وداع با آقای شهید ایران

۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۴
کد مطلب: ۱۱۵۵۹۲۱

در اوهامشان بود که اگر بیتی را به آتش بکشند، پایانی‌ست بر آن غزل ازلی؛ اما از آتش حسینیه امام، ققنوسی برخاست که قصیده‌ای ابدی می‌سرود در بحر طویل مردم.

زیارت امین در سایه خورشید
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، در اوهامشان بود که اگر بیتی را به آتش بکشند، پایانی‌ست بر آن غزل ازلی؛ اما از آتش حسینیه امام، ققنوسی برخاست که قصیده‌ای ابدی می‌سرود در بحر طویل مردم.

اما نفس مطمئنه‌ات پس از عهد هشتاد و شش‌ساله‌ای که با خدا و مردمش بسته بود، میل آشیانه داشت که «دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای امین». ارجعی الی ربک راضیة مرضیة.

مردمت را دیدی که فارالتنّور از زمین ایران و عراق جوشیدند و مبعوث شدند تا پیکرت را بر دوش کشند با پرچم یالثارات الخامنه‌ای و نوای ماترکناک یابن الحسین. و یاران دلبسته خراسانی‌ات که میزبان رجعتت بودند از مشهد حسینیه تا مشهدالرضا، چگونه تو را به خاک نهند و به خانه برگردند... .

تو را به آستان رضا سپردیم؛ تویی که زندگی‌ات در امتداد انسان دویست و پنجاه ساله بود، رفتنت در امتداد عاشورا، تشییعت در امتداد اربعین و تدفینت در امتداد زیارت.

در همان حرمی که هر شب کودکی‌ات را همراه زیارت‌های پدر بودی و برایش از جامعه می‌خواندی و سیر می‌کردی در آسمان‌ها من الخلق إلی الحق.

در آستان قدسی آرام می‌گیری که نه جای نسیان، که جایگاه تذکر است و قیام یاران خراسانی‌ات. آن‌سان که در سفر هفتاد ساله‌ات بودی، فی الخلق بالحق.

حرمی که آستان قدسش پایان راه نیست؛ آستانه راه دیگری‌ست و سفر دیگری من الحق بالخلق؛ تا در کنار زائرانش، ستاره‌ای شود در مدار خورشید رضوی.

و هیهات که به روزمرگی این زمانه برگردیم! تو را از حسینیه امام به حریم امام آوردیم تا بیت ابدی‌ات را در دارالذکرش بنا کنیم و بنشینیم بر زیلوهای آسمانی‌اش و مرور کنیم عهدمان را که هزار باده ناخورده در رگ تاک است.

اینک به زیارتت می‌آییم تا سلامت دهیم یحیای امت خمینی. سلام بر تو، در آن روز که زاده شدی و آن روز که رفتی و امروز که زنده‌تر از پیش مبعوث شدی. خون توست که همچنان می‌جوشد تا اشکی برانگیخته شود و یهودیه را به خونخواهی‌ات به آتش بکشد.سلام بر تو به هنگام قیام و قعودت. سلام بر تو در هنگام رکوع و سجودت، سلام بر تو و تکبیرها و تهلیل‌هایت، سلام بر تو و صبح و شامت، السلام علیک فی اللیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی...

متخلص بودی به «امین» و اگر نتوان امین‌الله خواندت، امین‌الناس که می‌توانیم گفت؛ تا با شاعرانه‌های امین‌الله به زیارتت آییم: «أشهد أنک جاهدت فی الله حق جهاده، و عملت بکتابه، و اتبعت سنن نبیه صلی الله علیه و آله، حتی دعاک الله إلی جواره...». معشوق زمین بودی و مگر می‌شود با چنین محبوبیتی در میان فوج بندگان صالح خدا معشوق آسمان‌ها نبود؟ «محبوبة فی أرضک و سمائک».

خدا حجت را حتی بر دشمنانت هم تمام کرد، با آن حجج بالغه‌ای که در تو بود و زندگی‌ات و شهادتت؛ «وألزم أعداء‌ک الحجة فی قتلهم إیاک، مع مالک من الحجج البالغة علی جمیع خلقه». داغ سنگینی است برای عاشقان ولایت و محبان صفوة أولیاءالله... اما گریزی از این تقدیر نیست که فاجعل نفسی مطمئنة بقدرک، راضیة بقضائک، صابرة علی نزول بلائک، شاکرة لفواضل نعمائک، ذاکرة لسوابغ آلائک، مشتاقة إلی فرحة لقائک... .

خبرنگار: محمد ولایی

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha