ترکیه در سوریه از رویارویی مستقیم با اسرائیل پرهیز میکند، اما همزمان در قبرس شمالی آرایش نظامی خود را تقویت میکند؛ جایی که همکاری اسرائیل، یونان و قبرس نیز در حال گسترش است و یک حادثه میتواند رقابت را به درگیری بکشاند.
تنش میان ترکیه و اسرائیل در روزهای اخیر عمدتاً حول سوریه، غزه و جنگ لفظی میان رجب طیب اردوغان و بنیامین نتانیاهو شکل گرفته است. اما نشانه مهمتر شاید در جایی دورتر از دمشق ظاهر شده باشد؛ قبرس.
دوم اوت، یاشار گولر، وزیر دفاع ترکیه، اعلام کرد که کشورش در حال «بهروزرسانی دقیق و موشکافانه» آمادگی نظامی خود در قبرس است و دلیل آن را فعالیتهای اسرائیل در جنوب سوریه و در منطقه تحت اداره قبرسیهای یونانی عنوان کرد. این اظهارنظر پیش از حمله اسرائیل به پایگاه ابوالظهور و تشدید بیسابقه تنش میان آنکارا و تلآویو مطرح شد.
این توالی زمانی از این رو مهم است که نشان میدهد قبرس صرفاً واکنشی مقطعی به بحران سوریه نیست بلکه ممکن است به بخشی از محاسبه راهبردی جدید ترکیه در برابر اسرائیل تبدیل شده باشد.
سوریه؛ جنگی که آنکارا نمیخواهد
حمله اسرائیل به پایگاه ابوالظهور در نزدیکی حلب، نقطه عطفی در تنشهای دو طرف بود. اسرائیل مدعی شد این پایگاه برای استقرار نیروهای ترکیه آماده میشده، در حالی که آنکارا هرگونه حضور نظامی در آنجا را رد کرد. ایالات متحده نیز حمله را «تشدید غیرضروری» تنش توصیف کرد و تلاشهایی برای ایجاد سازوکار کاهش تنش میان اسرائیل، ترکیه و سوریه آغاز شد.
برای ترکیه، ورود به چنین درگیریای معامله مطلوبی نیست. اسرائیل در سوریه از برتری هوایی چشمگیری برخوردار است و اگر نیروهای ترکیه در پایگاهی نزدیک حلب هدف قرار بگیرند، حمایت ناتو نیز الزاماً به معنای ورود مستقیم اعضای پیمان به جنگ نخواهد بود.
به همین دلیل، پاسخ آنکارا به جای جنگنده، از مسیر حقوقی عبور کرده است. حکم بازداشت جدید نتانیاهو و تلاش برای پیگیری اعلان قرمز اینترپل، به اردوغان امکان میدهد در برابر حمله اسرائیل واکنش نشان دهد، بدون اینکه نیروهای ترکیه را وارد یک جنگ مستقیم کند.
این رویکرد در واقع یک عقبنشینی نیست؛ نوعی مدیریت هزینه است. آنکارا میتواند موضعی سخت علیه اسرائیل بگیرد، اما از ورود به میدانی که برتری نظامی در آن با رقیب است، پرهیز کند.
قبرس؛ جغرافیای متفاوت یک رویارویی
اما محاسبه در قبرس متفاوت است. ترکیه از سال ۱۹۷۴ حضور نظامی مستمری در قبرس شمالی دارد و این منطقه برای آنکارا یک موضع موقت در خاک کشوری دیگر نیست. ترکیه در آنجا زیرساخت نظامی و امکان استقرار نیرو و جنگنده در اختیار دارد.
بنابراین وقتی گولر از «بهروزرسانی دقیق» آمادگی نظامی سخن میگوید، مسئله فقط افزایش تعداد تجهیزات نیست؛ ترکیه در حال تقویت موضعی است که کنترل عملیاتی آن را در اختیار دارد.
اهمیت این تحول زمانی بیشتر میشود که آن را کنار همکاری اسرائیل، یونان و قبرس قرار دهیم. این سه متحد برای سال ۲۰۲۶ برنامه افزایش رزمایشهای هوایی و دریایی مشترک در شرق مدیترانه را دنبال کردهاند؛ همکاریای که ترکیه از نزدیک آن را رصد میکند.
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، پیشتر درباره همکاری یونان، قبرس و اسرائیل هشدار داده و آن را عاملی برای «بیاعتمادی بیشتر، مشکلات بیشتر و جنگ بیشتر» دانسته بود.
از نگاه آنکارا، مسئله فقط اسرائیل نیست؛ مسئله شکلگیری آرایشی است که میتواند ترکیه را در شرق مدیترانه تحت فشار قرار دهد.
از بازدارندگی تا یک حادثه ناخواسته
البته تقویت حضور نظامی ترکیه در قبرس لزوماً به معنای تصمیم اردوغان برای جنگ با اسرائیل نیست. برعکس، منطق آن میتواند دقیقاً بازدارندگی باشد.
مشکل از جایی آغاز میشود که بازدارندگی دو طرف همزمان افزایش پیدا کند؛ اسرائیل، یونان و قبرس رزمایشهای مشترک برگزار میکنند؛ ترکیه نیز آمادگی نظامی خود را در شمال جزیره افزایش میدهد. در چنین شرایطی، فاصله میان «نمایش قدرت» و «تماس نظامی» کاهش پیدا میکند.
یک هواپیمای جنگنده که بیش از حد نزدیک شود، یک رهگیری، قفل راداری یا نزدیک شدن یک شناور میتواند نخستین تماس مستقیم نظامی میان ترکیه و اسرائیل را رقم بزند. چنین حادثهای لزوماً به جنگ منجر نمیشود، اما در فضای سیاسی فعلی، کنترل تبعات آن دشوار خواهد بود.
نکته مهم این است که خود گولر گفته ترکیه فعالیتهای اسرائیل در منطقه قبرس و پیامدهای احتمالی آن را بهدقت بررسی میکند و برای مقابله با هرگونه تهدید احتمالی، اقدامات نظامی و سیاسی لازم را در نظر میگیرد.
یعنی آنکارا فقط درباره سوریه صحبت نمیکند؛ قبرس اکنون در محاسبات امنیتی ترکیه بهعنوان یک جبهه مستقل اهمیت پیدا کرده است.
جنگی که هیچکس نمیخواهد، اما ممکن است رخ دهد
تناقض اصلی در روابط ترکیه و اسرائیل همینجاست. هیچیک از دو طرف در شرایط فعلی لزوماً خواهان جنگ مستقیم نیست. ترکیه میداند درگیری هوایی در سوریه هزینه سنگینی دارد و اسرائیل نیز احتمالاً نمیخواهد وارد جنگ با یکی از اعضای ناتو شود.
اما نبود تمایل به جنگ، بهتنهایی مانع جنگ نمیشود؛ وقتی دو کشور در چند میدان با یکدیگر رقابت میکنند، از غزه و سوریه تا شرق مدیترانه، و همزمان متحدان آنها نیز در حال تقویت همکاری نظامی هستند، خطر اصلی میتواند نه یک تصمیم آگاهانه برای آغاز جنگ، بلکه یک خطای محاسباتی باشد.
قبرس از این جهت اهمیت ویژهای دارد. در سوریه، هر دو طرف هنوز میتوانند تلاش کنند مرزهای درگیری را کنترل کنند؛ اما در قبرس، نیروهای نظامی ترکیه و ائتلاف اسرائیل، یونان و قبرس در فضایی جغرافیایی فشردهتر با یکدیگر روبهرو هستند.
به همین دلیل، برای فهم مرحله بعدی تنش میان آنکارا و تلآویو نباید فقط به دمشق نگاه کرد. نشانه تعیینکننده ممکن است در آسمان و آبهای اطراف قبرس ظاهر شود.
اگر برنامه رزمایشهای اسرائیل، یونان و قبرس با افزایش حضور نظامی ترکیه در قبرس شمالی همزمان شود، شرق مدیترانه میتواند به نقطهای تبدیل شود که در آن، یک حادثه کوچک از کنترل خارج شود و این شاید خطرناکترین سناریو باشد؛ جنگی که هیچیک از دو طرف تصمیم به آغازش نگرفتهاند، اما آرایش نظامی آنها امکان آغاز ناخواستهاش را فراهم کرده است.





نظر شما