در سالهای اخیر، تماشای سریال دچار دگرگونی قابل توجهی شده است و دیگر فقط به نشستن مقابل تلویزیون یا حتی خیره شدن به صفحه افقی لپتاپ محدود نمیشود. تلفن همراه با صفحهای که بیشتر اوقات در حالت عمودی در دستان ماست، به یکی از مهمترین بسترهای تماشای محتوای تصویری تبدیل شده و همین تغییر ساده، شکل تازهای از قصهگویی را به وجود آورده است؛ سریالهای عمودی یا میکرودراما.
ساختاری با روایتهایی کوتاه، تند و اپیزودیک که برای تماشای موبایلی طراحی شدهاند و در بسیاری از نقاط جهان، بهویژه میان مخاطبان نسل زد در حال گسترشاند. این موج فرهنگی حالا به ایران هم رسیده است؛ از تولید و تجربههای اولیه گرفته تا رویکرد جدید سکوهای نمایشی و تلاش بلاگرهایی که میخواهند مخاطب ایرانی را با این قالب و قاب جدید همراه کنند. سریال عمودی البته فقط چرخاندن قاب یک سریال معمولی از افقی به عمودی نیست؛ محدودیت قاب، زمان کوتاه معمولاً ۳ تا ۵ دقیقهای، ریتم تند روایت و عادت مخاطب به اسکرول کردن، قواعد متفاوتی برای فیلمنامه، کارگردانی و حتی بازی بازیگران در این فرم جدید ایجاد میکند.
یکی دیگر از مزیتهای میکرودراما، کاهش هزینه تولید و کوتاهتر شدن مسیر رسیدن ایده به مخاطب است. این قالب فرصتی فراهم کرده تا فیلمسازان جوان و صاحبان ایده، بدون نیاز به تولید آثار بلند و پرهزینه، توانایی خود را در روایت داستان محک بزنند. از سوی دیگر مخاطبان نیز در میان مشغلههای روزمره راحتتر میتوانند در چند دقیقه یک داستان را دنبال کنند و همین ویژگی، محبوبیت آن را در میان مخاطبان جهانی و ایرانی افزایش داده است. پدیدهای که برای نخستین بار و از دوران کرونا در چین زاده شد و حالا با گسترش پلتفرمهای تخصصی در این کشور به صنعتی چند میلیارد دلاری تبدیل شده است، به طوری که در سال ۲۰۲۵ درآمد این بازار از
۵۰ میلیارد یوآن فراتر رفت؛ رقمی که حتی از فروش سالانه گیشه سینمای چین نیز بیشتر بود!
ساخت «میکرودراما» جسارت بیشتری میخواهد
مجید توکلی، کارگردان سینما با اشاره به فراگیری میکرودراما به عنوان پدیدهای نوظهور در جهان درباره ویژگیها، دشواریها و فرصتهای فیلمسازی در قاب عمودی معتقد است این قالب بیش از تجهیزات گرانقیمت، به جسارت، شناخت درست فرم و قصهای جذاب نیاز دارد.
این فیلمساز درباره ساخت سریالهای عمودی میگوید: ساخت میکرودراما به چند دلیل کار سختتری است. یکی از مهمترین دلایل این است که دست شما را در میزانسن میبندد. در قاب عمودی نمیتوان آنچنان میزانسن داد و در نتیجه مجبورید به سوژه نزدیکتر شوید. این محدودیت روی دکوپاژ هم تأثیر میگذارد و سبب میشود دکوپاژ سادهتر شود.
او اضافه میکند: ساخت سریالهای عمودی جسارت بیشتری میخواهد، چون شما مجبورید از لانگشات بروید به بسته و مدیوم شات و طبیعتاً کار سختتری پیدا میکنید.
به باور این کارگردان، در این شرایط بازی بازیگر باید رئالتر باشد چون نماها بستهتر هستند، امکان اغراق کمتر میشود و بازیگر باید سادهتر بازی کند.
فرصتی در اختیار فیلمسازان جوان
به گفته توکلی در سریال عمودی دکوپاژ هم تغییر میکند چون میزانسن گستردهای ندارید، باید سادهتر برگزار کنید اما این سادگی بسیار پیچیده است.
کارگردان «متولد ۶۵» با بیان اینکه امروز دفاتر مختلفی در حال ساخت سریالهای میکرودراما هستند و این فرصت ایجاد شده که سریالهای اینچنینی ساخته شوند، خاطرنشان میکند: فیلمسازان جوان میتوانند از این فرصت استفاده کنند. مسیر جذابی است برای اینکه خودشان را ثابت کنند و زودتر به یک جریانسازی برسند. دستکم در زمان ما چنین اتفاقی نیفتاده بود و این فرصت وجود نداشت.
توکلی با اشاره به کارکردهای ابزار موبایل در این شکل فیلمسازی میگوید: موبایل خودش میتواند تبدیل به یک کاراکتر و ابزار روایت شود. چت، تماس تلفنی، تماس تصویری، پیام صوتی و گوش دادن به ویس، همه میتوانند بخشی از قصه باشند. این اتفاق بهخصوص در قاب عمودی جواب میدهد، چون خود موبایل هم عمودی است.
وی اضافه میکند: بعضی فضاها هم بهطور طبیعی برای قاب عمودی مناسبتر هستند؛ مثلاً آسانسور یا راهپله. در چنین فضاهایی خود معماری به شما کمک میکند و فرم عمودی را میپذیرد.
این کارگردان معتقد است برای این شکل از فیلمسازی بایستی سادهترین فرم را برای تعریف قصه انتخاب کرد و یادآور میشود: قرار نیست با میزانسن، لنز، حرکت دوربین یا هر تکنیک دیگری ثابت کنیم که کارگردانی بلدیم. همه این ابزارها زمانی ارزش دارند که در خدمت داستان باشند.
خوراک مناسب مصرف رسانهای پیش از خواب
حسین کلهر که جزو نخستین تهیهکنندگان در حوزه تولید سریالهای عمودی است درباره گسترش تولید این آثار در ایران معتقد است این سریالها با توجه به قابلیتهای سرگرمی بالایی که دارند متناسب با رژیم مصرف رسانهای پیش از خواب بسیاری از کاربران هستند؛ چرا که بسیاری دوست دارند پیش از خواب مدتی را در فضای مجازی بچرخند. مخاطب میتواند در همین زمان کوتاه چند قسمت سریال ببیند یا در زمانهای مرده مثل حضور در مترو که فرد ناخودآگاه به اسکرول کردن روی میآورد نیز دیدن این سریالها میتواند سرگرمکننده و مناسب باشد.
این برنامهساز تلویزیونی میگوید: این روزها به لطف اینترنت، تمام ترندهای فرهنگی و محتوایی در ایران دیده میشوند، با فضای بومی ما رنگ و بویی ایرانی میگیرند و خود را به عنوان محصولات فرهنگی رسمی یا محتواهای ساخته شده توسط مخاطب (UGC) نشان میدهند.
او میافزاید: سریالهای عمودی هم علاوه بر اینکه در آمریکا و چین به شدت مورد استقبال قرار گرفتهاند، با توجه به ساخت ساده، نسبتاً ارزان و توانایی تولید خانگی میتوانند به سرعت به عنوان یک کالای تندمصرف فرهنگی توسط مخاطبان مصرف و حتی تولید شوند.
کلهر که در این سالها روی فرم روایت و رفتار مخاطب در صنعت محتوا تمرکز داشته است درباره استفاده از این سریالها در تبلیغات عنوان میکند: هر بستری که بتواند در میان سیل انبوه محتواها برای چند لحظه توجه مخاطبان را به خود جلب کند، برای انتقال مفاهیم، فعالیتهای تبلیغاتی و حتی فروش مناسب است. نکته دلچسب سریالهای عمودی این است که در صورت موفقیت برنامهساز به جلب توجه مخاطب در ثانیههای ابتدایی و حفظ کیفیت در ادامه محتوا، تماشاگر را میتواند برای دقایق طولانی با خود همراه کند. این همراهی مخاطب در دقایق طولانی برای تمام نهادهای فرهنگی و اقتصادی یک ظرفیت جدید و چارهساز است.
نزدیکی سلیقه مخاطب ایرانی به سلیقه جهانی
وی با بیان اینکه نگاهی به آمار مخاطبان در پلتفرمهای خارجی نشان میدهد این گونه نمایشی بیشتر برای داستانهای ملودرام مناسب است، میگوید: تجربههای فعلی ساخت سریالهای عمودی که توسط تیمهای مختلف صورت پذیرفته نیز کم و بیش نشان میدهد سلیقه مخاطب ایرانی در انتخاب ژانر به سلیقه جهانی نزدیک است بنابراین به نظر میرسد سریالهای ملودرام و به اصطلاح خودمانی عشق و عاشقی در رده اول، سریالهای پلیسی معمایی در رده دوم و سایر ژانرها در ردههای بعدی باشند.





نظر شما