تحولات منطقه

۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۹
کد مطلب: ۱۱۵۳۰۵۱

بازارهای ایران در چرخه ترس و طمع

زهرا طوسی، روزنامه‌نگار

در اقتصاد ایران ترس و طمع دو روی یک سکه‌اند. بسیاری از خریدها با ترس از تورم و کاهش ارزش پول و ترس از تکرار جهش‌های قبلی شروع می شوند اما وقتی قیمت‌ها بالا می‌روند، همین ترس به طمع تبدیل می‌شود.

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

در هفته‌های اخیر، طلا، ارز، سهام و رمزارز هر کدام به شکلی متفاوت، اما با یک منطق مشترک حرکت کرده‌اند. بخش مهمی از رفتار این بازارها از احساسات جمعی معامله‌گران یعنی از ترس، طمع، امید، نگرانی و گاهی هم سردرگمی نشأت می‌گیرد.

شاخص ترس و طمع در بازارهای مالی، معیاری است که نشان می‌دهد رفتار سرمایه‌گذاران در یک مقطع زمانی تا چه حد از تحلیل فاصله گرفته و به هیجان نزدیک شده است. همان‌طور که این روزها نشانه‌های آن را در رفتار بازار می‌بینیم؛ از هجوم ناگهانی به خرید، چرخش سریع به فروش و سپس بلاتکلیفی گسترده میان این دو.

در سال‌های اخیر، بازارهای کشورمان زیر سایه خبر، انتظار و تغییرات ناگهانی فضای روانی حرکت کرده‌اند. گاهی یک خبر کافی بوده تا صف خرید شکل بگیرد و گاهی یک نشانه از کاهش تنش، همان خریداران دیروز را به فروشندگان امروز تبدیل کرده است. در بازار طلا، این رفتار بیش از همه به چشم آمد.

طلا برای بسیاری از مردم و سرمایه‌گذاران، فقط یک دارایی سرمایه‌گذاری نیست؛ نوعی پناهگاه است. وقتی نگرانی از تورم، جنگ، بی‌ثباتی سیاسی یا کاهش ارزش پول بالا می‌رود، تقاضا برای طلا افزایش می‌یابد. اما آنچه در ماه‌های اخیر رخ داد، فقط از جنس احتیاط نبود. وقتی قیمت طلا بالا رفت، عده زیادی برای جا نماندن وارد بازار شدند. افزایش قیمت، به‌جای آنکه مانع خرید شود، خود به محرک تازه‌ای برای تقاضا به امید سود بیشتر تبدیل شد و همه دیدند که چگونه طمع از دل ترس بیرون آمد.

خریداران ابتدا برای حفظ ارزش پول وارد بازار شدند، اما با دیدن رشد قیمت، منطق احتیاط کم‌کم جای خود را به منطق کسب سود بیشتر داد. به این ترتیب، بخشی از تقاضا با نگرانی از جا ماندن و هیجان جمعی تقویت شد.

اما همین بازار به‌محض تغییر فضای خبری، جهت عوض کرد. با پایین آمدن قیمت و انتشار خبرهایی درباره کاهش تنش یا احتمال توافق، بخشی از خریداران نگران شدند که موج صعودی تمام شده باشد. کسانی که تا دیروز با شتاب می‌خریدند، امروز نگران گیر افتادن در سقف قیمت شدند. در نتیجه، عده‌ای شروع به فروش کردند و عده‌ای دیگر بلاتکلیف ماندند؛ نه مطمئن بودند که باید بفروشند، نه جرأت خرید دوباره داشتند و بسیاری هنوز هم اسیر تغییرات لحظه‌ای خبرها هستند.

در بازار ارز، این سازوکار روشن‌تر است. دلار و ارزهای خارجی در ایران برای بسیاری از خانوارها و فعالان اقتصادی، وسیله‌ای برای حفظ ارزش دارایی‌اند. بنابراین تقاضا برای ارز الزاماً نشانه طمع نیست، بلکه در بسیاری از مواقع واکنشی دفاعی به نااطمینانی‌های بزرگ‌تر است. هر خبر منفی، هر ابهام سیاسی و هر نگرانی درباره آینده تورم می‌تواند تقاضا برای ارز را بالا ببرد.

با این حال، رفتار این روزهای بازار نشان می‌دهد که خرید ارز از سطح «پوشش ریسک» عبور کرده و مرز میان رفتار احتیاطی و سفته‌بازی از بین رفته است؛ سرمایه‌گذاران به شایعه، خبر و سیگنال‌های غیررسمی وزن بیش از اندازه می‌دهند. از طرف دیگر، وقتی نشانه‌هایی از کاهش تنش یا کنترل بازار دیده می‌شود، بخشی از تقاضا عقب می‌نشیند. بدین شکل، بازار ارز مدام میان دو نیروی متضاد «ترس از افزایش قیمت» و «امید به آرامش» حرکت می‌کند.

بازار سهام نیز از این موج احساسی جدا نیست و نشانه‌های شاخص ترس و طمع در آن قابل مشاهده است؛ ورود و خروج پول حقیقی، تغییر ارزش معاملات، صف‌های خرید و فروش و حرکت نقدینگی به سمت سهم‌های کوچک یا خروج ناگهانی از بازار، همه تصویری از دمای روانی بورس می‌دهند. وقتی فضای عمومی مثبت می‌شود، پول‌های کوتاه‌مدت به‌سرعت وارد سهم‌ها می‌شوند و صف‌های خرید شکل می‌گیرد. اما همین پول‌ها در زمان نااطمینانی می‌توانند خیلی سریع از بازار خارج شوند.

در چنین شرایطی، سهامداران خرد معمولاً بیشترین سردرگمی را دارند. از یک طرف نگران جاماندن از رشد بازارند و از طرف دیگر می‌ترسند در موج اصلاح گرفتار شوند. به همین دلیل، رفتار بورس در دوره‌های پرابهام بیشتر از آنکه بر پایه تحلیل سودآوریِ شرکت‌ها، جریان نقدی یا ارزش ذاتی باشد، به جریان پول و فضای خبری واکنش نشان می‌دهد. هر زمان نقدینگی با شتاب به سمت نمادهای کم‌عمق و روایت‌محور حرکت می‌کند، می‌توان نشانه‌های طمع را دید و هر زمان خروج سرمایه، صف فروش و بی‌اعتمادی عمومی تشدید می‌شود، ترس بر بازار غلبه کرده است.

در بازار رمزارزها، تصویر جهانی این روزها بیشتر به سمت ترس و احتیاط رفته است. معامله‌گران این بازار کمتر از قبل میل به ریسک دارند و بسیاری ترجیح می‌دهند منتظر بمانند تا مسیر قیمت‌ها روشن‌تر شود. این وضعیت معمولاً زمانی دیده می‌شود که بازار از رشد قبلی خسته شده، فشار فروش بالا رفته یا سرمایه‌گذاران نسبت به آینده کوتاه‌مدت تردید پیدا کرده‌اند. رمزارزها ذاتاً بازاری پرنوسان‌اند و وقتی ترس در آن‌ها بالا می‌رود، سرمایه‌گذاران معمولاً بخشی از دارایی خود را نقد می‌کنند یا خریدهای تازه را به تعویق می‌اندازند.

این رفتار، اگرچه در ظاهر مربوط به بازار جهانی است، اما از نظر روانی شباهت زیادی با رفتار معامله‌گر ایرانی دارد. در شرایط ابهام، تصمیم‌گیری کمتر بر پایه تحلیل ارزش و بیشتر بر پایه مدیریت ترس انجام می‌شود.

می‌توان گفت، این روزها رمزارزها بیشتر در فضای ترس و احتیاط‌اند؛ طلا هنوز از نگرانی‌های اقتصادی و سیاسی نیرو می‌گیرد، اما بعد از رشد سریع، بخشی از بازار دچار رفتار هیجانی شده است؛ ارز میان نگرانی از جهش دوباره و امید به ثبات نوسان می‌کند و سهام هم بیش از آنکه با تحلیل‌های بلندمدت حرکت کند، به جریان پول، خبر و انتظارات کوتاه‌مدت واکنش نشان می‌دهد.

در چنین فضایی، مفهوم ترس و طمع کمک می‌کند بفهمیم پشت تغییر قیمت‌ها چه می‌گذرد. افزایش قیمت همیشه به معنای اعتماد بازار نیست؛ گاهی نشانه ترس از آینده است. کاهش قیمت هم همیشه به معنای بهبود شرایط نیست؛ گاهی فقط نتیجه فروش‌های شتاب‌زده کسانی است که دیروز با هیجان خریده بودند.

باید گفت این شاخص در ایران ترجمه‌ای از یک واقعیت عمیق یعنی کوتاه شدن افق تصمیم‌گیری اقتصادی است و تا وقتی نااطمینانی سیاسی و اقتصادی بالا باشد، این چرخه ادامه خواهد داشت. بازارها یک روز با خبر بالا می‌روند و روز دیگر با خبر پایین می‌آیند. در چنین شرایطی، مهم‌ترین پرسش برای سرمایه‌گذار نباید این باشد که بازار فردا بالا می‌رود یا پایین، بلکه باید از خود بپرسد تصمیم امروز من بر پایه تحلیل است یا واکنش به ترس و هیجان بازار؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha