وداع با آقای شهید ایران

اگر به شما می‌گفتند یکی از معلم‌ها یا الگوهای شما در نوجوانی، روزی رهبر ایران خواهد شد، واکنشتان چه بود؟ احتمالاً باورتان نمی‎شد.

دانشجویان، پروپاقرص‌ترین مستمعان درس‌های آقای شهید در مشهد
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

اگر به شما می‌گفتند یکی از معلم‌ها یا الگوهای شما در نوجوانی، روزی رهبر ایران خواهد شد، واکنشتان چه بود؟ احتمالاً باورتان نمی‎شد. شاید هم با توجه به اخلاقیاتش این احتمال را چندان دور از ذهن تصور نمی‌کردید یا مثل نویسنده این مطلب با در نظر گرفتن این احتمال که انجام این کارها برای خدا غیرممکن نیست، حتماً عکس یادگاری یا امضایی از او را برای خودتان نگه می‌داشتید به این امید که بعداً مایه فخرفروشی به دیگران شود.
جواد چشمه نور، از همان انسان‌هایی است که توفیق داشته در محضر یک عالم بزرگ، آن هم نه هر کسی؛ بلکه در محضر رهبر شهیدمان کسب علم کند و پای درس ایشان باشد.
او متولد سال ۱۳۳۱ و دبیر بازنشسته آموزش و پرورش است و از همان دوران نوجوانی با راهنمایی دوست پدرش به شرکت در مراسم و سخنرانی‌ها علاقه‌مند شد و به طور غیرمستقیم با رهبر شهیدمان آشنایی پیدا کرد. پس از آن به قولی پای ثابت کلاس‌های درس و تفسیر ایشان در مشهد شد.
آنچه در ادامه می‌خوانید، گوشه‌ای از صحبت‌های آقای چشمه نور درباره ویژگی‌های تدریس آقای شهیدمان و علاقه‌شان به فرهنگ و هنر است.

مساجدی که پایگاه علم و مبارزه شدند

در ایام تحصیل و نوجوانی‌ام، بعضی از اعلامیه‌های امام خمینی(ره) را که از طریق حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به مشهد می‌رسید، مطالعه می‌کردم تا اینکه پایم به مسجد امام حسن(ع) باز شد. آن زمان در دو جلسه مختلف این مسجد که رهبر شهید در آن حضور داشتند، شرکت می‌کردم. یکی از این جلسات که در آن مبانی اسلام انقلابی تفسیر می‌شد، مختص به دانشجویان بود و پس از آن کم کم جلسات ماه رمضان در این مسجد دایر شد و اکثر روشنفکران و دانشجویانی که بعدها به مسجد کرامت می‌آمدند، در این جلسات حضور داشتند و از محضر رهبر شهید درس می‌گرفتند.
در همین مسجد چند باری ساواک مانع اجرای سخنرانی و برگزاری کلاس‌های رهبر شهیدمان شد و اگر اشتباه نکنم، ایشان یک بار از همان‌جا دستگیر و زندانی شدند. پس از این حوادث، سخنرانی و تدریس آقای شهید در مسجد کرامت شروع و این مسجد به یک پایگاه علمی و مبارزه فعال تبدیل شد.
خیلی از شخصیت‌های سیاسی و تأثیرگذار آن زمان مشهد در همین مسجد کرامت فعالیت‌های اقماری داشتند. فعالیت‌های مسجد کرامت به حدی در کشور گسترش یافت که مرحوم مطهری و شهید بهشتی از رهبر شهید دعوت کردند و ایشان مدتی در حسینیه ارشاد هم سخنرانی داشتند و از تمام نقاط ایران برای شنیدن سخنرانی‌هایشان می‌آمدند.
حتی هنرمندان مشهدی و معروف ایران مثل آقایان کیانیان، ارجمند و خرسند یا هنرمندانی که در زمینه شعر و ادبیات بارز هستند، بدون استثنا در مسجد کرامت حضور داشتند.

کلاس‌های خاص با شرایط خاص

آن زمان اگر در سخنرانی و کلاس درس ایشان ۳۰۰ مستمع حضور داشتند، دست‌کم ۲۰۰ نفر آن‌ها دانشجو بودند. این موضوع خیلی اهمیت داشت؛ چون با جو حاکم بر جامعه، یک تجمع دانشجویی با این جمعیت بسیار نایاب و کم‌نظیر بود. در واقع یکی از حرکت‌های بسیار بزرگ رهبر شهید انقلاب همین بود که مسجد کرامت را به نوعی تبدیل به دانشگاه کرده بودند.
شرایط تدریس حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، یکی دیگر از ویژگی‌های کلاس‌هایشان بود. ایشان پشت تریبون قرار می‌گرفتند، مبانی صحبت‌هایشان پیش از جلسه در یک برگه (آ چهار) آماده می‌شد و تیتروار به‌عنوان یک پیش‌نویس درس دانشگاهی در اختیار کسانی که وارد می‌شدند، قرار می‌گرفت. انتقال مبانی اسلام به سبک تدریس ایشان بازدهی بسیار بالایی داشت.
نکته جالب توجه ماجرای استفاده از تریبون اینجاست که در آن زمان، منبر در مساجد استفاده می‌شد و استفاده از تریبون آن هم برای مسجد مرسوم نبود. ساواک از همین ماجرا برای گول زدن افراد عامه و برخی روحانیون سنتی استفاده می‌کرد و علیه رهبر شهید تبلیغات انجام می‌داد. یادم می‌آید یکی از روحانیون آن دوره، این داستان را برای دیگران تعریف می‌کرد و در محافل مختلف می‌گفت: «سیدی در مساجد مشهد پیدا شده، جوان‌های زیادی را دور خودش جمع کرده و به منبر پیامبر(ص) توهین می‌کند. از منبر استفاده نمی‌کند، ایستاده حرف می‌زند و این یک نوع توهین به اسلام و جایگاه پیامبر(ص) است».
متأسفانه در آن دوره بیشتر کسانی که طرز فکر حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای را داشتند، در غربت به سر می‌بردند و تفکر ایشان هنوز چندان رایج نشده بود تا جایی که در بعضی موارد جوانان از شرکت در جلسات رهبر شهید انقلاب منع می‌شدند.

تفسیر و تدریس اسلام با نگاهی انقلابی و جدید

اگر بخواهم در مورد تازه بودن شیوه تفسیر رهبر معظم انقلاب بگویم، باید با یک مثال شروع کنم. آن زمان بیشترین چیزی که ما از واقعه عاشورا می‌دانستیم، شهادت سیدالشهدا(ع) بود و همه کاری هم که حول محور آن انجام می‌شد، عزاداری و گریه بود؛ اما اینکه چرا امام حسین(ع) شهید شد و چه حرکت انقلابی داشت و اینکه آیا یزید، شمر و ابن‌زیاد فقط محدود به همان زمان بودند یا نه، موضوعی بود که چندان در موردش صحبت نمی‌شد.
آنچه رهبر شهید از اسلام و آموزه‌های آن در کلاس‌هایشان به ما یاد می‌دادند، دقیقاً مطابق با همین مثال بود. این همان ایدئولوژی نابی بود که ایشان داشتند. در واقع تفاوت رهبری با دیگران در شیوه تدریس، پرداختی بود که ایشان از اسلام ناب محمدی داشتند و فقط اسلام را یک بُعدی نمی‌دیدند. این تفکری بود که امام خمینی(ره) هم داشتند و رهبر شهید آن را رواج می‌دادند. آن موقع حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای عامل ارتباط امام خمینی(ره) با مبارزان مشهد و مروج اندیشه ایشان بود و من اطمینان داشتم رهبر شهیدمان بی‌شک یکی از افراد تأثیرگذار انقلاب در مشهد خواهند شد.

کتاب‌فروشی که به همت رهبر شهید افتتاح شد

یکی از ویژگی‌های شخصیتی رهبر شهید انقلاب اهمیت به فرهنگ و کتاب‌خوانی بود و این موضوع حتی پیش از انتخابشان به‌عنوان رهبر ایران اهمیت زیادی برایشان داشت و خودم شخصاً شاهد آن بودم. حدود سال‌های ۵۳ یا ۵۴ من و عده‌ای از دوستانم تصمیم گرفتیم کتاب‌فروشی راه بیندازیم و کتاب‌هایی که آن زمان در دسترس عموم قرار نمی‌گرفت، به دست مردم برسانیم. ساواک آن زمان روی این کتاب‌ها حساسیت زیادی داشت و اگر آن‌ها را در دست کسی می‌دید، زندان و حبس در انتظارش بود.
به همین دلیل، ابتدای خیابان خواجه‌ربیع کتاب‌فروشی «توحید» را افتتاح کردیم. کتاب‌های آن هم متشکل بود از کتاب‌های حضرت امام(ره)، شخصیت‌های مطرح سیاسی دنیا مثل چگوارا و انقلاب‌های شکل گرفته در ایران.
اگر نقش حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای نبود، هرگز این کتابخانه راه‌اندازی نمی‌شد. یکی از شاگردان خاص رهبر شهید انقلاب، سردار شهید حاج مهدی فرودی ۱۰هزار تومان از حضرت آقا برای این کتاب‌فروشی دریافت کرد که همه آن مبلغ صرف خرید کتاب شد.
پس از افتتاح مغازه، ساواک هر شب ویترین کتاب‌فروشی را به رگبار می‌بست و ما دوباره فردا مغازه را باز می‌کردیم. این کتاب‌فروشی نقش عمده‌ای در افکار عمومی انقلابیون مشهد داشت. اگر ما می‌دیدیم رهبر شهید در نمایشگاه کتاب از مطالعه کتابی آن هم در ۲۰ سال قبل صحبت می‌کردند، به دلیل همین علاقه ایشان به فرهنگ و کتاب‌خوانی بود.

دعایی برای آینده یک ملت

ایشان به شدت شخصیت تیزبین، جامع‌الاطراف و آینده‌نگری داشتند. درباره همین آینده‌نگری هم خاطره‌ای در یادم مانده است. حضرت آقا همیشه در انتهای کلاس‌هایشان دعایی داشتند که خلاصه‌اش این بود: «خداوندا چشم ما را به حکومت اسلامی روشن کن». من در آن شرایط و سال‌های پیش از انقلاب حتی یک درصد هم تصور نمی‌کردم روزی برسد که حکومت اسلامی بر ایران حاکم باشد. در سال ۵۷ روزی با یکی از دوستانم به تهران رفتم. بختیار فرودگاه را بسته بود. رهبر شهید انقلاب در بهشت زهرا(س) بلندگویی دستشان بود و با شهید بهشتی همکاری می‌کردند. آن روز با خودم فکر کردم می‌شود ما موفق شویم؟ تا اینکه در ۲۲ بهمن انقلاب اسلامی پیروز شد.
این رفتار حضرت آقا ناشی از امید و اعتقادشان به کاری بود که انجام می‌دادند. حالا شاهدیم در این چند سالی که ایران تحت رهبری ایشان بود، هر چیزی که در مورد آن صحبت کردند، چطور محقق شد.
رهبر شهید بسیار صبور بودند و سعه صدر زیادی داشتند. در امر مباحثه و پاسخ دادن به دیگران هم بسیار پخته بودند و در انتخاب کلمات و جملات دقت زیادی می‌کردند. همیشه هم به افرادی که از ایشان پرسشی داشتند، با حوصله پاسخ می‌دادند و سعی می‌کردند شخص را کاملاً توجیه کنند. تفسیر و تدریس ایشان یک‌طرفه نبود و گاهی به صورت پرسش و پاسخ بود. این موضوع در هیچ کجای دیگر رایج نبود جز در جلسات ایشان که ثمره صبرشان بود. متقابلاً به اظهارنظر دیگران احترام می‌گذاشتند و همه نظرات را در موضوعات مختلف گوش می‌دادند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha