انتشار آمار فروش میلیاردی برخی نمایشها در سالهای اخیر، این تصور را ایجاد کرده که اقتصاد تئاتر ایران در مسیر رونق قرار گرفته است؛ اما بسیاری از فعالان این حوزه، روایت متفاوتی از واقعیت دارند. حمیدرضا نعیمی، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر معتقد است چند نمایش پرفروش نمیتواند معیار قضاوت درباره وضعیت اقتصادی تئاتر باشد. او در گفتوگو با ما با انتقاد از کاهش حمایتهای دولتی، به مشکلات معیشتی هنرمندان، سهم واقعی گروههای نمایشی از گیشه، قیمت بلیت، نقش سرمایهگذاران خصوصی و آینده تئاتر ایران پرداخته است که در ادامه میخوانید.
نعیمی با اشاره به اینکه نباید فروش میلیاردی چند نمایش را به کل تئاتر کشور تعمیم داد، میگوید: فروش چند اثر موفق، به معنای وضعیت مناسب همه گروههای نمایشی نیست. هنرمندان تئاتر از ابتداییترین حقوق اجتماعی و صنفی محروم هستند؛ نه بیمه عمر و بازنشستگی دارند، نه امنیت شغلی و استمرار در تولید، نه درآمدی متناسب با شأن حرفهای خود و نه حمایتی در دوران بیکاری.
این کارگردان تئاتر درباره نسبت فروش گیشه با درآمد واقعی گروههای نمایشی نیز تأکید میکند: میان این دو فاصلهای جدی وجود دارد. وی عنوان میکند: اگر یک نمایش در تالار چهارسو طی یک ماه یک میلیارد تومان فروش داشته باشد، پس از کسر هزینههای دکور، لباس، تبلیغات، گریم، مواد مصرفی، حمل و نقل، ۲۰درصد سهم انجمن نمایش و ۵ درصد سهم سایت فروش، بخش عمده درآمد از بین میرود و در نهایت برای یک گروه ۱۰ نفره که دو ماه تمرین و یک ماه اجرا داشتهاند، مبلغ قابل توجهی باقی نمیماند. اینجاست که دولت باید نقش حامی و پشتیبان هنرمندان را ایفا کند. شاید چند نمایش خاص یا کمدیهای شبانه (تئاتر آزاد) وضعیت خوبی داشته باشند، اما این شرایط فراگیر نیست. امیدوارم نگاه «بفروش» از تئاتر کنار برود و هنرمندان برای گذران زندگی ناگزیر نشوند به هر نوع ابتذالی تن بدهند.او در ادامه با انتقاد از روند حاکم بر برخی تولیدات نمایشی، اظهار میکند: بعضی کارگردانها به هر دلیلی تئاتر را شبیه سینما کردهاند و در نتیجه، برخی بازیگران دستمزدهای نجومی و میلیاردی مطالبه میکنند.
باور کنید بسیاری از این بازیگران حتی مبانی اولیه بازیگری مانند یک ایست ساده، یک چرخش ساده یا حتی راه رفتن صحیح را بلد نیستند، اما دستمزدهای میلیاردی درخواست میکنند. این تئاتری نیست که از استاد حمید سمندریان، استاد علی رفیعی، استاد محمود استادمحمد و دیگر بزرگان این سرزمین آموختهام. متأسفانه برخی کارگردانها، فضای پاک و زیبای تئاتر را مسموم کردهاند.
تئاتر نباید با کنسرت رقابت کند
نعیمی درباره قیمت بلیت تئاتر نیز معتقد است افزایش قیمتها راه حل مشکلات اقتصادی این هنر نیست. وی میافزاید: قیمت بلیت برخی نمایشها واقعاً سرسامآور است و من بهشدت مخالف افزایش بهای بلیت تئاتر هستم. هیچ دلیلی وجود ندارد که تئاتر با کنسرت یا هر هنر دیگری رقابت کند و قیمت بلیت آن افزایش یابد. بارها از مسئولان تالار وحدت خواستهام اجارهبهای سالن را کاهش دهند تا مردم بیشتری بتوانند به تماشای تئاتر بیایند. باید شرایط اقتصادی مردم ایران را در نظر گرفت و اجازه نداد برچسبهایی مانند «تئاتر لاکچری» یا «تئاتر بورژوازی» به این هنر زده شود. پشتیبانی اقتصادی و مالی دولت از تئاتر و هنرمندان، یارانه نیست، بلکه ضرورتی مانند تأمین آب سالم، هوای پاک و خوراک مردم است. حمایت از هنر لطف و مرحمت دولت نیست، بلکه وظیفه او است. تئاتر نماد گفتوگو، چندصدایی، سلامت روح و روان جامعه و میزان آزادی بیان و دموکراسی هر کشور است.
نعیمی درباره قیمت بلیت تئاتر در مقایسه با سینما نیز میگوید: بلیت تئاتر در مقایسه با سینما گرانتر است، اما این موضوع طبیعی است؛ زیرا تئاتر هنری زنده است که تنها شبی یک بار، آن هم در مدت حدود ۳۰ شب و در سالنی با ظرفیت محدود اجرا میشود. به همین دلیل، تجربه تماشای تئاتر ناگزیر هزینه بیشتری برای مخاطب دارد. برای تئاتربینها، تماشای تئاتر یک ضرورت است. او البته تأکید میکند که هنوز نمیتوان گفت همه اقشار جامعه با تئاتر ارتباط برقرار کردهاند و این هنر همچنان بیش از هر چیز متعلق به طبقه متوسط، کتابخوان، دغدغهمند و اهل اندیشه است. مخاطبان تئاتر جوانتر شدهاند و این موضوع بسیار امیدوارکننده است. البته همچنان خانوادهها را نیز در سالنهای نمایش میبینیم؛ پدران و مادران پنجاه و شصت سالهای که همراه فرزندان خود به تماشای نمایش میآیند.
تئاتر بدون حمایت دولت دوام نمیآورد
این کارگردان تئاتر با رد این دیدگاه که تئاتر باید روی پای خود بایستد، عنوان میکند: در تمام دنیا، تئاتر با حمایت کامل دولتها اداره میشود و این تصور که تئاتر باید بدون حمایت فعالیت کند، تفکری اشتباه است. در ایران نهتنها دولت هیچ حمایتی از گروههای نمایشی نمیکند، بلکه ۲۰درصد از فروش آنها را نیز دریافت کرده و همزمان محدودیتها و سانسور را هم بر هنرمندان تحمیل میکند. تئاتر باید هم بخش دولتی داشته باشد و هم بخش خصوصی؛ همان گونه که در کشورهای توسعهیافته وجود دارد. امیدوارم تئاتر هنری و تئاتر تجاری، هر دو مسیر خود را طی کنند. من موافق حضور هر دو جریان هستم. حتی کمدیهای شبانه یا تئاتر آزاد نیز کارکرد خود را دارند. چه اشکالی دارد یک پزشک، مهندس یا استاد دانشگاه پس از یک روز کاری سخت، همراه خانواده و دوستانش به تماشای نمایشی برود که فقط او را بخنداند؟ تئاتر ایران به همه گونههای نمایشی مانند آثار کودک و نوجوان، کمدی، ملودرام، تراژدی، تئاتر تجربی، موزیکال، اپرا، آوانگارد، نمایش ایرانی، آثار کلاسیک جهان و سیاهبازی نیاز دارد و مخاطب باید حق انتخاب داشته باشد.





نظر شما