شهادت فراتر از یک واقعه تاریخی، محور و نقطه عطف تمامی نهضتهای الهی است؛ رویدادی که در آن، مرز میان حاکمیت و ایثار و میان مسئولیت سیاسی و تکلیف دینی در هم میآمیزد. وقتی سخن از شهادت رهبر ملی و دینی به میان میآید، تنها با یک فقدان سیاسی مواجه نیستیم، بلکه با تجلی تمامعیار مفهوم «ولایت» در مقام آزمون نهایی قرار میگیریم. این مسئله، ابعادی عمیق و چندوجهی دارد که پیوند میان اقتدار فقهی، اقتضای حاکمیتی و فداکاری در راه حق را به نمایش میگذارد. خانوادههای بزرگوار شهدای راه حق که در کنار رهبرشان، خود را وقف خدمت به امت کردهاند، درواقع نماد استقامت بیحد و مرزی هستند که در مسیر «امر به معروف و نهی از منکر» از تمام تعلقات دنیوی گذشتهاند.
در گفتوگو با آیتالله سید محمد حسینی موسوی زنجانی، فقیه شیعه، از مراجع تقلید و مدرس عالیرتبه و استاد درس خارج به بررسی دقیق این ابعاد میپردازیم. ما از زاویهای نوین، پیوند میان «فقاهت» به معنای اصیل آن برای تحلیل شرایط روز و درک روح کلام معصومین(ع) و ضرورت مقاومت در برابر فشارهای سیاسی و اجتماعی را واکاوی خواهیم کرد. این گفتوگو، سفری است به اعماق فقه سیاسی و بازخوانی خاطراتی که گویای پیوند عمیق میان رهبر شهید ملت ایران آیتالله العظمی خامنهای با علما، مردم و آرمانهای متعالی است.
ولایتفقیه و ضرورت حاکمیت امام المسلمین در جامعه اسلامی
با بازخوانی آرای بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران و سیری در منظومه فکری ایشان متوجه میشویم مفهوم ولایتفقیه جنبه عمومی دارد و تمام شئون جامعه را شامل میشود. یکی از سیاستهای اصلی و بنیادی امام خمینی(ره) که حضرت آیتالله العظمی خامنهای(ره) نیز به عنوان پیرو آن بزرگوار همواره دنبالهرو ایشان بودهاند، همین نکته است که اگر جامعه اسلامی بخواهد تربیت دینی موفقی داشته باشد ناگزیر باید تحت ولایت «امام المسلمین» قرار بگیرد. یعنی مردم تحت حاکمیت امام معصوم(ع) باشند. ویژگی مکتب شیعه اثنیعشری در همین است که باید کسی که در این مسند مینشیند، دارای ویژگی و شایستگیهای لازم باشد که مهمترین آن ویژگیها «فقاهت» است.
تبیین فقاهت و جایگاه آن در تحلیل قوانین اسلامی
فقاهت به معنای مراعات شرایط و تجزیهوتحلیل روح مطالب نسبت به شرایط روز و انطباق آن با قوانین قرآن و فرمایشات معصومین(ع) است، چنانکه امام صادق(ع) میفرمایند: «لا یکونُ الرجُلُ مِنکُم فَقیها حتّی یَعرِفَ مَعاریضَ کلامِنا؛ هیچ فردی از شما فقیه نباشد، مگر آنگاه که تعریضات کلام ما را بفهمد»، یعنی فقیه نمیتواند فقیه باشد مگر اینکه با گوشه و کنایات و نکات ریز در کلمات ائمه اطهار(ع) آشنا باشد.
به بیان بهتر، منظور از معاریض کلام، کلماتی است که برای اثبات چیز دیگری جدا از آنچه در ظاهر کلام است، به کار میرود. ما باید متوجه بشویم کلمات از زبان ائمه اطهار(ع) در چه معنایی استفاده شدهاند و بهطور کلی سبک ائمه(ع) را بدست آوریم. با این بیان شیرین امام صادق(ع)، فقیه کسی است که قوانین اسلامی را در شرایط روز تجزیه و تحلیل کند و طبق آن فتوا بدهد. امام خمینی(ره) این امتیاز را دارا بودند که با بهرهمندی از معاریض کلام اهلبیت(ع) و با انگیزه اصلاح امور مردم و جامعه وارد عمل شدند. هرچند درمورد قیام امام راحل نیز برخی نظرات دیگری داشتند و مطالبی در ممانعت از حرکت امام(ره) بیان میکردند اما امام راحل میفرمودند: امر به معروف و نهی از منکر ولو «بَلَغَ مَا بَلَغ» (به هر کجا کشیده شود) باید انجام شود؛ حتی اگر به دشواری بینجامد، از دیدگاه ایشان همانگونه که فرمودهاند، ما مأمور به تکلیف هستیم نه نتیجه.
براساس این دیدگاه، ما باید اینها را در نظر بگیریم. اساس مسئله این است که چرا این همه بر ولایتفقیه تأکید میشود و چرا باید به کسی که در زمان غیبت کبری مقام فقاهت دارد و با ظرایف کلام معصومین(ع) آشناست اقتدا کرد و از او تبعیت شود. شرایط روز هم متفاوت است؛ واضح است شرایط مختلف جامعه در هر برههای اعم از جنگ و صلح، روشنکننده نقش مهم ولایتفقیه و توجه به مواضع وی است، زیرا او است که عالم به زمان است.
رهبری جامعه اسلامی فقیه میخواهد
رهبریتی که ما برای اداره جامعه اسلامی قائل هستیم کسی است که مقام فقاهت داشته باشد و باید دقت کرد فقیهی باشد که به اصطلاح زیرک باشد و فریب نخورد.
این مسئله بهویژه با توجه به تاریخ تشیع اهمیت دارد. بیشتر نویسندگان مخالف ولایت فقیه، با قلمهای مغرضانه به مخالفت پرداختهاند؛ یعنی بهگونهای قلمفرسایی کردهاند که گویا روحانیت شیعه کارایی ندارد و باید از مذهب و روحانیت دست برداریم تا به هدف خود برسیم. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی گروههای چپ نیز همین را میگفتند؛ عنوان میکردند روحانیت و حوزه علمیه درباره حوزه اقتصاد چه میداند، روانشناسی را چقدر میشناسد و حوزه روحانیت و فقاهت اهلیت اینکه بتوانند رهبریت یک جامعه را به دست بگیرند، ندارند. در حالی که بزرگان ما در فقه شیعه فرمودند ملاک برای عمل ما عبارت است از فرمایشات معصوم(ع) و اخباری که از این بزرگواران رسیده، تا روز ظهور حضرت حجت(عج) که تعیینکننده است. در این زمان همانطور که گفتیم رهبر تشخیص میدهد نیاز روز جامعه چیست؛ کما اینکه ما در رهبریت حضرت آیتالله العظمی خامنهای میبینیم در هر برههای ایشان آگاه از شرایط متفاوت جامعه و جهان بودند؛ گاهی اوقات کند پیش میرفتند و گاهی تند و به مقتضای شرایط تصمیم میگرفتند. ایشان مصداق حدیث امام صادق(ع) بودند. این موارد بهطور خلاصه در رابطه با مسئله رهبریت بود.
رهبر شهید؛ فقیهی آگاه
در زمینه شخصیت رهبر شهید انقلاب و با توجه به ارتباط بنده با ایشان؛ باید عرض کنم بیشتر ارتباط ایشان با مرحوم والد، حضرت آیتالله سیدعزالدین زنجانی بود و به این واسطه بنده نیز هر زمان مشهد بودم و دیداری حاصل میشد توفیق حضور داشتم.
یکی از این دیدارها سه یا چهار ساعت طول کشید و از مطالب سیاسی، اوضاع جهان و مطالب ادبی و شعر و خاطرات ایشان استفاده کردم. سال ۱۳۹۲ به مناسبت ارتحال مرحوم والد و همچنین در سال نو ۱۳۹۳ دیدار و گفتوگویی اختصاصی با آن شهید بزرگوار داشتم و در همانجا نیز بنده را مورد لطف و ملاطفت قرار دادند و اصرار فرمودند اگر کار یا سفارشی دارم خدمت ایشان عرض کنم. سال ۱۳۹۴ که بستری شده بودند در بیمارستان به عیادت ایشان رفتم و در آنجا نیز به اصرار ایشان حدود ۲۰ دقیقه به گفتوگو و تجدید خاطرات گذشته پرداختیم. پیگیری امور حوزههای علمیه و رسیدگی به احوالات علما، اساتید و بزرگان حوزه از ضرورتهایی بود که ایشان به آن توجه ویژه داشتند و هرازگاهی نمایندگانی را برای دیدار و دلجویی شخصیتهای برجسته حوزه و اساتید مدارس میفرستادند.
در مورد آیتالله العظمی خامنهای(ره) در دوران رهبری، به خاطر دارم وقتی در زنجان بودم، روزنامه «وظیفه» مطلبی منتشر کرد مبنی بر اینکه حضرت آیتالله روحالله خمینی(ره) فرمودند: «امر به معروف و نهی از منکر واجب است». به یاد دارم ایشان این فرموده امام(ره) را نقل کردند و متذکر شدند همین جمله، عامل موفقیت نهضت اسلامی در جامعه ما خواهد بود؛ چراکه اگر هراس از جهاد فی سبیلالله در میان باشد، مسلماً دست و پای فقیه بسته خواهد ماند و نمیتواند دشمن را وادار به عقبنشینی کند و آنها در رویارویی با این نهضت، توفیق نخواهند یافت. لذا در زمان قیام مجاهدانه امام خمینی(ره) ایشان هم دستگیر شدند و هم پای ولایتفقیه ایستادگی کردند و معتقد بودند ولی فقیه باید مبسوط الید باشد تا بتواند اهداف نظام اسلامی را به ثمر برساند.
به عنوان سخن پایانی باید عرض کنم در تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی تاکنون مردم بهخوبی از خودشان احساسات نشان دادند؛ احساسات پاکی که وقتی یک رئیس و مرجع دینی شهید میشود، باید همینطور رفتار کنند. آن گریهها و کارهایی که انجام میشود، همه احساسات انسان را تحریک میکند و از این نظر قابلتقدیر است. درخصوص حضور مردم در تشییع پیکر ایشان و خانواده محترمشان، ما هیچ رویداد سابقهداری شبیه به آن نداریم؛ انشاءالله مردم مشهد نیز به منظور تعظیم شعائر، حضوری پرشور و حماسی خواهند داشت و میدانند تشییع چنین شخصیتی، جهاد عظیمی است که هیمنه استکبار را درهم میشکند و لرزه بر اندام دشمنان میاندازد.





نظر شما