به گزارش قدس آنلاین، این برنامهساز تلویزیونی میگوید: این روزها به لطف اینترنت تمام ترندهای فرهنگی و محتوایی در ایران دیده شده، با فضای بومی ما رنگ و بویی ایرانی می گیرد و خود را به عنوان محصولات فرهنگی رسمی یا UGC (محتواهای ساخته شده توسط مخاطب) نشان میدهد.
او میافزاید: سریالهای عمودی هم علاوه بر اینکه در آمریکا و چین به شدت مورد استقبال قرار گرفتهاند، با توجه به ساخت ساده، نسبتا ارزان و توانایی تولید خانگی میتوانند به سرعت به عنوان یک کالای تند مصرف فرهنگی توسط مخاطبان مصرف و حتی تولید شوند.
کلهر که در این سال ها بر فرم روایت و رفتار مخاطب در صنعت محتوا تمرکز داشته است درباره استفاده از این سریال ها در تبلیغات عنوان میکند: هر بستری که بتواند در میان سیل انبوه محتواها برای چند لحظه توجه مخاطبان را به خود جلب کند، برای انتقال مفاهیم، فعالیت های تبلیغاتی و حتی فروش مناسب است. نکته دلچسب سریالهای عمودی این است که در صورت موفقیت برنامهساز به جلب توجه مخاطب در ثانیههای ابتدایی و حفظ کیفیت در ادامه محتوا، تماشاگر را میتواند برای دقایق طولانی با خود همراه کند. این همراهی مخاطب در دقایق طولانی برای تمام نهادهای فرهنگی و اقتصادی یک ظرفیت جدید و چارهساز است.
وی درباره راهاندازی جشنواره سریالهای عمودی همچون ریلیمو معتقد است: مهمترین دستاورد چنین جشنوارههایی را ایجاد رسمیت برای این فرم تازه میدانم. وقتی یک سکوی نمایش خانگی به عنوان بازیگر غیر دولتی حوزه سرگرمی، توجه خود به این گونه جدید را از طریق برگزاری جشنواره اعلام میکند، فارغ از تعداد شرکتکنندگان و کیفیت آثار ارسالی، یک ریلگذاری برای برنامه سازان، پلتفرمها و سرمایه گذاران اتفاق میافتد.
کلهر اضافه میکند: از سوی دیگر شناسایی افراد مستعد، ارائه آموزشهای حرفهای و ایجاد امکان تعامل فیلمسازان جوان با افراد خبره در این حوزه یک دستاورد برای ارتقای جامعه محتوایی است.
نزدیکی سلیقه مخاطب ایرانی به سلیقه جهانی
وی درباره به کارگیری طنز و کمدی در قاب عمودی میگوید: با نگاهی به آمار مخاطبان در پلتفرم های خارجی به نظر میرسد این گونه نمایشی بیشتر برای داستانهای ملودرام مناسب است. تجربه های فعلی ساخت سریالهای عمودی که توسط تیم های مختلف صورت پذیرفته نیز کم و بیش نشان میدهد سلیقه مخاطب ایرانی در انتخاب ژانر به سلیقه جهانی نزدیک است بنابراین به نظر میرسد سریالهای ملودرام و به اصطلاح خودمانی عشق و عاشقی در رده اول، سریالهای پلیسی معمایی در رده دوم و سایر ژانرها در رده های بعدی باشند.
این نویسنده درباره مولفههایی که باید در نگارش سریال های عمودی به آنها توجه کرد، میگوید: پاسخ به این سوال خیلی مفصل است ولی اگر بخواهم در ۴ جمله خلاصه کنم قلاب ابتدایی و تعلیق انتهایی در این قالب از نان شب واجبتر است. همچنین باید توجه داشت که مخاطب این سریالها حوصله ماجراهای موازی و روایتهای غیرخطی را ندارد.
وی درباره مخاطب تاکید میکند: مخاطب این سریالها بیشتر اهل شنیدن است بنابراین در کنار تصویر حتما باید همه چیز را با دیالوگ حتی نریشن به او توضیح داد به بیان دیگر هر جا منطق قصه جور نشد مخاطب با یک دیالوگ توضیحی راضی میشود.
کلهر درباره برخی سریالها که با چهرههای ناشناخته تولید میشود، اظهار میکند: این سریالها به دلیل هزینههای مناسب تولیدی فضای خوبی برای استفاده از بازیگران ناشناخته و معرفی این استعدادهای تازه دارد.
کلهر در پایان یادآور میشود: سریالهای عمودی با رژیم مصرف فرد قبل از خواب بسیار تناسب دارد بسیاری دوست دارند قبل از خواب مدتی را در فضای مجازی بچرخند و مخاطب میتواند در همین زمان کوتاه چند قسمت سریال ببیند یا در زمانهای مرده مثل حضور در مترو که فرد ناخوداگاه به اسکرول کردن روی میآورد نیز دیدن این سریالها میتوانند سرگرم کننده و مناسب باشد.





نظر شما