نخستین واکنش به محاصره دریایی عربستان، نه در میدان نبرد بلکه در بازار بیمه دیده شد. تنها چند ساعت پس از اعلام این تصمیم توسط انصارالله، حق بیمه ریسک جنگ برای کشتیهای عبوری از دریای سرخ بیش از دو برابر شد و شرکتهای امنیت دریایی درباره افزایش شدید خطر حمله هشدار دادند. همین واکنش کافی بود تا بار دیگر اهمیت بابالمندب بهعنوان یکی از حساسترین شریانهای تجارت جهانی در کانون توجه قرار گیرد؛ موضوعی که «میدل ایست مانیتور» آن را نشانه آغاز «عصر جدید جنگهای گلوگاهی» میداند.
این رسانه در تحلیلی استدلال میکند آنچه امروز در بابالمندب و تنگه هرمز رخ میدهد، صرفاً یک بحران مقطعی یا منطقهای نیست، بلکه نشانه ورود جهان به مرحلهای تازه از رقابتهای ژئوپلیتیکی است؛ مرحلهای که در آن، کنترل گلوگاههای راهبردی، مسیرهای انتقال انرژی و شریانهای تجارت جهانی، به اندازه میدانهای نبرد اهمیت یافتهاند.
بابالمندب، گذرگاهی که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند، یکی از حیاتیترین مسیرهای تجارت جهانی است. روزانه میلیونها بشکه نفت و حجم عظیمی از کالا از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، مستقیماً بر قیمت انرژی، هزینه حملونقل و زنجیره تأمین جهانی اثر میگذارد. پیش از بحران اخیر، روزانه حدود ۲۰میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز و بیش از ۹میلیون بشکه از بابالمندب عبور میکرد. به باور نویسنده، ناامن شدن همزمان این دو گذرگاه میتواند بخش مهمی از عرضه جهانی نفت را مختل کند؛ رخدادی که تنها به افزایش قیمت انرژی محدود نمیشود و رشد تورم، افزایش هزینه تولید و فشار بر اقتصاد کشورهای واردکننده را نیز در پی خواهد داشت.
تفاوت معادله امروز با «جنگ نفتکشها»
نویسنده برای تبیین ابعاد این تحول، آن را با «جنگ نفتکشها» در دهه ۱۹۸۰ مقایسه میکند، اما معتقد است تفاوت اساسی امروز در ماهیت بازیگران است. در آن زمان دولتها مستقیماً درگیر بودند و قواعد مشخصی بر جنگ دریایی حاکم بود، اما اکنون جنبش انصارالله یمن که کنترل صنعا و بخش مهمی از شمال این کشور را در اختیار دارد، توانسته با اتکا به توانمندیهای نظامی خود امنیت یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان را تحت تأثیر قرار دهد. همین وضعیت، پرسشهای تازهای را درباره کارآمدی قواعد سنتی حقوق بینالملل ایجاد کرده است؛ زیرا قوانین محاصره دریایی عمدتاً برای جنگ میان دولتها طراحی شدهاند، نه برای شرایطی که یک نیروی مسلط بر بخشی از قلمرو یک کشور، بدون برخورداری از به رسمیت شناخته شدن کامل بینالمللی، بر امنیت کشتیرانی جهانی اثر بگذارد.
از نگاه نویسنده، همین خلأ حقوقی، تصمیمگیری برای قدرتهای دریایی را پیچیده کرده است. هر اقدام نظامی میتواند خطر گسترش بحران را افزایش دهد و هر تأخیر نیز ممکن است هزینههای اقتصادی بیشتری بر تجارت جهانی تحمیل کند.در این میان، عربستان سعودی بیش از گذشته آسیبپذیر شده است. ریاض در دهههای گذشته برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، خط لوله شرق به غرب را توسعه داد تا نفت خود را از طریق بندر ینبع در ساحل دریای سرخ صادر کند. اما اگر بابالمندب نیز ناامن شود، این مسیر جایگزین نیز عملاً کارایی خود را از دست خواهد داد و بنادر دریای سرخ به نقطهای حساس در صادرات انرژی عربستان تبدیل خواهند شد.به اعتقاد میدل ایست مانیتور، آثار اقتصادی این بحران پیش از بسته شدن کامل مسیرهای دریایی آشکار شده است. جهش حق بیمه کشتیها، هشدار شرکتهای امنیت دریایی، بازنگری شرکتهای کشتیرانی در مسیرهای تردد و افزایش هزینه حملونقل نشان میدهد بازار بسیار سریعتر از سیاستمداران به تحولات امنیتی واکنش نشان میدهد. درواقع، حتی اعلام یک محاصره نیز میتواند هزینه تجارت جهانی را به شکل محسوسی افزایش دهد؛ همانگونه که افزایش ناگهانی حق بیمه کشتیهای عبوری از دریای سرخ نشان داد.
دریا، عرصه رقابت ژئوپلیتیکی قدرتها
این گزارش هشدار میدهد ادامه این وضعیت تنها بازار نفت را تحت تأثیر قرار نخواهد داد. بسیاری از خطوط کشتیرانی ممکن است مسیر خود را از کانال سوئز به دماغه امیدنیک در جنوب آفریقا تغییر دهند؛ مسیری که چندین هفته به زمان سفر میافزاید و میلیونها دلار هزینه اضافی بر تجارت جهانی تحمیل میکند. چنین تغییری علاوه بر افزایش قیمت کالاها، جایگاه ژئوپلیتیکی کانال سوئز و درآمدهای مصر را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.در سطحی کلانتر، این تحولات میتواند رقابت قدرتهای بزرگ را وارد مرحلهای تازه کند. هرچه ایالات متحده بیشتر درگیر مدیریت بحرانهای خاورمیانه شود، فرصت برای گسترش حضور چین در مسیرهای دریایی و پروژههای مرتبط با ابتکار «کمربند و جاده» افزایش خواهد یافت. به این ترتیب، امنیت دریاها بیش از گذشته به عرصه رقابت ژئوپلیتیکی قدرتهای جهانی تبدیل میشود.
جمعبندی نویسنده آن است که بابالمندب دیگر صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه به یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی در منازعات منطقهای تبدیل شده است. به باور او، همزمانی بحران در بابالمندب و تنگه هرمز نشان میدهد گلوگاههای راهبردی بیش از هر زمان دیگری در مرکز معادلات قدرت قرار گرفتهاند؛ معادلهای که تا زمانی که ریشههای سیاسی و امنیتی بحرانهای منطقه حل نشود، همچنان بر تجارت جهانی، امنیت انرژی و موازنه قدرت سایه خواهد انداخت.



نظر شما