در شرایطی که فشارهای دریایی تلاش میکند اقتصاد ایران را از مسیرهای تجارت جهانی جدا کند، تهران به جای تسلیم در برابر گلوگاههای دریایی، مسیرهای زمینی اوراسیا را فعالتر میکند؛ راهبردی پرهزینه، اما بالقوه تعیینکننده برای حفظ تجارت، تولید و استقلال اقتصادی.
وقتی دریا ناامن میشود، ایران به خشکی بازمیگردد
افزایش رفتوآمد قطارهای باری میان چین و ایران را نمیتوان صرفاً یک تغییر لجستیکی دانست. این اتفاق نشانه تغییر جغرافیای اقتصادی ایران در برابر فشارهای خارجی است. بر اساس گزارش الجزیره، پس از آغاز محاصره دریایی در آوریل ۲۰۲۶، تعداد قطارهای مسیر شیآن–تهران از حدود یک قطار در هفته به یک قطار هر سه یا چهار روز افزایش یافته است. ظرفیت حمل بار نیز برای ماه مه کاملاً پر شده و اپراتورهای چینی به دنبال واگنهای بیشتر رفتهاند.
این تحول از یک واقعیت مهم حکایت دارد؛ ایران، حتی در شرایط فشار، گزینههای خود را تنها به مسیرهای دریایی محدود نکرده است. مسیر حدود ۱۰ هزار و ۴۰۰ کیلومتری چین تا ایران، از قزاقستان و ترکمنستان عبور میکند و در سرخس وارد ایران میشود تا سرانجام به بندر خُشک «آپرین» در تهران برسد.
البته این مسیر ارزان نیست. هزینه یک کانتینر ۴۰ فوتی به حدود ۷ هزار دلار رسیده است؛ یعنی حدود ۴۰ درصد بیشتر از نرخ معمول. هر قطار نیز تنها حدود ۵۰ کانتینر حمل میکند، در حالی که یک کشتی کانتینری بزرگ هزاران کانتینر ظرفیت دارد.
اما ارزش این مسیر را نباید فقط با حجم بار سنجید. در شرایط محاصره، ظرفیت محدود نیز میتواند ظرفیت حیاتی باشد.
راهآهنی که از قبل برای روزهای سخت ساخته شده بود
نکته مهمتر این است که ایران امروز در حال ساختن یک مسیر اضطراری از صفر نیست. زیرساختهای اصلی این تغییر جغرافیایی طی سالهای گذشته شکل گرفتهاند. سرویس ریلی چین–ایران از مسیر ترکمنستان در سال ۲۰۲۴ راهاندازی شد و اکنون شبکهای که زمانی یک مسیر تجاری محدود بود، به ابزاری برای تابآوری اقتصادی تبدیل شده است.
در این میان، راهآهن چین–ایران بخشی از یک شبکه بزرگتر است؛ شبکهای که از یک سو به ابتکار کمربند و جاده چین و از سوی دیگر به کریدور بینالمللی شمال–جنوب متصل میشود. این کریدور میتواند ایران را به روسیه و هند پیوند دهد و در جهت دیگر، مسیرهایی به ترکیه، عراق، آسیای مرکزی، پاکستان و بازارهای اروپایی ایجاد کند.
اهمیت این شبکه زمانی بیشتر میشود که بدانیم ترافیک کریدور شمال–جنوب در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۹ درصد افزایش یافت و به ۲۶.۹ میلیون تن رسید. این ارقام نشان میدهد تجارت زمینی در اوراسیا دیگر یک گزینه حاشیهای نیست؛ بلکه در حال تبدیل شدن به یکی از ابزارهای مهم مقابله با شکنندگی مسیرهای دریایی است.
پروژه راهآهن رشت–آستارا در این میان اهمیت ویژهای دارد. تکمیل این حلقه مفقوده میتواند پیوندهای ایران با جمهوری آذربایجان، روسیه و مسیر هند را تقویت کند. روسیه نیز برای این پروژه ۱.۶ میلیارد یورو تعهد مالی داده است.
چنین شبکهای، اگر تکمیل شود، موقعیت جغرافیایی ایران را از یک آسیبپذیری به یک مزیت تبدیل میکند؛ کشوری که میان خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز و مسیرهای جنوبی اوراسیا قرار گرفته است.

از محاصره تا «عمق اقتصادی»؛ فرصت ایران در بحران
این تغییر صرفاً درباره دور زدن یک محاصره نیست؛ مسئله اصلی، ایجاد عمق اقتصادی است. اقتصادی که تمام تجارت خارجیاش به یک بندر، یک مسیر دریایی یا یک کانال مالی وابسته نباشد، در برابر فشار خارجی آسیبپذیری کمتری خواهد داشت.
ایران و پاکستان نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکنند. دو کشور هدف تجارت سالانه ۱۰ میلیارد دلاری را تعیین کردهاند و پس از تشدید فشارهای دریایی، پاکستان ۶ مسیر زمینی برای انتقال کالا به ایران باز کرده است. تجارت رسمی هنوز با هدف فاصله زیادی دارد، اما همین شبکههای مرزی نشان میدهند که اقتصاد منطقه در حال یافتن مسیرهای جایگزین است.
در سوی دیگر، چابهار میتواند حلقه مهمی در اتصال ایران به هند باشد؛ بندری که خارج از تنگه هرمز قرار دارد و بنابراین در محاسبات راهبردی اهمیت ویژهای پیدا میکند. ضعف اتصال ریلی هنوز مانع استفاده کامل از ظرفیت آن است، اما توسعه این زیرساخت میتواند جایگاه ایران را در شبکه تجارت اوراسیا تقویت کند.
با این حال، نباید درباره ظرفیت این کریدورها اغراق کرد. تفاوت عرض خطوط ریلی، هزینه بالای حمل، زیرساختهای ناقص، تحریمها و ضعف نظامهای تسویه مالی همچنان موانع جدی هستند. راهآهن نمیتواند در کوتاهمدت جایگزین کامل تجارت دریایی شود.
اما مسئله ایران نیز دقیقاً جایگزین کردن دریا با ریل نیست؛ مسئله ایجاد گزینههای بیشتر است.
محاصره دریایی ممکن است هزینه تجارت ایران را افزایش دهد، اما همزمان تهران را به سمت ساخت شبکهای سوق میدهد که وابستگی به گلوگاههای دریایی را کاهش میدهد. اگر این مسیرها تکمیل و به نظامهای گمرکی، بانکی و لجستیکی کارآمد متصل شوند، موقعیت جغرافیایی ایران میتواند از یک نقطه آسیبپذیر به یک اهرم ژئواقتصادی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، ریل فقط وسیله حمل کالا نیست؛ بخشی از راهبرد حاکمیت اقتصادی ایران است.





نظر شما