تحولات منطقه

همزمان با گسترش جنگ اسرائیل از غزه تا لبنان، یمن و ایران، صادرات تسلیحاتی این رژیم به رکورد ۱۹.۲ میلیارد دلار رسیده و آمارها نشان می‌دهد عادی‌سازی روابط با برخی کشورهای عربی،بیش از آنکه پروژه‌ای سیاسی باشد، به بخشی از چرخه اقتصادی رژیم تبدیل شده است.

تل‌آویو، جنگ و کارخانه سود؛ چگونه جنگ طلبی به برند اسرائیل تبدیل شد؟
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

جنگ غزه تنها یک بحران انسانی یا رویارویی نظامی نیست؛ این جنگ، به‌گفته بسیاری از منتقدان سیاست‌های تل‌آویو، به بخشی از یک چرخه اقتصادی گسترده‌تر تبدیل شده که در آن میدان نبرد، آزمایشگاه فناوری‌های نظامی و در عین حال ویترین فروش آنهاست. در حالی که دامنه عملیات اسرائیل از غزه و کرانه باختری تا لبنان، سوریه، یمن و ایران گسترش یافته، آمارهای رسمی نشان می‌دهد صنایع دفاعی این رژیم در حال ثبت رکوردهای تازه‌ای در صادرات هستند؛ روندی که همزمان با تعمیق روابط امنیتی میان تل‌آویو و برخی کشورهای عربی پس از توافق‌های ابراهیم، ابعاد تازه‌ای یافته است.

ارقام پشت صنعت

وزارت دفاع اسرائیل اعلام کرده است که صادرات نظامی این رژیم در سال ۲۰۲۵ به ۱۹.۲ میلیارد دلار رسیده؛ رقمی که پنجمین سال متوالی رشد را نشان می‌دهد. این میزان در مقایسه با پنج سال قبل دو برابر و نسبت به یک دهه گذشته چهار برابر شده است.

نکته مهم‌تر آن است که نزدیک به ۱۰ میلیارد دلار از این معاملات در قالب توافق‌های مستقیم دولت با دولت انجام شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد صادرات تسلیحاتی صرفاً یک فعالیت تجاری نیست، بلکه بخشی از روابط راهبردی و امنیتی کشورها محسوب می‌شود.

در این میان، نقش کشورهای عربی عادی‌ساز نیز قابل توجه است. در سال ۲۰۲۲ حدود ۲۴ درصد صادرات دفاعی اسرائیل، معادل ۳ میلیارد دلار، به کشورهای عضو توافق‌های ابراهیم اختصاص داشت. اگرچه این سهم در سال ۲۰۲۳ و همزمان با آغاز جنگ غزه به حدود ۳ درصد کاهش یافت، اما در سال ۲۰۲۴ دوباره به ۱۲ درصد رسید و در سال ۲۰۲۵ تحت عنوان منطقه «خاورمیانه و شمال آفریقا» به ۱۵ درصد، معادل حدود ۲.۸۸ میلیارد دلار، افزایش یافت.

این آمار از یک تحول مهم حکایت دارد؛ برای نخستین بار سهم بازار منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا از صادرات دفاعی اسرائیل از سهم ایالات متحده پیشی گرفته و به ۱۵ درصد رسیده، در حالی که سهم آمریکا ۱۳ درصد بوده است. بسیاری از تحلیلگران این روند را نشانه عبور عادی‌سازی از سطح دیپلماتیک و ورود آن به مرحله ادغام امنیتی و اقتصادی می‌دانند.

جنگ به‌عنوان سکوی فروش

در ادبیات رسمی صنایع نظامی اسرائیل، عبارت «آزموده‌شده در میدان نبرد» به یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازاریابی تبدیل شده است. مقام‌های دفاعی اسرائیل نیز بارها میان عملیات نظامی و رشد صادرات تسلیحاتی ارتباط مستقیم برقرار کرده‌اند.

سامانه‌های پدافندی پس از رهگیری موشک‌ها به‌عنوان نمونه‌های موفق عملیاتی معرفی می‌شوند؛ پهپادها، تجهیزات شناسایی و سامانه‌های جنگ الکترونیک نیز پس از استفاده در میدان نبرد به بخشی از بسته‌های تبلیغاتی شرکت‌های تسلیحاتی تبدیل می‌شوند.

در چنین الگویی، جنگ تنها مصرف‌کننده سلاح نیست، بلکه خود به ابزاری برای تولید تقاضا تبدیل می‌شود. هر عملیات نظامی، علاوه بر اهداف امنیتی، فرصتی برای نمایش کارآمدی فناوری‌های نظامی فراهم می‌کند و به شرکت‌ها امکان می‌دهد محصولات خود را به مشتریان خارجی عرضه کنند.

همین مسئله موجب شده مرز میان ضرورت‌های نظامی و منافع اقتصادی بیش از گذشته مبهم شود؛ وضعیتی که منتقدان آن را یکی از ویژگی‌های اصلی «اقتصاد جنگ» اسرائیل می‌دانند.

عادی‌سازی به‌مثابه ادغام

توافق‌های ابراهیم در سال ۲۰۲۰ با شعار توسعه همکاری اقتصادی، گردشگری و فناوری امضا شدند، اما در سال‌های بعد بعد امنیتی آنها به تدریج پررنگ‌تر شد.

ادغام اسرائیل در ساختار فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) زمینه همکاری‌های مستقیم و غیرمستقیم نظامی میان تل‌آویو و کشورهای عربی همسو با واشنگتن را فراهم کرد. امروز امارات متحده عربی، بحرین و مراکش در شبکه‌ای قرار گرفته‌اند که معماری امنیتی منطقه را به صنایع دفاعی اسرائیل پیوند می‌دهد.

مراکش از زمان عادی‌سازی روابط تاکنون حدود ۲ میلیارد دلار تجهیزات نظامی اسرائیلی خریداری کرده و شرکت‌های اسرائیلی نیز حضور خود را در نمایشگاه‌های دفاعی خلیج فارس، به‌ویژه در امارات، گسترش داده‌اند.

آنچه اهمیت بیشتری دارد، تداوم این همکاری‌ها در بحبوحه جنگ غزه است. با وجود فشار افکار عمومی و انتقادهای گسترده از عملکرد اسرائیل، داده‌های صادراتی نشان می‌دهد روابط دفاعی نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در برخی موارد گسترش یافته است.

البیت؛ شرکتی که از جنگ سود می‌برد

شرکت «البیت سیستمز» نمونه‌ای گویا از پیوند میان جنگ و تجارت تسلیحاتی است. این شرکت در سال ۲۰۲۵ درآمدی معادل ۷.۹ میلیارد دلار ثبت کرد که نسبت به سال قبل ۱۶ درصد افزایش نشان می‌دهد. همچنین حجم سفارش‌های ثبت‌شده آن به ۲۸.۱ میلیارد دلار رسیده که ۷۲ درصد آن از خارج اسرائیل تأمین می‌شود.

مدیران این شرکت آشکارا افزایش تقاضا را با تحولات نظامی منطقه مرتبط دانسته‌اند. آنها در گزارش‌های رسمی خود به افزایش علاقه مشتریان پس از عملیات نظامی در غزه و همچنین درگیری با ایران اشاره کرده‌اند.

از نگاه این شرکت‌ها، هرچه دامنه درگیری‌ها گسترده‌تر شود، تعداد بیشتری از سامانه‌ها در شرایط واقعی آزمایش می‌شوند و همین موضوع به مزیت رقابتی آنها در بازار جهانی تبدیل می‌شود.

جبهه‌های گسترده‌تر، بازارهای بزرگ‌تر

از غزه و کرانه باختری گرفته تا لبنان، یمن و ایران، جبهه‌های متعدد درگیری اکنون به یک میدان عملیاتی واحد تبدیل شده‌اند. در حالی که این جنگ‌ها هزینه‌های انسانی سنگینی بر منطقه تحمیل کرده‌اند، برای صنایع دفاعی اسرائیل فرصتی فراهم آورده‌اند تا طیف متنوعی از فناوری‌های خود را در شرایط واقعی به نمایش بگذارند.

در همین حال، درآمد حاصل از صادرات تسلیحاتی به تقویت بودجه دفاعی و توسعه بیشتر صنایع نظامی اسرائیل کمک می‌کند؛ چرخه‌ای که در آن جنگ، تولید، صادرات و سرمایه‌گذاری متقابلاً یکدیگر را تقویت می‌کنند.

نتیجه این روند، شکل‌گیری اقتصادی منطقه‌ای است که در آن مرز میان میدان نبرد، بازار تسلیحات و ائتلاف‌های سیاسی روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود. پرسش اصلی دیگر تنها درباره جنگ یا تجارت نیست؛ بلکه درباره شبکه‌ای از منافع امنیتی و اقتصادی است که تداوم درگیری‌ها را به بخشی از معادله سودآوری تبدیل کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha