تحولات منطقه

تاریخ ولایتمداری را می‌توان به پیش و پس از آن ظهر داغ نیشابور تقسیم کرد. سال ۲۰۱ هجری، زمانی که غبار کاروان ولایت‌عهدی از دورنمای شهر «ابرشهر» (نیشابور) برخاست، کسی گمان نمی‌برد که یک «جمله»، سرنوشت فکری یک تمدن را برای همیشه تغییر دهد.

بازخوانی تمدنی حضور امام رضا (ع) در ایران و واکاوی پیوند قدسی «حصن الهی» با شرط امامت / دژی که تا ابد امن است
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

مأمون عباسی با هزار حیله سیاسی، امام علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) را از مدینه به مرو کشانده بود تا «علوی‌گری» را در «عباسی‌گری» هضم کند، اما پیروان مکتب وحی در ایران، منتظر امضای یک بیانیه بودند؛ بیانیه‌ای که نه بر کاغذ، بلکه بر جان‌های تشنه نقش بست. امام (ع) در میان غوغای استقبال‌کنندگان، از درون کجاوه، پرده را کنار زد و با روایت حدیثی که راویانش همگی از معصومین بودند، «سلسله‌الذهب» را به‌مثابه مانیفست ابدی تشیع در قلب ایران ثبت کرد. در ادامه مروری داریم بر فحوای این حدیث گرانسنگ.

نیشابور؛ ایستگاه پیوند آسمان و زمین

آن روز در نیشابور، تنها سخن از یک حدیث نبود، سخن از یک «دژ» بود. حضرت فرمودند: «سَمعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ حصْنی فَمَنْ دَخَلَ حصْنی أَمنَ منْ عَذَابی». این کلام قدسی که خداوند توحید را دژ (حصن) خود نامیده، در نگاه نخست یک گزاره اعتقادی عام و کلی به نظر می‌رسد، اما دراماتیک‌ترین لحظه تاریخ زمانی رقم خورد که کاروان به راه افتاد و امام دوباره سر برآورد و فرمود: «بشُرُوطهَا وَ أَنَا منْ شُرُوطهَا». این «من»، همان حلقه گمشده‌ای است که انسان‌های عدالت‌جو قرن‌ها به دنبالش بودند. امام (ع) با این شرط، اعلام کرد که توحید بی‌امام، دژی بدون دروازه است. ایشان با هوشمندی، ولایت‌عهدی زمینی و اجباری مأمون را در سایه «ولایت الهی» خود قرار دادند و به همگان فهماندند که مرجعیت واقعی در ظل سایه رخصت الهی‌ امامت و ولایت است.

وقتی دشمنان هم سر فرود می‌آورند

ژورنالیسم تاریخی به ما می‌گوید که اعتبار یک سند، به اعتراف مخالفان است. یعنی وقتی افرادی خارج از حلقه اعتقادی به حقانیت اظهارات گروه دیگری اعتراف می‌کنند اعتبار آن سند بی‌شک و شائبه می‌شود. حدیث سلسله‌الذهب چنان از حیث سند بی‌شک و شائبه است که حتی سرسخت‌ترین محدثان تفام فرق اسلامی را به اعجاب واداشته است. ابن‌حجر هیتمی در صواعق المحرقه (ج ۲، ص ۵۹۵) از قول پیشوای مذهب حنبلی، احمد بن حنبل، جمله‌ای شگفت‌انگیز را نقل می‌کند: «اگر سند این حدیث را بر فردی مجنون بخوانند، شفا می‌یابد.» این اعتراف، تنها یک تمجید ساده نیست، بلکه نشان‌دهنده سیادت علمی امام در پهنه دنیای اسلام است. حافظ ابونعیم اصفهانی نیز در حلیةالاولیاء (ج ۳، ص ۱۹۲) بر این سند پاک صحه می‌گذارد. حتی در تاریخ سامانیان آمده است که پادشاهی، این حدیث را به زر نوشت تا توشه قبرش باشد؛ گزارشی که علامه مجلسی در بحارالأنوار (ج ۴۹) بر آن تأکید کرده است. این یعنی امام رضا (ع) در ایران، زبانی را برگزید که هم شیعه، هم سنی و هم پادشاه و گدا در برابرش خاضع بودند.

ولایت؛ روح جاری در کالبد شریعت

گاهی شبهه‌افکنان مدعی می‌شوند که تأکید بر «ولایت» در این حدیث، به معنای حاشیه‌راندن قرآن و سنت است. اما مگر می‌توان نور را از منبع نور جدا کرد؟ حضرت رضا (ع) با تکیه بر آیات قرآن، از جمله آیه ۵۶ سوره مائده (وَمَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا...)، ولایت را تداوم همان ریسمان الهی معرفی کرد. شیخ صدوق در کتاب التوحید (ص ۲۵) به زیبایی تبیین می‌کند که شرط «لا اله الا الله»، پذیرش امام مفترض‌الطاعه است. در واقع، امام صراط مستقیمی است که قرآن را از تفسیرهای به رأی و انحرافات حاکمان عباسی نجات می‌دهد. قاضی نورالله تستری در احقاق الحق (ج ۱۲) به درستی اشاره می‌کند که پذیرش امامت، عین عمل به سنت است، نه جدای از آن. بر اساس حدیث ثقلین، عترت و کتاب دو بال یک پروازند؛ لذا ولایت رضا (ع)، نه جایگزین عمل، بلکه «شرط قبولی» عمل است؛ همان‌گونه که امام سجاد (ع) فرمودند: «اگر کسی به اندازه عمر نوح عبادت کند اما بدون ولایت ما بمیرد، بهره‌ای از آن نخواهد برد .»(وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۹۳).

جغرافیا در خدمت اندیشه؛ ایران، پایگاه تمدن رضوی

حضور امام در ایران، جغرافیای سیاسی منطقه را بازتعریف کرد. ایران آن زمان، خسته از نزاع‌های اموی و عباسی، تشنه یک الگوی انسانی کامل بود. امام با مناظرات علمی و رفتارهای اجتماعی‌اش (همچون نشستن بر سفره با غلامان)، اخلاق محمدی را در ری، قم و طوس زنده کرد. حضرت از رسانه‌های زمانه خود غافل نبود؛ حمایت از شعرا (مانند دعبل خزاعی) و استفاده از قالب‌های هنری برای ترویج مفاهیم کلامی، نشان‌دهنده نگاه استراتژیک ایشان به «فرهنگ» است. این حضور باعث شد که شهرهای ایران از مراکز نظامی-اداری، به کانون‌های علمی و عرفانی تبدیل شوند. امام رضا (ع) با بیان اینکه «ما ارکان توحید هستیم» (معانی الاخبار، ص ۳۵)، به ایرانیان آموخت که برای رسیدن به قله یگانه‌پرستی، باید از دامنه ولایت عبور کرد.

فرجام؛ دژی که تا ابد امن است

امروز که به میراث رضوی در ایران می‌نگریم، می‌بینیم که حدیث سلسله‌الذهب، تنها یک روایت در کتب حدیثی نیست، بلکه زیربنای هویت ملی و مذهبی ماست. امام رضا (ع) با پیوند زدن «توحید» به «امامت»، راه را بر فرقه‌های منحرفی چون واقفیه و غلات بست. او ثابت کرد که شناخت خدا، جز از طریق راهنمایان منصوب او ممکن نیست: «بنَا عُرفَ اللَّه‏ وَ بنَا وُحدَ اللَّه» (کافی، ج ۱، ص ۱۴۵). این دژ (حصن) که امام در نیشابور از آن سخن گفت، هنوز هم برای هر پژوهشگر و مؤمنی که به دنبال «اسلام ناب» است، تنها پناهگاه امن در برابر تندبادهای شبهه و انحراف است. ایران، با قدوم رضا (ع)، از یک سرزمین معمولی به «جغرافیای ولایت» بدل شد و این مدال افتخاری است که تا ابد بر سینه تاریخ این مرز و بوم خواهد درخشید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha