صادرات نفت خاورمیانه در سپتامبر به ۸/۱۲میلیون بشکه در روز رسیده؛ بالاترین سطح از آغاز جنگ. اما این رقم همچنان بسیار پایینتر از ۸/۱۸میلیون بشکه پیش از جنگ است. تنها حدود ۴/۷میلیون بشکه در روز نیز از هرمز عبور کرده است. گاز مایع قطر هم تا حدی از تنگه عبور میکند. اما بخشی از این تردد با خاموش کردن سامانههای ردیابی انجام میشود و برخی کشتیها شبانه از مسیری نزدیک ساحل عمان عبور میکنند. میشود گفت هرمز باز است؛ اما هرمزِ پیش از جنگ نیست و خط و نشان کشیدنهای ترامپ هم ناشی از این است که نتوانسته بر هرمز مسلط شود.
برای اعمال قدرت، بستن کامل لازم نیست
این تمایز برای فهم موقعیت ایران اساسی است. قدرت جغرافیایی هرمز زمانی معنا ندارد که فقط بتوان تمام کشتیها را متوقف کرد. همین که شرکت کشتیرانی نداند باید AIS خود را خاموش کند یا نه، بیمهگر نتواند ریسک سفر بعدی را مثل گذشته محاسبه کند و آمریکا ناچار شود برای عبور تجاری مسیر و حمایت نظامی تعریف کند، شرایط عادی از میان رفته است. در ۲۲ سپتامبر، دادههای رویترز حتی عبور تنها دو کشتی کالایی را در یک روز ثبت کرده بود، در حالی که میانگین پیش از جنگ حدود ۱۲۵ کشتی تجاری بزرگ در روز بود. البته بخشی از عبورها ممکن است به دلیل خاموش بودن فرستندهها در دادهها دیده نشده باشد.ولی این همان جایی است که مفهوم «کنترل» از معنای کلاسیک نظامی فاصله میگیرد. برای ایران، ارزش هرمز اکنون بیش از آنکه در اعلام «بسته بودن» باشد، در تغییر محاسبه هزینه عبور است.
آمریکا عبور ایجاد کرده، نه عادیسازی
سنتکام میگوید ادعای کنترل کامل ایران نادرست است و به عبور حجم بزرگی از نفت طی ماههای اخیر استناد میکند. اما همین استدلال یک واقعیت دیگر را نیز آشکار میکند. بخش قابل توجهی از این عبور اکنون نیازمند ترتیباتی است که پیش از جنگ وجود نداشت.فرمانده سنتکام گفته نیروهای آمریکا به حدود ۲هزار عبور تجاری کمک کردهاند. کشتیها از مسیرهای خاص استفاده میکنند، برخی بدون ارسال علائم موقعیت حرکت میکنند و مسیرهای جایگزین از فجیره، دریای سرخ، سوئز و حتی دور آفریقا فعالتر شدهاند.این شاید محصول عملیات آمریکا در بازگرداندن بخشی از جریان انرژی باشد؛ اما همزمان نشانه آن است که آزادی عادی کشتیرانی هنوز احیا نشده و قیمت نفت نیز به همین دلیل هنوز به سطح پیش از جنگ بازنگشته است. از سویی ایران نیز نشان داده فعلاً قصد ندارد با تشدید نظامی، وضعیت تردد در تنگه هرمز را به هفتههای نخست شروع جنگ بازگرداند.
اثر هرمز را بازار اندازه میگیرد
بازار نفت طبق معمول سریعتر از بیانیههای نظامی واکنش نشان داد. پس از رد پیشنهاد ایران از سوی ترامپ، نفت برنت نزدیک ۴درصد جهش کرد و به بیش از ۱۰۸دلار رسید. تحلیلگر Capital Economics بخش مهمی از این حرکت را مستقیماً به شکست امیدهای دیپلماتیک مرتبط دانست. این واکنش نشان میدهد حتی با افزایش عبور کشتیها، بازار هنوز احتمال اختلال تازه در هرمز را جدی میگیرد. یعنی در هرمز، ادراک خطر خود بخشی از قدرت است.
بحث دیگر بر سر «بستن تنگه» نیست
۶ماه جنگ یک واقعیت تازه ساخته است. آمریکا توانسته بخشی از جریان نفت را برگرداند، اما نتوانسته شرایط پیش از جنگ را بازسازی کند. ایران نیز برای اثرگذاری بر بازار جهانی مجبور نیست همه کشتیها را متوقف کند؛ کافی است عبور عادی، کمهزینه و قابل پیشبینی نباشد. به همین دلیل، مناقشه امروز هرمز را نباید به بیانیههای «ما کنترل میکنیم» و «آنها کنترل نمیکنند» که ترامپ هفتهای چند بار تکرار میکند تقلیل داد. آنچه روی آب رخ داده مهمتر است. کشتیها عبور میکنند، اما نه با قواعد سابق.




نظر شما