تحولات منطقه

صد و بیست ‌و دومین روز تقابل، تصویر واضحی از جابه‌جایی نقطه‌ ثقل دیپلماسی در خاورمیانه بود.

مذاکرات، معطل تعهدات آمریکا
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، صد و بیست ‌و دومین روز تقابل، تصویر واضحی از جابه‌جایی نقطه‌ ثقل دیپلماسی در خاورمیانه بود. در حالی که دونالد ترامپ با انتشار پیام‌هایی شتاب‌زده، تلاش می‌کند خود را معمار یک مذاکره‌ قریب‌الوقوع در دوحه نشان دهد، تکذیب خونسردانه‌ مقامات ایرانی، این حباب رسانه‌ای را پیش از شکل‌گیری ترکاند. اعتراف صریح سیاستمداران کهنه‌کار آمریکایی (نظیر جان کری) مبنی بر اینکه ایران با ایستادگی در برابر کارزار نظامی، به «قدرت بازدارنده‌ جدیدی» دست یافته است، نشان می‌دهد واشنگتن دیگر نمی‌تواند با اولتیماتوم، تهران را به میز مذاکره بکشاند. آمریکا که در باتلاق هرمز گرفتار شده، اکنون در جست‌وجوی یک «مسیر خروج آبرومندانه» پیش از انتخابات نوامبر است.

معمای دوحه؛ تناقض روایت کاخ سفید

مهم‌ترین رویداد ۲۴ ساعت گذشته، تقابل مستقیم روایت‌های واشنگتن و تهران درباره‌ آینده‌ میز مذاکره بود. دونالد ترامپ با حروف بزرگ در شبکه‌های اجتماعی نوشت که ایران «درخواست گفت‌وگو» کرده و هیئت‌ها روز سه‌شنبه در دوحه دیدار خواهند کرد. ساعاتی بعد، کاخ سفید نام فرستادگان خود (جرد کوشنر و استیو ویتکوف) را نیز اعلام کرد، اما کاظم غریب‌آبادی، دیپلمات ارشد ایرانی با صراحت اعلام کرد «هیچ نشست فنی و مستقیمی با آمریکا در قطر برنامه‌ریزی نشده است».

چرا این تکذیب اهمیت راهبردی دارد؟

پاسخ در ماهیت خواسته‌های دو طرف نهفته است. واشنگتن تلاش می‌کند با برگزاری شتاب‌زده‌ جلسات، چنین القا کند که مسیر دیپلماسی باز شده تا از این طریق، فشار روانی بازار انرژی و نارضایتی رأی‌دهندگان آمریکایی را مدیریت کند، اما ایران می‌داند حضور پای میز مذاکره، بدون دریافت پیش‌نیازهای عملی (به‌ویژه توافق بر سر مدیریت هرمز و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده)، تنها به نفع کارزار انتخاباتی ترامپ تمام خواهد شد. ایران به دنبال حل ‌و فصل ریشه‌ای حقوق خود در تنگه هرمز است، در حالی که آمریکا صرفاً یک راه‌ حل مقطعی برای عبور کشتی‌ها می‌خواهد.

پول‌های بلوکه‌شده به عنوان پیش‌شرط توافق

در پس‌زمینه‌ این مناقشه‌ دیپلماتیک، رایزنی‌های حیاتی دیگری در جریان است. اخبار منتشر شده حاکی از آن است که قطر در حال میانجی‌گری برای فعال‌سازی مجدد مکانیسم دسترسی ایران به دارایی‌های مسدودشده‌ خود (از جمله ۶ میلیارد دلار موجود در بانک‌های قطری) است.این روند نشان می‌دهد ایران برخلاف گذشته، حاضر نیست تعهدات امنیتی (مانند عادی‌سازی کامل هرمز) را پیش از دریافت تضمین‌های اقتصادی ملموس، اجرایی کند. آمریکا که می‌خواست با محاصره‌ دریایی، اقتصاد ایران را خفه کند، اکنون دریافته تداوم این وضعیت، اقتصاد خود غرب را فلج کرده و واشنگتن ناچار است برای حفظ ظاهر «آتش‌بس شکننده»، دسترسی ایران به منابع مالی‌اش را تسهیل کند.

اعتراف در واشنگتن؛ پایان عصر ارعاب

شاید مهم‌ترین تأیید بر اثربخشی راهبرد مقاومت ایران، از زبان یکی از معماران سیاست خارجی دموکرات‌ها شنیده شد. جان کری، وزیر خارجه اسبق آمریکا با صراحت اعلام کرد ایران با مقاومت در برابر تهاجم نظامی اخیر، به یک «احساس قدرت جدید» دست یافته و ثابت کرده است در استفاده از جنگ نامتقارن، مهارت بی‌نظیری دارد.این اعتراف، تأییدی بر شکست دکترین «فشار حداکثری نظامی» است. وقتی مقامات پیشین آمریکایی اذعان می‌کنند ایران دیگر مرعوب قدرت سخت واشنگتن نمی‌شود، این پیام به کاخ سفید مخابره می‌شود که نمی‌تواند با تکیه بر اولتیماتوم، تهران را پای میز مذاکره بکشاند. ترامپ، اکنون در تله‌ای گرفتار شده که کلید آن، تنها در دست دیپلماسی واقع‌بینانه و پذیرش شرایط ایران است.

جنایت در کرانه باختری؛ روی دیگر سکه‌ ادعای صلح

در حالی که آمریکا از صلح و دیپلماسی سخن می‌گوید، شریک منطقه‌ای او در حال تعمیق فاجعه در فلسطین است. گزارش نهاد حقوق بشری بتسلم مبنی بر اینکه اسرائیل در سال ۲۰۲۵، با کشتن ۵۴ کودک فلسطینی، مرگبارترین سال را از زمان اشغال کرانه باختری در ۱۹۶۷ رقم زده است، نشان‌دهنده‌ فقدان هر گونه چشم‌انداز انسانی در کابینه‌ تل‌آویو است.این گزارش‌ها، در کنار افشای سانسور مستند «پزشکان زیر آتش» توسط بی‌بی‌سی (که با وجود بایکوت رسانه‌ای، برنده‌ جایزه‌ بفتا شد)، ثابت می‌کند محور عبری- غربی نه‌تنها در میدان نبرد نظامی با جبهه‌ مقاومت دچار فرسایش شده، بلکه در افکار عمومی جهانی نیز، آخرین بقایای مشروعیت خود را از دست داده است.

ایستگاه صد و بیست ‌و دوم؛ دیپلماسی در انتظار عمل

اکنون در مرحله‌ای هستیم که «دیپلماسی نمایشی» کارکرد خود را از دست داده است. ایران با رد نشست شتاب‌زده‌ دوحه نشان داد ریتم مذاکرات را بر اساس منافع ملی خود تنظیم می‌کند، نه تقویم انتخاباتی آمریکا.روزهای آینده، آزمونی سخت برای واشنگتن خواهد بود. ترامپ باید تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد با پذیرش واقعیت میدانی (از جمله حق حاکمیت ایران بر ترتیبات هرمز و آزادسازی دارایی‌ها)، راه را برای یک تفاهم پایدار باز کند یا با پافشاری بر شروط غیرممکن، منطقه را همچنان در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نگه دارد؛ وضعیتی که ادامه‌ آن، به معنای تداوم کابوس تورم برای رأی‌دهندگان غربی خواهد بود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha