بهگزارش قدس آنلاین، هتل و تفرجگاه بورگناشتوک بر ستیغ صخرهای به بلندای ۵۰۰ متر، مشرف به دریاچه لوسرن و کوهستانهای آلپ در دل کشور سوئیس، روز گذشته میزبان نشستی بود که فارغ از چشمانداز خیرهکننده، آن را به سرخط اخبار کشاند. «دژ دیپلماسی آلپ» که بارها صحنهآرای نشستهای مهم جهانی بوده و به همین دلیل نامش فراتر از یک مقصد گردشگری شناخته میشود، این بار محل قرار گرفتن میز گفتوگوهای صلح ایران و آمریکا بود.
مذاکرات با حضور مقامات قطر و پاکستان به عنوان میانجی، بعدازظهر دیروز آغاز شد. هیئت ایرانی با نشان میناب ۱۶۸، در حالی عازم آوردگاه بود که محمدباقر قالیباف رئیس هیئت مذاکرهکننده در بدو ورود به زوریخ، در توییتی رسالت سنگین روی دوش خود را چنین یادآوری کرد: «کودکان مظلوم میناب و تمام شهدای ایران عزیز را هر لحظه ناظر اعمال و رفتار خود میدانم. آنها ما را میبینند و از ما انتطار دارند. خدا کند که شرمنده شهدای مظلوم و ملت ایران نباشم و روسفید به یارانم بپیوندم که برای دیدنشان لحظهشماری میکنم». همزمان، هیئت آمریکایی به ریاست معاون رئیسجمهور در روندی فعال است که به گفته جیدی ونس، ممکن است یک تا دو روز به طول بینجامد. روند دیپلماتیک جاری اما از چند منظر حائز اهمیت است که در ادامه به آن پرداخته میشود.
مطالبه تعهدات از آمریکا
هر چند مقامات کاخ سفید در روایتی نادرست تلاش داشتند نشست مذکور را آغاز گام دوم مذاکرات صلح با جمهوری اسلامی جا انداخته و این گونه پرونده هستهای را محور گفتوگوها معرفی کنند اما ایران با هوشیاری در دام نیفتاد و از همان ابتدا این تصویرسازی نادرست را رد کرد. تهران و واشنگتن پنجشنبه با امضای تفاهمنامه ۱۴بندی، آغاز فرایند تنشزدایی را کلید زدند که قرار بود در مرحله دوم ۶۰ روزه، به چالشهای اساسی میان طرفین از جمله هستهای و رفع تحریمها ورود شود. با این حال در شرایطی که کاخ سفید در اجرای تعهدات دور نخست کاهلی کرده و آن را میپیچاند، تهران هنوز زمینه را برای ورود به گام دوم مناسب نیافته و در نشست سوئیس بر پاسخگو کردن تیم ترامپ در این باره تأکید دارد.
در این باره میتوان به اظهارات سخنگوی وزارت خارجه اشاره کرد که تأکید کرد: «نشست سوئیس، متمرکز بر مطالبه اجرای تعهدات طرف مقابل است». اسماعیل بقایی، عضو تیم مذاکرهکننده، در توییتی نوشت: «نشست، برای پیگیری اجرای مفاد یادداشت تفاهم خاتمه جنگ مورخ ۲۸خرداد ۱۴۰۵ است. طبق بند ۱۳، آغاز مذاکرات توافق نهایی منوط به اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ است. لذا گفتوگوهای جاری متمرکز بر اجرای بندهای مزبور، بهویژه بند ۱ (خاتمه جنگ در همه جبههها شامل لبنان) و نیز مرور تدابیری است که برای اجرایی کردن بندهای ۱۰ (موضوع صادرات نفت ایران) و ۱۱ (آزادسازی داراییهای بسته شده ایران) پیشبینی شده است» .
با این تفاسیر که پرونده لبنان در سایه تجاوزهای مکرر رژیم صهیونیستی به بنبست خورده و همزمان ونس در آستانه سفر به سوئیس ابراز امیدواری کرده که در پرونده هستهای ایران و موضوع آتشبس در لبنان پیشرفتهایی حاصل شود، نشست بورگناشتوک را پیش از هر چیز باید روندی برای مطالبه تعهدات آمریکا تعبیر کرد. به بیان سادهتر و آن گونه که سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیس جمهور مینویسد: «دستور نخست هیئت مذاکره در سوئیس پایان تجاوز در لبنان است؛ چراکه وقتی نخستین شرط تفاهم اجرا نشود، به اجرای بقیه مفاد آن هم اعتمادی نیست».
مأموریت مهم تیم اقتصادی
طبق اخبار منتشر شده، علی باقری؛ معاون بینالملل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، کاظم غریبآبادی؛ معاون حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه و اسماعیل بقایی؛ سخنگوی این نهاد، ترکیب هیئت ایرانی را در نشست جاری تشکیل میدهند. نکته برجسته؛ حضور عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی و حمید بورد، معاون وزیر نفت در این دور گفتوگوهاست. همتی در مذاکرات اسلامآباد هم بود و اکنون یک عضو دیگر به تیم اقتصادی افزوده شده و این بیربط به مسئله رتق و فتق و تعیین تکلیف پول بلوکه شده ایران و گرهگشایی از این روند نیست.
در همین باره گزارش شده یکی از محورهای نشست سهجانبه ایران و آمریکا با میانجیگری قطر پیگیری موضوع آزادسازی اموال بلوکه شده ایران بوده است. در این باره روزنامه وال استریت ژورنال گزارش کرده آمریکا پیشنهاد داده ایران فقط برای خرید دارو، غذا و کالاهای بشردوستانه به ۶میلیارد دلار دارایی مسدود شدهاش در قطر دسترسی داشته باشد؛ که تهران آن را نپذیرفته است. آکسیوس اما مدعی میشود واشنگتن آماده است امکان دسترسی ایران به بخشی از داراییهایش را فراهم کند؛ اقدامی که میتواند از حساب ۶میلیارد دلاری در قطر آغاز شود.
بعد نمادین ماجرا برای ترامپ
هر چند حضور ونس در مذاکرات بورگناشتوک بیانگر اهمیت روند شکلگرفته برای واشنگتن است ولی در حاشیه این اتفاق، بهرهبرداری نمادین از این ماجرا نیز برای تیم ترامپ مهم است. به عبارت دیگر هر چند کاخ سفیدنشینان میز مذاکره را شانسی برای دست یافتن به اهدافی میدانند که در جنگ محقق نشده، اما در پشت پرده دیدهبوسی هر چند نمادین و دست دادن مقابل دوربینها با طرف ایرانی در صحنه مذاکرات جاری، قطعاً در بعد رسانهای دستاورد خوبی برای آنها بوده و فشارها را از دوش ترامپ برخواهد داشت. جمهوری اسلامی با درک چنین صحنهآرایی، امضای حضوری تفاهمنامه با آمریکا را در روز جمعه ۲۷ خرداد رد کرد. از سویی در فضایی که منابع غربی روز گذشته در حال پمپاژ امضای دوباره توافق میان مقامات تهران و واشنگتن بودند، این خبر به سرعت از سوی ایران رد شد و این گونه صحنهسازی دروغ آمریکاییها به شکست انجامید.
اولویت پرونده هستهای برای طرف غربی
حضور بدون اطلاع مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حاشیه نشست سوئیس، از اولویت موضوع هستهای برای طرف غربی و تمرکز بر حل این چالش حکایت دارد. منابع غربی تلاش بسیاری کردهاند ظاهر شدن رافائل گروسی در حاشیه مذاکرات را به بررسی پرونده هستهای ایران مربوط کنند، روایتی که از سوی جمهوری اسلامی رد شده و ایران تأکید کرده هیچ یک از اعضای کمیته هستهای در ترکیب هیئت ایرانی حاضر نیستند، بنابراین این موضوع در دستور کار گفتوگوهای جاری نبوده و مسائل اولویتدار دیگر در دست بررسی است.
اتحاد منطقه مقابل پروژه جنگ
یکی از نکات مهم دیگر درباره مذاکرات جاری، نقش فعال طرفهای منطقهای در گرهگشایی از پرونده مذکور است. در میز مذاکره، در کنار ایران و آمریکا، شهباز شریف؛ نخستوزیر پاکستان و عاصم منیر؛ فرمانده ارتش این کشور به همراه محمد بن عبدالرحمن آلثانی؛ نخستوزیر و وزیر خارجه قطر حضور دارند. این دو کشور از بازیگران اصلی در شکلگیری تفاهم اسلامآباد و تسهیل ارتباطات میان ایران و آمریکا محسوب میشوند. این در حالی است که این روزها دیگر طرفهای منطقهای از عمان گرفته تا عربستان، ترکیه، مصر و... حمایت علنی خود را از گفتوگوهای صلح اعلام کرده و به صراحت یک روند منطقی منطقهای را در مقابل پروژه جنگطلبی آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی کلید زدهاند.
خبرنگار: هدایت جاوید




نظر شما