اسرائیل در سه سال گذشته تلاش کرده ضربات سنگینی به دشمنان منطقهای خود وارد کند، اما جنگهای پیاپی نه امنیت پایدار ساختهاند و نه چشمانداز روشنی برای صلح ایجاد کردهاند؛ میراث نتانیاهو، برتری نظامی همراه با فرسایش راهبردی است.
برتری نظامی بدون دستاورد سیاسی
کارنامه نظامی اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، فهرستی از عملیات گسترده و ضربات سنگین به دشمنان منطقهای این رژیم است؛ از جنگ غزه و تضعیف حزبالله تا حملات علیه ایران و گسترش حضور نظامی در سوریه و لبنان. بااینحال، حاصل این برتری عملیاتی، شکلگیری نظم امنیتی تازهای نبوده است. اسرائیل اکنون در هشت کشور و سرزمین از نیروی نظامی استفاده کرده، اما همچنان با تهدیدهای فعال و جبهههای ناآرام روبهروست.
این تناقض، مهمترین میراث امنیتی دوران نتانیاهو است؛ توانایی تخریب ظرفیت نظامی رقبا، بدون توانایی تبدیل این موفقیتها به ترتیبات سیاسی پایدار. کنترل حدود ۷۰ درصد نوار غزه و حضور در بخشهایی از لبنان و سوریه نیز نتوانسته تضمینی برای جلوگیری از بازگشت درگیریها فراهم کند. مناطق حائل ممکن است فاصله نظامی ایجاد کنند، اما جایگزین راهحل سیاسی نمیشوند.
ایران؛ تهدیدی فراتر از میدان جنگ
در میان پروندههای امنیتی اسرائیل، ایران جایگاهی محوری دارد. حملات مشترک آمریکا و اسرائیل خسارات سنگینی به ساختار نظامی و هستهای ایران وارد کرده و شماری از مقامهای ارشد این کشور را هدف قرار داده است؛ اما آسیب نظامی لزوماً به معنای پایان تهدید نیست. جنگی که قرار بود کوتاه باشد، در زمان انتشار تحلیل وارد نهمین ماه شده و چشمانداز روشنی برای خاتمه آن وجود ندارد.
اختلاف اولویتهای واشنگتن و تلآویو نیز میتواند مدیریت این بحران را پیچیدهتر کند. آمریکا امنیت مسیر انتقال انرژی از تنگه هرمز و متحدان عرب خود را در اولویت قرار میدهد، درحالیکه اسرائیل بر توان موشکی ایران و حمایت تهران از محور مقاومت در منطقه تمرکز دارد. حتی در صورت توقف جنگ، بازسازی توان نظامی ایران و گروههایی مانند حزبالله میتواند تهدیدهای امنیتی اسرائیل را زنده نگه دارد. بنابراین، برتری در یک مرحله از جنگ، الزاماً به حذف تهدید در بلندمدت منجر نمیشود.
فرسایش پشتوانه خارجی و فشار داخلی
هزینه راهبرد جنگ دائمی به میدان نبرد محدود نمانده است. تخریب گسترده غزه و بخشهایی از لبنان، آوارگی جمعیت و تلفات غیرنظامی، موقعیت بینالمللی اسرائیل را تحت فشار قرار داده و عادیسازی روابط با عربستان را دشوارتر کرده است. همزمان، شکاف در افکار عمومی آمریکا نیز اهمیت دارد؛ طبق دادههای مرکز پژوهشی پیو، تنها ۱۶ درصد دموکراتها در سال ۲۰۲۶ دیدگاه مثبتی به دولت اسرائیل داشتهاند؛ این رقم در میان جمهوریخواهان ۵۱ درصد بوده است.
در داخل اراضی اشغالی نیز بسیج طولانی نیروهای ذخیره، فشار اقتصادی و اجتماعی ایجاد کرده و مسئله معافیت حریدیها از خدمت نظامی را به مناقشهای سیاسی تبدیل کرده است. دولت بعدی، چه به رهبری نتانیاهو و چه آیزنکوت، با مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته روبهرو خواهد بود. مسئله اصلی دیگر صرفاً چگونگی شکستدادن دشمنان نیست؛ بلکه یافتن راهی برای پایاندادن به چرخه جنگ است. تا زمانی که برتری نظامی به راهبرد سیاسی تبدیل نشود، امنیت اسرائیل همچنان به عملیات بعدی و جنگ بعدی گره خواهد خورد.





نظر شما