در روز تاسوعای حسینی، همزمان با یادبود حضرت ابوالفضل العباس(ع) و بازخوانی حماسه عاشورا، بر آن شدیم تا روضهای مکتوب و مستند را در اختیار مخاطبان قرار دهیم؛ روضهای که بر پایه منابع معتبر تاریخی، بهویژه مقتل «لهوف» سیدبنطاووس، تنظیم شده و با نگاهی تحلیلی به ابعاد بصیرت، وفاداری و برادری در شخصیت علمدار کربلا میپردازد. در گفتگو با حجتالاسلاموالمسلمین مسعود یوسفی، کارشناس دینی و مدرس با تأکید بر روشن شدن اراده نهایی جبهه حق در عاشورا، به نقش بیبدیل حضرت عباس(ع) در تثبیت این مسیر اشاره کردهاند. آنچه پیش رو دارید، تلاشی است برای بازخوانی این روضه مکتوب با زبانی دقیق، مستند و متناسب با مخاطب امروز؛ تا جلوهای از بصیرت و وفاداری در مکتب عاشورا دوباره مرور شود.
حضرت عباس(ع) خدمتگزار و مدافع امام حسین(ع)
در روایتهای مقتل «لهوف» از حضرت عباس(ع)، یکی از برجستهترین ویژگیها ترکیب شجاعت با وفاداری آگاهانه است. عباس بن علی(ع) تنها یک جنگاور نبود؛ او برادری بود که جایگاه امامت امام حسین(ع) را میشناخت و با تمام وجود از او حمایت میکرد. ایشان لحظه ای این آگاهی را از دست ندادند در نقلهای تاریخی آمده است که وقتی به فرات رسید و توانست آب بردارد، با یاد تشنگی امام و کودکان خیمهها از نوشیدن آن خودداری کرد. این رفتار نشان میدهد که وفاداری او نه یک احساس گذرا، بلکه یک انتخاب اخلاقی و معرفتی بود. در هر موقعیتی ایشان متوجه این امر بود.
حرکت به سوی فرات؛نماد پاسداری از کرامت انسانها
یکی از عاطفیترین صحنههای عاشورا که در تاریخ نقل شده، حرکت حضرت عباس(ع) به سمت فرات برای آوردن آب است. در آن لحظه، کودکان خیمهها تشنه بودند و امیدشان به عباس(ع) بود. در منابع تاریخی آمده است که وقتی او از خیمهها خارج میشد، کودکان با نگاه امیدوار او را بدرقه میکردند. این تصویر نشان میدهد که عباس(ع) فقط یک فرمانده نظامی نبود؛ او برای کودکان کربلا عمویی بود که به او اعتماد داشتند.
همین ویژگی عاطفی، مفهوم وفاداری او را عمیقتر میکند. عباس(ع) در عین قدرت و شجاعت، نسبت به خانواده امام و کودکان کربلا احساس مسئولیت داشت. او با علم به خطر و با آگاهی از احتمال شهادت، مأموریت آوردن آب را پذیرفت؛ زیرا میدانست این کار نماد پاسداری از کرامت انسانها است. این صحنه برای ما یادآور آن است که قهرمانی فقط در میدان جنگ نیست؛ گاهی در مسئولیتپذیری و حمایت از دیگران معنا پیدا میکند. همانگونه که مفهوم همدلی و مشارکت اجتماعی در این روزهای پسا جنگ پررنگ تر شده است.
مسیر حقیقت گاه با فداکاری همراه است
یاران امام حسین(ع) از سرانجام سخت این مسیر آگاه بودند. حضرت عباس(ع) نیز چنین آگاهیای داشت. با این حال، او نه تنها میدان را ترک نکرد، بلکه به عنوان علمدار سپاه نقش اصلی در حفظ روحیه یاران و نظم جبهه حق را بر عهده گرفت. این رفتار نشان میدهد که بصیرت در فرهنگ عاشورا یعنی شناخت حقیقت و ایستادن پای آن، حتی وقتی هزینه دارد. بصیرت حضرت عباس(ع) تنها در میدان جنگ نبود؛ در نوع رابطهاش با امام حسین(ع) نیز دیده میشود. او امام را نه صرفاً به عنوان برادر، بلکه به عنوان رهبر و حجت الهی میشناخت. به همین دلیل وفاداری او ریشه در معرفت داشت. «راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست / آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست.» حافظ به «شناخت راه حق» اشاره میکند. این بیت به خوبی بیان میکند که مسیر حقیقت گاه با فداکاری همراه است. در عاشورا، حضرت عباس(ع) نمونه انسانی است که با آگاهی، نه از سر احساسات لحظهای، بلکه با انتخابی روشن در کنار امام ایستاد. برای جوان امروز، این پیام وجود دارد که بصیرت یعنی توانایی تشخیص مسیر درست و پایبندی به آن، حتی وقتی فشارهای اجتماعی یا شخصی وجود دارد.
حضرت عباس(ع)؛ نماد وفاداری بیقیدوشرط
حضرت عباس(ع) در تاریخ عاشورا به عنوان نماد وفاداری بیقید و شرط شناخته میشود. در روایتهای مقاتل، او همواره در کنار امام حسین(ع) حضور دارد و مسئولیت علمداری سپاه را بر عهده میگیرد. علمدار بودن تنها یک عنوان نظامی نبود؛ این جایگاه نماد حفظ انسجام و امید در میان یاران بود.
رابطه حضرت عباس(ع) و امام حسین(ع) نمونهای از پیوند عمیق برادری است که در آن، محبت خانوادگی با ایمان و اطاعت از امام پیوند خورده است. عباس(ع) هم برادر بود و هم سرباز ولایت. این ترکیب باعث شد که وفاداری او جلوهای ویژه پیدا کند. او حتی در لحظات پایانی زندگی نیز، مهمترین دغدغهاش حفظ حرمت امام و حمایت از خیمهها بود. انسانهای وفادار به دنبال قدرت و منفعت نیستند؛ بلکه برای پاسداری از حقیقت در کنار محبوب میایستند. در عاشورا، حضرت عباس(ع) با همین روحیه در کنار امام حسین(ع) ماند. برای جامعه امروز، این تصویر الگویی از تعهد، برادری و مسئولیتپذیری ارائه میدهد.
پایداری در مسیر ارزشها تا آخرین لحظه
حضرت عباس(ع) در واقعه عاشورا نمونهای کمنظیر از پایداری در مسیر ارزشها است. در مقتل «لهوف» توصیف شده است که او با وجود جراحات فراوان و از دست دادن دستان خود، همچنان تلاش میکرد، مشک آب را به خیمهها برساند. این صحنه نماد وفاداری تا آخرین لحظه است؛ وفاداریای که نه با شکست ظاهری پایان مییابد و نه با سختیها از بین میرود.
در خوانش عرفانی، عشق راستین انسان را به وفاداری تا مرز جانفشانی میرساند؛ همان چیزی که در رفتار حضرت عباس(ع) در عاشورا دیده میشود. برای جوان امروز، این روایت یادآور آن است که وفاداری واقعی به ارزشها زمانی معنا پیدا میکند که با آگاهی و مسئولیت همراه باشد. هر ره آوردی که ما داریم از درخانه ائمه اطهار است در شرایط کنونی کشور این مجالس پناه امت اسلامی است. ما در این مجالس وصیت نامههای خود را بازنویسی میکنیم و میگویم یا اباعبدالله ما با تو پیمان میبندیم. تابوت جوانان ما نشان این عهدوپیمان با آرمانهای سیدالشهدا(ع) است. امشب دعا کنیم و درخانه حضرت باب الحوائج برویم و برای امت اسلام و حفظ سربازان و مرزدارانمان دعا کنیم.
تاسی مادران شهید به حضرت ام البنین(س)
در پایان باید یادی کنیم از مادری که چنین فرزندی تربیت کرد. برای ما مسلمانان حضرت امالبنین(س) نماد مادری است که ایمان، وفاداری و فداکاری را در عالیترین مرتبه معنا کرد. مادری که چهار فرزند خود را در راه دفاع از امام زمان خویش تقدیم کرد و پس از واقعه کربلا نیز بیش از هر چیز نگران سرنوشت امام حسین(ع) بود. این الگوی بزرگ، در طول تاریخ الهامبخش مادرانی بوده است که فرزندان خود را برای پاسداری از حقیقت و ارزشها تربیت کردهاند. در روزگار ما نیز مادران شهدا در ایران اسلامی جلوهای روشن از همین مکتباند؛ زنانی که با صبر، ایمان و استقامت، یادآور سیره حضرت امالبنین(س) شدهاند. مردم ایران بارها در بزنگاههای تاریخی نشان دادهاند که با تأسی به این بانوی بزرگ، حافظ دین، ارزشها و میهن خود هستند و فرهنگ ایثار و وفاداری را نسل به نسل زنده نگه داشتهاند.






نظر شما