‌آفرینند. قهرمانانی که پشت ترس را به خاک مالیده و کمر «تفرقه» را شکسته‌اند. دلیرمردانی از تبار رستم و آرش و سیاوش و شیرزنانی از نسل گردآفرید، رودابه و فرنگیس که برای پاسداری از «ایرانِ جان» بر قاف خوف و خطر ایستاده‌اند و عاشقانه سرود خاطره‌انگیز
«ای ایران، ای مرز پرگهر» را با نای جان در گوش زمین و زمان زمزمه می‌کنند.

چرا شعر آیینی در رسانه‌ها اغلب به ماه محرم، رمضان یا مناسبت‌های مذهبی محدود می‌شود؟ آیا خود شاعران آیینی هم ناخواسته به این مناسبتی شدن دامن زده‌اند؟

«مناسبتی شدن» و «جشنواره‌زدگی» یکی از بزرگ‌ترین آفات شعر آیینی روزگار ماست. علت مناسبتی شدن شعر آیینی این است که بسیاری از ما فراموش کرده‌ایم که خواهان و مشتری اصلی شعر آیینی، خدا و خاندان رسالت‌اند و پیش و بیش از هر کس، تأیید و رضایت آنان باید مورد توجه شاعر باشد.
برای بیرون زدن از دایره «مناسبت‌زدگی»، باید به این نکته محوری توجه کنیم که شعر آیینی الزاماً نباید موضوع دینی داشته و در ستایش بزرگان دینی و مناسبت‌های مذهبی سروده شده باشد، بلکه پیش‌تر و بیشتر از موضوع دینی، باید «موضع» دینی داشته باشد. «موضوع» توقف در منزل صورت و ظاهر دین است – یعنی مدح و منقبت صرف – و «موضع» پرداختن به درونه، سیرت و حقیقت دین، یعنی بیان معارف و حقایق دینی و توحیدی. جان‌مایه شعر آیینی اصیل و فاخر «موضع‌مندی» آن است، نه «موضوع‌بندی» آن. یعنی ایستادن شاعر در جبهه «حق» و حق‌مداری و برائت از ظلم و باطل و زشتی و پلشتی. چیزی که در دو جنگ تحمیلی اخیر شاهد آن بودیم. از این منظر و برخلاف آنچه می‌پنداریم، حضرت لسان‌الغیب حافظ شیرازی آیینی‌ترین شاعر تاریخ ادبیات ماست؛ چرا که در همه سروده‌های خود موضع مسلمانی و ایمانی دارد.

بزرگ‌ترین آسیب شعر آیینی امروز چیست؛ کلیشه، شعارزدگی یا تکرار؟

«مناسبتی شدن» یکی از بزرگ‌ترین آفات شعر آیینی روزگار ماست. ما در شعر آیینی نیاز به «هوای تازه» داریم. باید دایره مخاطبان شعر آیینی را گسترش دهیم تا گستره تأثیرگذاری این گونه ادبی بیشتر شود. امروز زمان آن رسیده است که بایستیم و با کمی تأمل و مکث از خودمان بپرسیم «به راستی تا کی باید در این منزل متوقف بمانیم و حرف‌های تکراری بزنیم؟!» باور کنید این دور و تسلسل ما را به جایی نمی‌رساند. برای برآمدن و اوج گرفتن «شعر آیینی» باید از پیله رخوت و عادت بیرون بزنیم و «طرحی نو» دراندازیم. امروز رسالت ما به عنوان شاعران آیینی این است که همچون دعبل، کمیت و فرزدق به افق‌های جامع‌تری از حوزه دین و معرفت بنگریم و به تبیین سیره عملی خاندان رسالت بپردازیم. شعر آیینی باید آینه تمام‌نمای معارف حقه قرآنی و حقایق انسان‌ساز توحیدی باشد. امروز رسالتی بالاتر از این برای ما شاعران آیینی متصور نیست که با تعمق و تدبر در سیرت و باطن دین، به تبیین سیره عملی خاندان رسالت و آموزه‌های انسان‌ساز قرآنی و وحیانی بپردازیم و ساحت مقدس دین و آیین را از گزند بدعت و تحریف و آلوده شدن به آفات خرافه و گزافه حفظ کنیم.

آیا شعر آیینی معاصر بیش از حد به مداحی نزدیک شده و از استقلال ادبی خود فاصله گرفته است؟

شعر آیینی، اضلاع سه‌گانه‌ای دارد که برای ارتقای دایره نفوذ و تأثیرگذاری آن، باید با دغدغه‌مندی و دقت نظر علمی و دینی مورد بازشناسی پژوهشگران و پیشکسوتان این عرصه قرار گیرد. این اضلاع سه‌گانه عبارت‌اند از: «شاعر، ذاکر و مخاطب».
در حوزه شعر دینی و آیینی، شاعر که رسالت «تولید محتوا» را به دوش می‌کشد، باید جلودار و پرچم‌دار باشد. همچنان که در تاریخ هزار و ۲۰۰ساله ادبیات فارسی بزرگانی چون فردوسی، ناصرخسرو، سنایی، عطار، مولوی، سعدی، حافظ، اقبال و... هماره در این عرصه طلایه‌دار و پیشتاز بوده‌اند.
امروز شوربختانه در حوزه تولید شعر دینی و آیینی شاهد چرخه وارونه و معیوبی هستیم. به این معنا که شاعران در عرصه خلق و آفرینش ادبی در برابر مداحان و مداحان در برابر مخاطبان دچار انفعال شده‌اند. یعنی به جای آنکه شاعر با معرفی شعر خوب و فاخر ذوق مداح را بالا ببرد، مداح با سفارش شعر نازل ذوق و سلیقه شاعر را پایین می‌آورد! به جای آنکه مداح برای گرفتن شعر خوب به شاعر مراجعه کند، شاعر به سفارش مداح شعر کوچه‌بازاری می‌گوید تا شعرش توسط مداح خوانده شود! و این یعنی چرخه معیوب. مخاطب هوشمند نیز باید سطح مطالبات خود از شعر آیینی را ارتقا دهد و مؤاخذه‌گر باشد تا شاعر و مداح شعرهای خوش‌مضمون و فاخرتری را برای این جلسات انتخاب کنند.

شعر آیینی زمانی موفق است که مردم را متأثر کند یا زمانی که بتواند مردم را به تفکر وادارد؟

شعر آیینی باید تلفیقی هنرمندانه و آمیزه‌ای متعادل از «احساس» و «اندیشه» باشد. شاعر آیینی اصیل کسی است که میان «احساس» و «اندیشه» پل بزند تا مخاطب خویش را به سرمنزل سعادت و رستگاری برساند. تحریک احساسات به تنهایی، شعر آیینی را تک‌بُعدی می‌کند. یکی از ارکان شعر اصیل آیینی «اندیشه‌ورزی» است که از ترکیب «تعبد»، «تعقل»، «محبت» و «معرفت» حاصل می‌شود. شعر آیینی ما باید آینه بی‌غبار معرفت دینی و رسانه‌ای برای معرفی گوهر و جوهر دین و افقی برای تماشای سیمای انسان کامل باشد، انسانی که از رهگذر یکتاپرستی و بندگی به کمال می‌رسد.
از منظر اسلام، شعر فاخر پرتوی از شعور نبوت است و تنها به زبان‌آوری، صنعت‌گری، خیال‌پردازی و ارزش‌های هنری و احساسی محدود نمی‌شود، بلکه راهنمای مخاطبان خود به صراط مستقیم راستی و درستی، بیداری و رستگاری، توحید، عبودیت و اخلاق اسلامی است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha