۴۶ سال از آن روزهایی میگذرد که خاک ایران زیر آتش حمله ناجوانمردانه صدام و حزب بعث عراق بود و ما در خطوط مقدم ایستادیم. هر سال که هفته دفاع مقدس فرا میرسد، خاطرات آن هشت سال دوباره زنده میشود؛ نه فقط خاطرات جنگ و رنج؛ بلکه خاطرات چیزی که شاید امروز هم اکسیر شفابخش جامعه محسوب شود و آن انسجامی است که از دل یک ملت برمیخاست.
در آن سالها جبهه فقط خط مقدم نبود. جبهه از آشپزخانههای محلی شروع میشد که زنان برای رزمندگان غذا میپختند، از کارگاههایی که برای تولید تجهیزات، شبانهروزی کار میکردند و از مدارسی که دانشآموزانشان برای جبهه نامه مینوشتند. آن انسجام اجتماعی، محصول یک اراده جمعی بود؛ مردمی که با همه اختلاف سلیقهها و تفاوتها، در یک نقطه به هم میرسیدند: بقای ایران. این همبستگی، بیش از هر سلاحی، ما را در میدان نگه داشت.
امروز وقتی به فضای جامعه نگاه میکنیم، میبینیم شرایط تفاوتهایی با آن دوران دارد؛ اگرچه دشمنیها همچنان ادامه دارد. اگر در آن سالها صدام و حزب بعث با تجاوز زمینی به کشور یورش آوردند، اکنون شاهد حملات ددمنشانه و تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران عزیزیم؛ حملاتی که این بار به شکل دیگری، از راه هوا و فضای سایبری و جنگ روانی و رسانهای، متوجه کشور شد. دشمن امروز، همانقدر که به زیرساختهای ما در شهرها و... حمله میکند، به انسجام درونی جامعه نیز حملهور شده است. به بیاعتمادی مردم به یکدیگر و بیاعتمادی میان مردم و نهادها و حاکمیت دامن میزند این یک میدان نبرد و در عین حال نامرئیتر و البته به همان اندازه تعیینکننده است.
آنچه این روزها میبینیم، بازگشت همان روحیهای است که در هشت سال دفاع مقدس در دل این ملت جوشید. شهادت رهبر شهید ایران به دست خبیثترین موجودات عالم، به جای آنکه این ملت را به زانو درآورد، همان روح خفته را در مردم بیدار کرد؛ همانطور که شهادت هر فرمانده و رزمنده در جبهههای آن هشت سال، به جای شکستن اراده رزمندگان، آتش عزم آنها را شعلهورتر میکرد. این شهادت مظلومانه هم به جای تفرقه، موجب بعثت دوباره و همدلی عمیق مردم شد و ما این همدلی را نه فقط در شعار؛ بلکه در تجمعات شبانه مردمی در میادین و خیابانهای شهرهای مختلف کشور به چشم میبینیم؛ مردمی که خودجوش گرد هم میآیند و نشان میدهند پیوند میان ملت و آرمانهایش ناگسستنی است.
از منظر نظامی هم، جهان دیگر جهان آن روزها نیست. جنگهای امروز کمتر با موجهای پیادهنظام و بیشتر با فناوری، پهپاد، جنگ سایبری و اطلاعاتی تعیین میشوند؛ همانطور که در حملات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی دیدیم؛ اما باید گفت با وجود تغییر در جنگها یک اصل ثابت این است که هیچ سامانه دفاعی، به تنهایی جای پشتوانه مردمی را نمیگیرد. تجربه دفاع مقدس این درس روشن را به ما داد که وقتی مردم پشت نیروهای مسلح بایستند، توان دفاعی کشور چند برابر میشود و وقتی این پیوند سست شود، حتی مدرنترین تجهیزات هم کافی نیست.
از این رو یاد آن هشت سال دفاع در برابر تجاوز صدام، برای من نه یک خاطره صرفاً نظامی؛ بلکه یک آینه است؛ آینهای که نشان میدهد قدرت واقعی ایران در بحران، نه فقط در تعداد نیرو و سلاح؛ بلکه در میزان اعتماد متقابل میان مردم و کسانی است که مسئولیت اداره کشور را برعهده دارند. هرچه این اعتماد صادقانهتر و دوطرفهتر باشد، جامعه در برابر فشارهای بیرونی؛ از هر جنسی که باشد، مقاومتر خواهد بود.
در این هفته، یاد رزمندگانی را گرامی میدارم که جان و جوانی خود را برای ایران گذاشتند؛ اما بهترین ادای احترام به آنها، تکرار شعار نیست؛ تلاش صادقانه برای ساختن جامعهای است که در آن، همان روحیه همبستگی که روزی این سرزمین را نجات داد، دوباره زنده شود.
۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۶
کد مطلب: ۱۱۶۷۷۸۳
۴۶ سال از آن روزهایی میگذرد که خاک ایران زیر آتش حمله ناجوانمردانه صدام و حزب بعث عراق بود و ما در خطوط مقدم ایستادیم.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما