این پایان جنگ خلیج فارس نیست؛ بلکه صرفاً یک وقفه در نبردی بسیار طولانیتر است. این یادداشت تفاهم شاید تنشهای فوری را کاهش داده باشد، اما رقابتهای حلنشده، بیاعتمادی راهبردی و شکافهای منطقهای نشان میدهند که این منازعه هنوز فاصله زیادی تا پایان دارد.
«کشتیها در حال حرکت هستند؛ بسیاری از آنها که حامل نفتاند، از تنگه هرمز خارج میشوند.» این جملهای است که ترامپ اندکی پس از امضای مجازی یادداشت تفاهم با ایران در ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶ بیان کرد. ایران و پاکستان نیز این توافق را تأیید کردهاند. آیا این پایان بیثباتی خاورمیانه است یا یک چشمانداز امنیتی جدید منطقهای در راه است؟ اینها پرسشهایی هستند که همچنان مطرحاند. یک نکته را باید در نظر داشت؛ تا زمانی که اسرائیل در منطقه فعال باشد، خاورمیانه ثبات نخواهد داشت. برخی ممکن است استدلال کنند که رقابت قدرتهای بزرگ نیز عامل مهمی است. بله، این درست است، اما دلیل نسلکشی، تلفات انسانی و استفاده از نیروی نامتناسب نیست؛ برچسبهایی که عمدتاً فقط با رژیم صهیونیستی مرتبط دانسته میشوند.
ابهام در یادداشت تفاهم
در روز دوشنبه، ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، ایالات متحده و ایران هر دو این یادداشت تفاهم را بهصورت الکترونیکی امضا کردند. تا حدی مشخص است که این توافق شامل چه مواردی میشود، اما آنچه را که پوشش نمیدهد همچنان یک پرسش اساسی باقی مانده است. این توافق دو مرحله اصلی را اعلام میکند؛ نخست، آتشبس فوری و توقف درگیریها، و دوم، یک دوره ۶۰ روزه برای مذاکرات حیاتی.
آیا بند «عدم فعالیت هستهای» در توافق گنجانده شده است؟ اگر این بند شامل توافق شده باشد، ایران را مجبور خواهد کرد که هرگونه غنیسازی هستهای فراتر از سطوح غیرنظامی را متوقف کند. رئیسجمهور ترامپ پیوسته ادعا میکند که بر سر این بند توافق حاصل شده است. در همین حال، ایران این ادعاها را رد میکند. برعکس، اگر اجرای این بند بهطور موقت به تعویق افتاده باشد، این امر یک تحقیر کامل برای ایالات متحده خواهد بود.
دوم، آیا تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ بازخواهد گشت؟ وزیر امور خارجه ایران بهصراحت اعلام کرده است که مقررات دریایی مانند گذشته نخواهد بود. سوم، وضعیت نیروهای آمریکایی در خاورمیانه چه خواهد شد؟ آیا آنها عقبنشینی خواهند کرد؟ ایران پیشتر چنین درخواستی را مطرح کرده است. و درباره مطالبه آمریکا برای برچیدن متحدان منطقهای ایران چه باید گفت؟ و در نهایت، وضعیت اسرائیل چگونه است؟ آیا اسرائیل در مفاد این یادداشت تفاهم گنجانده شده یا حتی درباره آن مورد مشورت قرار گرفته است؟ یا اینکه این فقط پایان درگیری میان آمریکا و ایران است، نه درگیری با اسرائیل؟ تمام این پرسشها بیپاسخ ماندهاند؛ به این معنا که تنها چیزی که بر سر آن توافق حاصل شده، توقف فوری و موقت درگیریهاست.
خاورمیانهای جدید؟
«رسیدن به یک یادداشت تفاهم به این معنا نیست که جنایتها بخشیده یا فراموش خواهند شد.» این را اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، گفته است. پرسش سادهای که در اینجا مطرح میشود این است که اگر دشمنیها فراموش نشوند، چگونه صلح برقرار خواهد شد؟
در همین راستا، نتانیاهو، گفته است: «این تصمیم ترامپ بود؛ ما منافع خودمان را داریم.» این اظهارات بهوضوح نشان میدهند که نه ایران حاضر است جنایتهای هولناک آمریکا و اسرائیل علیه شهروندانش را ببخشد و نه اسرائیل خود را ملزم به پایبندی به یادداشت صلح میداند.
منطق بسیار سادهای در اینجا وجود دارد؛ دو طرف اصلی جنگ ایران و اسرائیل بودند. آمریکا به این جنگ کشیده شد؛ جنگی که اگر صادقانه گفته شود، به بزرگترین شکست راهبردی تاریخ ایالات متحده تبدیل شد.
ایران نه هیچ نشانهای از توافق صلح با اسرائیل بروز داده است و نه اسرائیل آماده پذیرش پیروزی ایران در جنگ است. چگونه این یادداشت تفاهم نوپا میتواند به صلح منجر شود، در حالی که اسرائیل بهطور مداوم از خطوط قرمز ایران عبور میکند، لبنان را بمباران میکند و غزه را ویران میسازد؟
صادقانه باید گفت، دولت ترامپ عمدتاً از اعضای طرفدار اسرائیل تشکیل شده است. پس چگونه میتوان تصور کرد که ترامپ از خواستههای اسرائیل چشمپوشی کند؟ بهنظر میرسد شاید این یک تله ترامپی برای بازیابی محبوبیت ازدسترفته او پیش از انتخابات میاندورهای باشد. و بعد چه خواهد شد؟ البته که ترامپ عقبنشینی خواهد کرد.
نه آمریکا و نه اسرائیل را نمیتوان در این زمینه مورد اعتماد دانست. ترامپ همواره از سخنان خود عقبنشینی کرده است. اظهارات او را نمیتوان مانند سخنان سایر سیاستمداران ارزیابی کرد. به همین ترتیب، اسرائیل نیز آماده هیچگونه توافقی با ایرانیان نیست.
این پایان جنگ خلیج فارس است؟
تمام این واقعیتها و شواهد یک نکته را نشان میدهند؛ این پایان جنگ خلیج فارس نیست. بلکه آغاز تازهای است که در آن یک درگیری طولانیمدت ادامه خواهد یافت تا زمانی که یکی از طرفهای درگیر یا تسلیم شود یا بهطور آشکار شکست بخورد.
امضای «یادداشت تفاهم اسلامآباد» را نمیتوان توافقی بسیار عمیق و بنیادین دانست. بلکه این توافق تنها سطح تنشها را کاهش داده است؛ امری که به معنای پایان جنگ نیست. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که وجود توافق لزوماً به معنای نبود خصومتها نیست.





نظر شما