عربستان در برابر پیشروی انصارالله، بار دیگر به سلاح فرقهگرایی متوسل شده است؛ از صدور فتوا و تحریک مذهبی تا تأمین مالی فرماندهان سلفی و جذب جنگجویان خارجی. ریاض میکوشد شکستهای میدانی را با بسیج هویتی و مذهبی جبران کند.
بازگشت به سلاح فرقهگرایی
تصاویر عبور خودروهای زرهی از روی نیروهای اسیرشده در منطقه ذُباب، بار دیگر چهره خشن جنگ یمن را آشکار کرده است. خبرگزاری رویترز صحت این تصاویر، از جمله صحنههای مربوط به مردان غیرمسلح، را تأیید کرده و «تیپهای العمالقه» از آغاز تحقیق درباره این حادثه خبر دادهاند. انتشار این تصاویر در شرایطی است که نیروهای مورد حمایت عربستان برای متوقف کردن پیشروی انصارالله در سواحل غربی و استان تعز با دشواری روبهرو هستند.
در چنین وضعیتی، ریاض به راهبردی قدیمی بازگشته است؛ تبدیل اختلافات مذهبی به ابزار بسیج نظامی. گروههای سلفی که بخشی از آنها پیشتر تحت حمایت امارات فعالیت میکردند، اکنون به یکی از اهرمهای عربستان برای مقابله با انصارالله تبدیل شدهاند. این چرخش، تناقضی معنادار در سیاست محمد بن سلمان است؛ ولیعهدی که سالها برای مهار نفوذ نهادهای مذهبی تلاش کرد، اکنون به همان شبکهها برای پیشبرد اهداف نظامی خود نیاز دارد.
فتوا برای مشروعیتبخشی به جنگ
یکی از مهمترین ابعاد این راهبرد، پیوند دوباره نهادهای مذهبی و نظامی عربستان است. «صالح الفوزان»، مفتی اعظم این کشور، در بیانیهای انصارالله را به انحراف عقیدتی متهم کرد و مقابله با آن را در چارچوب دفاع از امنیت و حاکمیت مشروع قرار داد. او حتی مقاومت در برابر این جنبش را در تقابل با اراده الهی تصویر کرد.
«فوزان» در ۲۵ سپتامبر مدعی شد که انصارالله با «فساد در عقیده» شکل گرفته و با ایجاد تفرقه، کشور و مردم یمن را دچار شکاف کرده است. چنین ادبیاتی، یک منازعه پیچیده سیاسی و نظامی را به تقابلی مذهبی تقلیل میدهد؛ رویکردی که میتواند خشونت علیه مخالفان را توجیهپذیر جلوه دهد و امکان مصالحه را محدود کند.
همزمان، ادعاهای عربستان درباره حملات به نزدیکی مکه و رهگیری موشک در منطقه مدینه، بهانهای برای معرفی جنگ بهعنوان دفاع از مقدسات اسلامی فراهم کرده است؛ ادعاهایی که نیروهای یمنی رد کردهاند. در این چارچوب، دفاع از شهرهای مقدس به ابزاری برای مشروعیتبخشی به بسیج نظامی تبدیل میشود.
خرید وفاداری در جنوب یمن
راهبرد ریاض تنها به تبلیغات مذهبی محدود نیست. گزارشها از پرداخت حدود ۶۰۰ میلیون ریال سعودی به شماری از فرماندهان نظامی وفادار به این کشور حکایت دارند. این پرداختها، بنا بر گزارش «أبینالیوم»، از سوی کمیته ویژه عربستان انجام شده و محور «تَعِز» وابسته به حزب اصلاح نیز از آنها کنار گذاشته شده است؛ نشانهای از اختلافات درونی اردوگاه ضدانصارالله.
ریاض همچنین در پی تقویت «تیپهای العمالقه» و نیروهای درعالوطن است؛ تشکیلاتی که میتوانند در جبهههای جنوبی و غربی نقش بیشتری ایفا کنند. در کنار این حمایت مالی، گزارشهایی از تأسیس ۶۲ مرکز دینی در مناطق جنوبی یمن طی دوره آتشبس منتشر شده است؛ شبکهای که به گفته فعال یمنی، عادل الحسنی، برای گسترش نفوذ مذهبی و تقویت پایگاههای سلفی ایجاد شده است.
ترکیب پول، تسلیحات و شبکههای مذهبی نشان میدهد که ریاض در پی ساختن ائتلافی منسجم نیست، بلکه میکوشد با جلب وفاداری فرماندهان و تحریک اختلافات عقیدتی، نیروهای پراکنده را در برابر انصارالله به صف کند.
شکافهایی که با تکفیر پر نمیشوند
بااینحال، اردوگاه سلفی یکپارچه نیست. برخی چهرههای مذهبی شمال یمن، از جمله «محمد الامام»، جنگ علیه انصارالله را نزاعی داخلی میان مسلمانان میدانند و توافقهایی برای همزیستی و کاهش تنش در مناطقی مانند صعده و ذمار امضا کردهاند. این رویکرد، تلاش ریاض برای تبدیل جنگ به تکلیفی مذهبی را با مانع روبهرو میکند.
در جنوب نیز نیروهای نزدیک به امارات نگران هستند که عربستان پس از استفاده نظامی از آنها، بار دیگر مطالبات سیاسیشان را نادیده بگیرد. اختلاف بر سر منابع مالی، فرماندهی و اهداف سیاسی، ائتلاف ضدانصارالله را شکننده نگه داشته است. ازاینرو، تشدید تبلیغات فرقهای لزوماً به انسجام نظامی منجر نمیشود؛ حتی ممکن است رقابت میان گروههای مسلح را تشدید کند.
گسترش جنگ به فراتر از مرزها
ریاض برای جبران کمبود نیرو و عقبنشینیهای میدانی، به گزینه جذب جنگجویان خارجی نیز چشم دوخته است. گزارشهایی از گفتوگوهای عربستان و سوریه درباره اعزام نیرو به یمن و انتقال جنگجویان از خاک سوریه منتشر شده است. بااینحال، پاکستان تأکید کرده که نیروهایش وارد یمن نخواهند شد و مأموریت آنها به دفاع از خاک عربستان محدود است.
«هادی قبَیسی»، پژوهشگر اسلام سیاسی، این تحرکات را بیشتر متکی بر بهرهبرداری از شمار نیروها میداند تا احیای یک پروژه جهادی فراگیر. به گفته او، جنگ غزه شکاف میان شعارهای مذهبی و مواضع عملی را آشکار کرده و از جذابیت این گفتمان کاسته است.
در نهایت، راهبرد تازه عربستان بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر دشواریهای ریاض در میدان یمن است. وقتی فتوا، پول و بسیج فرقهای جایگزین انسجام سیاسی و نظامی میشوند، مسئله اصلی همچنان پابرجاست؛ عربستان میتواند نیروهای بیشتری را به جنگ بکشاند، اما این الزاماً به معنای توانایی مهار انصارالله یا پایان دادن به بحران یمن نیست.




نظر شما