حالا با تصمیم تازه وزارت خزانه داری آمریکا، همین مسیر نیز بیش از گذشته درمعرض انسداد قرار گرفته است؛تصمیمی که ابتدا سرنوشت آزمونهایی مانند تافل و GRE را در هاله ای از ابهام قرار داد و خیلی زود با توقف برگزاری این آزمونها از سوی ETS در ایران، ابعاد جدی تری پیدا کرد.
ماجرا از ۲۴ اوت ۲۰۲۶ آغاز شد؛زمانی که دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانه داری آمریکا (OFAC) اعلام کرد «مجوز عمومی G» مربوط به تبادلات دانشگاهی و برخی خدمات آموزشی مرتبط با ایران را به طور نامحدود تعلیق کرده است؛ این مجوز از سال ۲۰۱۴ یکی از مهم ترین روزنههای حقوقی برای ادامه بخشی از ارتباطات دانشگاهی میان ایران و آمریکا بود.
اهمیت تصمیم جدید زمانی روشن تر میشود که بدانیم مجوز G صرفاً درباره تبادل دانشجو یا بورسیه نبود؛ متن اصلی این مجوز به صراحت اجازه برگزاری آزمونهای گواهی حرفه ای و آزمونهای ورودی دانشگاه، از جمله آزمونهای استاندارد چند گزینه ای، برای افرادی را میداد که در ایران زندگی میکنند یا مقیم عادی ایران هستند.
به همین دلیل، اگرچه در متن تصمیم جدید OFAC نام «TOEFL» یا «GRE» به طور مشخص نیامده بود، دامنه حقوقی مجوزی که تعلیق شده بود، مستقیماً با خدمات آزمونهای استاندارد ارتباط داشت. نتیجه این شد که نگرانی داوطلبان ایرانی از یک احتمال حقوقی به یک مشکل عملی تبدیل شود.
تحریم دانشگاهی چگونه به درِ سالن آزمون رسید؟
مجوز عمومی G در مارس ۲۰۱۴ و در دوره دولت باراک اوباما صادر شد؛مجوزی که هدف آن ایجاد استثناهایی برای فعالیتهای آموزشی و دانشگاهی در چارچوب تحریمهای ایران بود؛این مجوز به مؤسسات آموزش عالی آمریکا اجازه میداد در حوزههایی مانند تبادل دانشجو، پذیرش، دریافت برخی هزینههای آموزشی، اعطای بورسیه و بعضی آموزشهای آنلاین با افراد و مؤسسات مرتبط با ایران همکاری کنند.
حتی برخی دورههای آموزش آنلاین دانشگاههای آمریکایی برای دانشجویان ساکن ایران نیز تحت پوشش قرار میگرفت و در حوزههای علوم انسانی، علوم اجتماعی، حقوق، کسبوکار و برخی دروس مقدماتی علوم و مهندسی امکان ارائه خدمات وجود داشت.
اما بخش مهم تر برای داوطلبان ایرانی، همان بند مربوط به آزمونها بود؛ بندی که به اشخاص آمریکایی اجازه میداد آزمونهای حرفه ای و ورودی دانشگاه را برای افراد داخل ایران برگزار کنند.
بنابراین تعلیق این مجوز یک تغییر اداری ساده نیست؛این تصمیم عملاً یکی از مسیرهای حقوقی فعالیت شرکتها و مؤسسات آمریکایی در بازار خدمات آموزشی ایران را مسدود کرده است.
OFAC البته همزمان مجوز دیگری با عنوان General License BB صادر کرده که امکان «جمعکردن» و پایان دادن به برخی فعالیتهای قبلی را تا ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ فراهم میکند. این مهلت، به معنای ادامه آزادانه فعالیتهای جدید نیست؛ بلکه بیشتر یک دوره گذار برای پایان دادن به معاملات و فعالیتهای پیشین است.
همین نکته برای هزاران داوطلبی که قبلاً آزمون رزرو کردهاند اهمیت دارد؛ زیرا میان «آزمونهای جدید»، «آزمونهای رزروشده» و «نمرات قبلی» باید تفکیک قائل شد.
تافل و GRE؛ ابهام دیگر فقط ابهام نیست
در نخستین ساعات پس از اعلام تصمیم OFAC، احتیاط در تحلیل وضعیت تافل و GRE ضروری بود. دلیل روشن بود: در متن رسمی OFAC نام این دو آزمون نیامده بود و از نظر حقوقی، امکان استفاده از مجوز دیگری یا دریافت مجوز اختصاصی همچنان میتوانست مطرح باشد.
حتی صفحه رسمی ETS تا همین روزهای اخیر، ایران را در فهرست کشورهای قابل ارائه برای TOEFL iBT نشان میداد؛ موضوعی که نشان میداد اطلاعات عمومی سایت ETS هنوز با تحولات بسیار تازه تحریمی همگام نشده است.
اما اکنون نشانههای عملی بسیار جدیتر شدهاند؛ براساس گزارش منتشرشده ، ETS در بیانیهای اعلام کرده است که پس از تعلیق مجوز G، برگزاری آزمونهای TOEFL و GRE در ایران را به طور موقت متوقف کرده و داوطلبانی که تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفتهاند، مستقیماً از سوی این مؤسسه مطلع خواهند شد.
به این ترتیب، پرسش دیگر فقط این نیست که «آیا تافل تحریم میشود؟»؛ پرسش مهمتر این است که این توقف تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و آیا ETS میتواند از OFAC مجوز اختصاصی جدیدی دریافت کند یا خیر.
این تفاوت مهم است. تعلیق مجوز G بهتنهایی به معنای نابودی همیشگی همه آزمونهای بینالمللی نیست؛ اما تا زمانی که مجوز جدیدی صادر نشود، شرکتهای آمریکایی باید فعالیت خود را با چارچوب تحریمهای جدید منطبق کنند.
برای داوطلب ایرانی، اما نتیجه عملی تفاوت چندانی ندارد: آزمونی که باید در تهران برگزار شود، ممکن است ناگهان به سفری به یک کشور همسایه تبدیل شود.
دولینگو هم از دسترس خارج شد؛گزینهها یکی یکی کوچک میشوند
اگر تا پیش از این برخی داوطلبان تصور میکردند در صورت مشکل برای تافل میتوانند سراغ آزمون دولینگو بروند، این مسیر نیز اکنون با محدودیت جدی روبه رو شده است.
صفحه رسمی مرکز پشتیبانی Duolingo English Test اکنون اعلام میکند که این آزمون در ایران و برای کاربرانی که از مدارک هویتی ایرانی استفاده میکنند، در دسترس نیست.
گزارشهای منتشرشده درباره اجرای این تصمیم نیز حاکی از آن است که از اول سپتامبر ۲۰۲۶، آزمون دولینگو برای افرادی که در ایران حضور دارند یا با مدرک هویتی ایرانی قصد شرکت دارند، ارائه نخواهد شد. در عین حال، فرد ایرانی که مدرک رسمی کشور دیگری داشته باشد و هنگام آزمون خارج از ایران حضور داشته باشد، میتواند طبق شرایط اعلام شده از این آزمون استفاده کند.
این اتفاق اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در سالهای اخیر آزمونهای آنلاین مانند Duolingo برای بسیاری از متقاضیان، جایگزینی کم هزینه تر و ساده تر نسبت به آزمونهای حضوری محسوب میشدند؛ حالا با محدود شدن همزمان چند مسیر، فشار اصلی متوجه خود داوطلب است.
هزینه ایرانی بودن؛ از پرداخت دلاری تا سفر اجباری
مسئله فقط از دست رفتن یک آزمون نیست. برای یک دانشجوی ایرانی، آزمون بینالمللی معمولاً بخشی از یک زنجیره طولانی است: انتخاب دانشگاه، آماده سازی مدارک، ترجمه، گرفتن توصیه نامه، تهیه رزومه، پرداخت هزینه اپلیکیشن، شرکت در آزمون زبان، در برخی رشتهها GRE، دریافت پذیرش و در نهایت طی کردن فرآیند ویزا.
اگر آزمون در ایران برگزار نشود، هزینه و زمان سفر نیز به این زنجیره اضافه میشود؛ برای بسیاری از داوطلبان، این یعنی سفر به ترکیه، ارمنستان، امارات، آذربایجان یا دیگر کشورهای دارای مرکز آزمون؛ پرداخت هزینه رفت وآمد و اقامت، تحمل ریسک تغییر تاریخ آزمون و در مواردی هماهنگ کردن سفر با مهلت دانشگاه مقصد.
در چنین شرایطی، «تحریم آموزشی» دیگر مفهومی انتزاعی نیست. اثر آن مستقیماً در زندگی دانشجو دیده میشود.
از سوی دیگر، یک نکته مهم درباره آزمونهای زبان وجود دارد. IELTS از نظر مالکیت و ساختار حقوقی با TOEFL متفاوت است و توسط British Council، IDP و Cambridge English اداره میشود؛ بنابراین تعلیق مجوز G به صورت مستقیم همان اثر حقوقی را بر IELTS ندارد، اما مشکل اینجاست که برگزاری IELTS در داخل ایران نیز پیش از تصمیم اخیر آمریکا متوقف شده بود و از ژانویه ۲۰۲۶ داوطلبان ایرانی برای شرکت در آن با محدودیت و نیاز به سفر خارجی مواجه شدهاند، در نتیجه، مسئله امروز فقط «تحریم تافل» نیست؛ مسئله کوچک شدن سبد انتخاب داوطلب ایرانی است.
وزیر علوم: تعاملات بینالمللی نباید قربانی محدودیتها شود
حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، در ماههای اخیر بارها بر ضرورت حفظ تعاملات علمی بینالمللی تاکید کرده است. او در نشست با نخبگان گفته بود نباید با ایجاد محدودیتهای غیرضروری داخلی، تعاملات علمی و بینالمللی دانشگاهها را محدود کرد و کاهش تعاملات بینالمللی را یکی از عوامل کاهش رتبه دانشگاههای ایران دانسته است.
سیمایی همچنین پیشتر درباره بازگشت تحریمهای بینالمللی گفته بود اگر جهان به حقوق بینالملل پایبند باشد، تحریمها نباید حوزه دانش، پژوهش و دانشگاه را تحت تأثیر قرار دهند، هرچند به گفته او آثار غیرمستقیم تحریمها اجتناب ناپذیر است.
این موضع با اتفاق تازه اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا آنچه امروز در حال محدود شدن است، فقط یک همکاری پژوهشی یا انتقال تجهیزات نیست، بلکه یکی از ساده ترین و ابتدایی ترین مسیرهای ارتباط یک دانشجوی ایرانی با نظام دانشگاهی جهان یعنی «آزمون و پذیرش» است.
وزیر علوم همچنین در ماههای اخیر درباره کاهش فرصتهای مطالعاتی و اعزام دانشجو هشدار داده و گفته است که بسیاری از کشورها در برخی حوزههای راهبردی ارتباط پژوهشی با ایران را محدود کردهاند و حتی فرصت مطالعاتی ارائه نمیکنند، درعین حال، او از شناسایی کشورهایی خبر داده که امکان توسعه همکاری علمی با ایران در آنها وجود دارد.
این اظهارات یک واقعیت مهم را نشان میدهد: وزارت علوم عملاً با یک مسئله چندلایه مواجه است؛ از تحریم دانشگاه و تجهیزات پژوهشی گرفته تا کاهش فرصت مطالعاتی و حالا دشوارتر شدن آزمونهای بینالمللی.
مسئله فقط تحریم خارجی نیست؛ خطر «انزوای علمی» است
کارن ابرینیا، استاد دانشگاه تهران و دبیر کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران، پیشتر درباره اثر تحریمها بر پژوهش دانشگاهی گفته است که تأمین مواد اولیه، تجهیزات و دستگاههای پژوهشی به دلیل تحریم دشوار شده و دانشگاهها در مواردی مجبور به طی مسیرهای پیچیده برای تأمین این نیازها هستند.
این بخش از ماجرا اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تحریم دانشگاهی را نمیتوان فقط با تعداد دانشگاههای تحریم شده یا تعداد آزمونهای متوقف شده اندازه گرفت.
علم بر پایه ارتباط ساخته میشود؛ دانشجو باید بتواند آزمون بدهد، استاد باید بتواند در کنفرانس شرکت کند، پژوهشگر باید بتواند مقاله منتشر کند، دانشگاه باید بتواند تجهیزات تهیه کند و گروه علمی باید بتواند با همتای خارجی خود پروژه مشترک تعریف کند.
وقتی هر یک از این حلقهها به دلیل تحریم، محدودیت مالی یا ترس از تبعات حقوقی قطع شود، نتیجه فقط کاهش یک فعالیت مشخص نیست؛ به تدریج «هزینه ارتباط با جهان» بالا میرود؛ همین هزینه است که میتواند دانشگاه ایرانی را از شبکه جهانی علم دور کند.
راه نجات چیست؛ جایگزین سازی یا دیپلماسی علمی؟
در کوتاه مدت، مهمترین راهکار برای داوطلبان، توسعه مسیرهای غیرآمریکایی و ایجاد امکان برگزاری آزمونهای معتبر در کشورهای نزدیک است؛اما این راهکار برای همه قابل دسترس نیست و هزینه سفر خارجی میتواند عملاً فرصت برابر آموزشی را از بین ببرد.
در میان مدت، ایران باید تنوع همکاریهای علمی خود را افزایش دهد؛همکاری با دانشگاههای اروپایی، آسیایی، روسیه، چین، هند، کشورهای منطقه و حتی کشورهای آمریکای لاتین میتواند بخشی از فشار ناشی از محدودیت ارتباط با آمریکا را کاهش دهد.
وزارت علوم نیز در ماههای اخیر همین مسیر را دنبال کرده است. برای نمونه، حسین سیمایی صراف در گفت وگو با وزیر آموزش عالی مالزی بر توسعه همکاریهای دانشگاهی تأکید کرده و در دیدار با وزیر آموزش عالی کوبا نیز بر استفاده از ظرفیت همکاری دو کشور برای توسعه علمی تاکید کرده است.
اما دیپلماسی علمی زمانی موفق است که از سطح تفاهمنامه عبور کند و به دانشجوی واقعی، پروژه واقعی، فرصت مطالعاتی واقعی و مسیر واقعی پذیرش منتهی شود.
از سوی دیگر، وزارت علوم باید درباره آزمونهای بینالمللی نیز به سرعت وارد میدان شود؛ نه برای جایگزین کردن آزمونهای داخلی با مدارک جهانی، بلکه برای مذاکره با برگزارکنندگان آزمون و دولتهای میزبان با هدف کاهش هزینه و ایجاد دسترسی.
پایان یک مجوز؛ آغاز یک آزمون بزرگتر برای دانشگاه ایران
تعلیق نامحدود General License G شاید در ظاهر فقط یکی از دهها تصمیم تحریمی آمریکا علیه ایران باشد، اما پیامد آن در حوزه دانشگاه میتواند بسیار فراتر از یک سند حقوقی باشد.
این مجوز نزدیک به ۱۲ سال یک مسیر قانونی برای بخشی از ارتباطات دانشگاهی میان ایران و آمریکا ایجاد کرده بود؛ اکنون آن مسیر بسته شده و شرکتهایی مانند ETS باید برای ادامه فعالیت خود یا از مبنای حقوقی دیگری استفاده کنند یا مجوز اختصاصی دریافت کنند.
در همین فاصله، Duolingo دسترسی کاربران ایرانی را محدود کرده و ETS نیز توقف TOEFL و GRE در ایران را اعلام کرده است؛ بنابراین آنچه چند روز پیش «ابهام درباره آینده آزمونها» بود، اکنون برای بخشی از داوطلبان به یک واقعیت عملی تبدیل شده است.
با این حال، هنوز نباید از این تحولات نتیجه گرفت که همه مسیرهای آموزش بینالمللی برای ایرانیان بسته شده است. دانشگاههای جهان همچنان به دانشجویان بینالمللی نیاز دارند و آزمونها و مسیرهای مختلفی وجود دارد. حتی ETS در اطلاعات عمومی خود همچنان ایران را در فهرست کشورهای TOEFL قرار داده است؛ نشانهای از اینکه تغییرات بسیار تازه هنوز در همه سامانهها و صفحات رسمی بازتاب کامل پیدا نکرده است.
اما یک واقعیت انکارناپذیر باقی است: هرچه تعداد مسیرهای ارتباط علمی کمتر شود، هزینه خروج از ایران برای تحصیل و پژوهش بیشتر میشود.
در نهایت، شاید مهمترین پرسش این نباشد که «تافل دوباره در ایران برگزار میشود یا نه؟» پرسش بزرگ تر این است که آیا دانشگاه ایران میتواند در جهانی که ارتباط علمی روزبه روز شبکه ایتر میشود، از تبدیل شدن تحریمها به انزوای علمی جلوگیری کند یا خیر.
تحریم ممکن است یک آزمون را متوقف کند؛اما اگر واکنش مناسبی شکل نگیرد، اثر واقعی آن میتواند توقف تدریجی ارتباط یک نسل با دانشگاه جهانی باشد. اینجاست که آزمون اصلی، نه در سالن تافل و GRE، بلکه در سیاست گذاری علمی کشور برگزار میشود.





نظر شما