تحولات منطقه

در  نخستین بخش از بررسی ابعاد معنایی و محتوایی اجتماع عظیم و خیزش میلیونی و تمدنی مردم در تشییع امام امت به جغرافیای نمادین مسیر تشییع؛ روایت چهارگانه تمدن پرداختیم.

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

در نخستین بخش از بررسی ابعاد معنایی و محتوایی اجتماع عظیم و خیزش میلیونی و تمدنی مردم در تشییع امام امت به جغرافیای نمادین مسیر تشییع؛ روایت چهارگانه تمدن پرداختیم و در دومین یادداشت، نخستین دستاورد عملیاتی این تشییع را تولید سرمایه اجتماعی کلان دانستیم و با تبیین آن به عنوان یک رویداد مرجع، این کلان‌رویداد را ابزاری برای بازخوانی و معرفی اندیشه تمدنی انقلاب اسلامی خواندیم که به حرکت تمدنی ما شتابی ویژه می‌بخشد. اکنون در سومین یادداشت گریزی به دیگر ابعاد معنایی این رویداد تمدنی می‌زنیم.

رزمایش قدرت نرم؛ بازنمایی «هسته‌ سخت قدرت» جمهوری اسلامی

تشییع پیکر رهبر شهید، حقیقتاً فراتر از یک آیین بدرقه ساده بود؛ این رویداد را باید یک «رزمایش تمام‌عیار قدرت نرم» بدانیم. دکترین امنیتی غرب سال‌هاست روی این فرضیه سرمایه‌گذاری کرده که اگر «محور خیمه» یا همان جایگاه رهبری ضربه بخورد، جامعه وارد یک «دوران گذار» می‌شود؛ دورانی که در آن، با فروپاشی محور وحدت‌بخش، پیوندهای قدرت نرم انقلاب یکی‌یکی از هم گسسته شده و ساختار اجتماعی و سیاسی در نهایت فرو می‌پاشد. اما واقعیت میدانی، چیز دیگری است. انقلاب اسلامی بر پایه یک «هسته سخت قدرت» بنا شده که با منطق‌های مادی دشمن فرو نمی‌ریزد. وقتی پیکر رهبر بر زمین می‌آید، آن چیزی که ما می‌بینیم، نه‌تنها فروپاشی نیست، بلکه یک «بعثت دوباره مردم» است. این خون گرم در رگ‌های جامعه، همان جوهره «پیوند امت و امام» است که دشمن در محاسباتش آن را درک نمی‌کند. این پیوند، یک ارتباط اداری یا منفعتی نیست؛ بلکه یک «پیوند هویتی» و عمیق است. پیوندهای مبتنی بر منفعت، با اولین بحران یا فشار اقتصادی دود می‌شوند و به هوا می‌روند، اما پیوند هویتی ما، یک «بازدارندگی مردمی» ایجاد می‌کند که بسیار پایدارتر از هر دکترین نظامی کلاسیکی است. جامعه‌ای که در فقدان رهبرش اینچنین منظم، میلیونی و خودجوش به صحنه می‌آید، درواقع دارد اعلام می‌کند از منظر تمدنی زنده است.

نمادسازی و احیای الگوها و مفاهیم نمادین حرکت تمدنی

تمدن‌ها برای بقا و تداوم حیات تاریخی‌شان، تنها به قدرت سخت نیازمند نیستند؛ آن‌ها بیش از هر چیز به نمادهای زنده وابسته‌اند. تشییع رهبر شهید، دقیقاً همان نقطه‌ای است که این نمادهای بنیادین، دوباره جان می‌گیرند و به حرکت تاریخی جامعه ایرانی شتاب می‌بخشند. در این مراسم، مفاهیمی همچون شهادت، ایثار، استقامت، وحدت، خونخواهی، مواسات و وفاداری، فقط واژه نیستند؛ بلکه «ماده‌ خام» فرهنگی هستند که برای بازتولید معنا در نسل‌های آینده به آن نیاز داریم. هر تمدنی که بتواند این نمادها را در حافظه جمعی‌اش زنده نگه دارد، درواقع توان بازآفرینی خودش را تضمین کرده است.
در حقیقت، احیای نمادهای تمدن‌ساز انقلاب اسلامی، همان نقطه طلایی است که دشمن از آن بیم دارد. تمدن ما برای بقا به این نمادهای زنده و پیش‌برنده نیاز دارد؛ مفاهیمی که وقتی در یک حرکت جمعی و منسجم پشت سر ولایت قرار می‌گیرند، به کابوس دشمن مستکبر تبدیل می‌شوند. تشییع، درواقع یک نمایشگاه بزرگ بازآفرینی همین نمادهاست که به دنیا مخابره می‌کند «ملتی که حول محور قدردانی از رهبر و اتحاد ملی گرد هم آمده، یک تمدن پویا و در حال مبارزه است که هیچ‌وقت از نفس نمی‌افتد».

بعد هویتی؛ بازآفرینی «ما» در برابر اتمیزه‌شدن

تشییع پیکر رهبر شهید یک «عملیات هویتی» بود؛ عملیاتی که وظیفه‌اش بازتولید «ما»ی جمعی است. در دنیای مدرن که انسان‌ها به سمت اتمیزه‌شدن فردگرایی پیش می‌روند، این رویداد مانند یک نیروی گریز از مرکز عمل می‌کند که فرد را از انزوای شخصی بیرون کشیده و در یک هویت فراگیر و جمعی جای می‌دهد. این «ما»ی بزرگ، درواقع تلاقی‌گاه سه لایه‌ هویتی ماست:
نخست، هویت ملی که احساس تعلق به سرزمین و هموطنان را زنده می‌کند.
دوم، هویت شیعی که ما را به میراث گرانبهای دینی‌مان پیوند می‌زند.
سوم، هویت انقلابی-سیاسی که جهت‌گیری ما را نسبت به آرمان‌ها و مسیر تاریخ مشخص می‌کند. همنشینی این سه لایه در میدان تشییع، «جهان معنایی» ما را بازفعال می‌کند و نشان می‌دهد سوگواری ما، یک سوگ فردی نیست، بلکه یک «بودن جمعی با هویت واحد» است.

مشروعیت‌سازی؛ مردم به مثابه «مؤسس»

آیین‌های جمعی مردمی، تنها یک گردهمایی ساده نیستند؛ آن‌ها موتور اصلی تولید و بازتولید مشروعیت جمعی (برپایه مقبولیت بر اساس اندیشه رهبر شهید) برای نظام‌اند.
این مشروعیت، چندبعدی است و از چندین لایه تشکیل شده:
- مشروعیت عاطفی که ریشه در پیوند قلبی مردم دارد و به پیوند عاطفی مردم با نظام و رهبری اشاره دارد.
- مشروعیت نمادین که با نشانه‌ها گره خورده و از دل معانی مشترک و الگوهای حرکت جمعی مورد توافق یک جامعه بیرون می‌آید.
- مشروعیت تاریخی که تداوم حرکت «ما»ی جمعی جامعه را ذیل نظام اسلامی در طول زمان اثبات می‌کند.
- مشروعیت مردمی عینی که در حضور فیزیکی و قابل‌مشاهده مردم در میدان تجلی می‌یابد.
نکته بنیادین در منطق انقلاب اسلامی این است که مردم در این‌گونه رویدادها، هرگز «تماشاگر» نیستند، بلکه آن‌ها «مؤسس»‌اند. این اراده جمعی و حضور پرشور در بزنگاه‌های تاریخی است که مشروعیت نظام و آرمان‌ها را از نو بنیان می‌نهد و حرکت نظام انقلابی را در تعامل با آرمان‌های فطری و شعارهای اصولی آن که در رگ و ریشه مردم نهادینه شده است، به پیش می‌برد.

بعد نهادی و ظرفیت حاکمیتی؛ آزمون «دولتمندی و توان مدیریت» در تراز تمدنی

برگزاری موفق یک رویداد میلیونی در این ابعاد، صرفاً یک کار اجرایی نیست؛ بلکه یک «آزمون بزرگ» برای قوام نهادی و میزان بلوغ ساختاری یک نظام است. وقتی از «توان حاکمیتی» سخن می‌گوییم، منظورمان هماهنگی دقیق میان همه ارکان نظام در مدیریت بحران است؛ از نهادهای سیاسی و امنیتی گرفته تا بخش‌های خدماتی، بهداشتی، مذهبی و رسانه‌ای. اگر ساختار بتواند چنین ابررویدادی را بدون فروپاشی، آشوب یا اختلال عمده مدیریت کند، این امر پیش از هر چیز، گواهی بر توانمندی ساختاری و انضباط عملیاتی حاکمیت است. در تاریخ معاصر زندگی اجتماعی بشر، به ندرت شاهد چنین اجتماعات میلیونی هستیم که دولتی بتواند با تمام توانمندی‌های نهادی‌اش آن را راهبری کند. اما نکته نبوغ‌آمیز ماجرا اینجاست؛ این مدیریت فقط «دولتی» نیست؛ بلکه یک کنش مردمی است. یعنی در کنار تمام خدمات رسمی، یک جریان خودجوش مردمی شامل مواسات، ایثار و مدیریت میدانی مردم برای یکدیگر در حال انجام است که آن را تکمیل می‌کند.
توانایی ما در مهار و اداره این «سازه بحرانی» و تبدیل آن به یک آیین منسجم و باشکوه، آن هم بعد از یک دوره بحرانی حاصل از دو جنگ تحمیلی که همچنان ادامه دارد، بهترین سند برای اثبات بلوغ جمهوری اسلامی در حکمرانی است؛ نشانه‌ای که ثابت می‌کند نظام، نه تنها در شرایط عادی، بلکه در پیچیده‌ترین شرایط غیرمنتظره نیز دارای ظرفیت نهادی برای حفظ نظم و انسجام است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha