تحولات منطقه

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: از حضرت باقر (ع) نقل شده است که فرمودند: پدرم هنگام وفات مرا در آغوش گرفت، آن گاه فرمود: پسرجان تو را سفارش می کنم به چیزی که پدرم هنگام وفات خود، مرا به آن توصیه نموده و نیز فرموده پدرش نیز به همان چیز او را سفارش کرده و فرموده: پسرجان بترس از ستم بر کسی که جز خدا دادخواهی ندارد!

از "پرتاب به جهنم در تابوت آهنی" تا "اصلاح نژاد اسبان ارتش رضاشاه"!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

متاسفانه امروزه افراد بسیاری به حقوق دیگران اجحاف و به عبارتی بهتر در حق آن ها ظلم می نمایند ولی غافل از آنند که خداوند به طور آشکار در آیه 42 سوره ی سباء آن ها را به عذابی دردناک وعده داده است و حتی در روایات به وضوح این امر هشدار داده شده است به نحوی که مدرس بستان آباد به نقل از بحارالانوار جلد 15، می نویسد که یونس بن ظبیان بیان کرده است که حضرت صادق (ع) فرموده اند: هر که حق مومنی را جلوگیری کند، خدای در روز قیامت او را پانصد سال بر روی دو پا نگه می دارد تا از عرق بدنش رشته هایی جاری شود، آنگاه از طرف خداوند منادی فریاد می کند:
اینست آن ستمگری که حقِ خدای را جلوگیری کرده و پس از آن تا چهل روز او را سرزنش می کنند و سپس دستور داده می شود که به طرف آتش رهسپار گردد.
شاید با همین دو مثال معتبر و مستند هر انسان مومنی به عقوبت ظلم در حق دیگری پی ببرد ولی با این وجود باز به موشکافی این مطلب می پردازیم، شاید که زنهاری باشد برای افراد مبتلا به این گناه کبیره!

سزای همکاری با ظالمین و ستمکاران
بی شک همکاری با افراد ظالم دارای عواقبی بسیار عجیب است به نحوی که در روایات فراوان به این امر بسیار اشاره شده است از این رو آزرمی بیگم به نقل از وسائل الشیعه جلد 12، چند مورد از آن ها را بدین شرح بیان می کند.

پرتاب به جهنم در تابوت آهنی!
از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده است که ایشان فرموده اند: هنگامی که روز قیامت برپا شود منادی ندا می دهد کجا هستید ستمکاران و کجا هستید یاوران آن ها و کسانی که خود را شبیه به آن ها ساخته اید؟ حتی کسانی که برای آن ها قلمی تراشیده اند و یا دواتی را لیقه کرده اند، همه آن ها را در تابوتی از آهن قرار می دهند؛ سپس به میان جهنم پرتاب می شوند.

امت کافر
در حدیثی دیگر از پیامبر (ص) آمده است که ایشان به حضرت علی (ع) فرموده اند:
ده طایفه از این امت به خدا کافر شده اند؛ که یکی از آن ها کسی است که اسلحه به دشمنان اسلام که با آن ها در حال جنگ است بفروشد».

یاوران ظالم، محروم از آب کوثر
در مجموعه کیفر کردار آمده است که رسول خدا (ص) فرموده اند:
«لیکون علیکم امراء سوء فمن صدقهم فی قولهم و أعانهم علی ظلمهم و غشی أبوابهم فلیس منی و لست منه و لن یرد علی الحوض؛ هر آئینه بر شما می باشد امرکنندگان بد، پس هر کسی آنان را در گفتارشان تصدیق کند و آن ها را بر ظلمشان یاری نماید و ریاست ایشان را قصد نماید از پیروان من نیست و من از او نیستم و هرگز بر حوض وارد نمی شود».
و همچنین رسول خدا (ص) فرمودند: «اتقوا الظلم فانّه ظلمات یوم القیمة؛ از ظلم حذر کنید که آن تاریکی های روز قیامت می باشد».

نشانه های ظالم
حضرت علی (ع) در باب نشانه های انسان ظالم و شیوه ی مجازات وی بیان می کنند:
للظالم من الرجال ثلاث علامات: یظلم من فوقه بالمعصیة و من دونه بالغلبة و یظاهر القوم الظلمة؛ برای ستمکار سه نشانه است: به کسی که مافوق او باشد بنافرمانی ستم کند و به کسی که از او پست تر است (در قدرت) به غالب شدن ستم می نماید و با مردم ستمکار همکاری و کمک و پشتیبانی دارد.
و همچنین فرمودند: «یوم المظلوم علی الظالم أشد من یوم الظالم علی المظلوم؛ روز انتقام ستم دیده بر ستمگر سخت تر است از روز ستم کردن ستمگر بر ستم کش».
و در روایتی دیگر ایشان فرموده اند:
«أظلم الناس من سن سنن الجور و محاسنن العدل؛ ستمکارترین مردم کسی است که قانون و رویه ظالم را جاری کند و رشته و رویه عدل را از بین بردارد».

اقسام ظلم
آزرومی بیگم در مبحث مربوط به ظلم به ذکر روایتی به نقل از کتاب کیفر کردار می پردازد که به وضوح اقسام ظلم را در کلام حضرت علی (ع) بدین شرح بیان می کند؛
آگاه باشید ظلم سه گونه است: ظلمی که آمرزیده نمی شود و ظلمی که واگذارده نمی شود و ظلمی که آمرزیده می شود و طلب نمی شود.اما ظلمی که آمرزیده نیست، شرک به خواست که همانا خداوند نمی آمرزد که با او شرک آورده شود و این گروه در قیامت بدترین مردمند. اما ظلمی که آمرزیده است ظلم انسان است به نفس خود در بعضی از زشتی ها (که از او به نادانی سرزند)، و اما ظلمی که واگذار نمی شود؛ ظلم مردم است نسبت به یکدیگر و در این مورد قصاص و مؤاخذه سختی صورت می گیرد و بی شک این هر سه قسم در قیامت برای ظالم بدبختی دارد و روزگار او را تاریک می کند.

مجازات های ظالمین
در کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال جلد 1، روایاتی بسیار خواندنی در باب ظلم و عقوبت ظالمین بدین شرح آمده است؛
امام باقر (ع) فرمودند: ظلم در دنیا، تاریکی در آخرت است.
امام صادق (ع) در توضیح در کمینگاه در آیه شریفه «همانا پروردگارت در کمینگاه است» فرمودند: (کمینگاه) پلی است بر صراط اگر کسی مرتکب ظلمی شده باشد، نمی تواند از آن عبور کند.
امام صادق (ع) فرمودند: همانا خداوند عزوجل به یکی از پیامبران خود که در یکی از کشورهای گردنکشان بود، وحی نمود که نزد آن گردنکش رفته و به او بگو: تو را حاکم بر مردم نگردانیدم تا خونریزی کرده و اموال مردم را بگیری. تو را حکومت دادم تا صدای مظلومان را از من بازداری (و نگذاری صدای ناله و دعای آنان که ظالم را نفرین می کنند به من برسد) و بدون شک ستمی را که به آنان شده است نمی بخشم، گرچه کافر باشند.
امام زین العابدین (ع) فرمودند: آنچه مظلوم از دین ظالم می گیرد، بیش از آن چیزی است که ظالم از دنیای مظلوم می گیرد.
امام باقر (ع) فرمودند: کسی نیست که مرتکب ظلمی شود، مگر این که خداوند او را مجازات جانی یا مالی می نماید. ولی ظلمی که (فقط) بین او و خداوند عزوجل باشد (و حق مردم در میان نباشد)، وقتی از آن توبه کند، آمرزیده می شود.
امام صادق (ع) فرمودند: اگر کسی به کسی ظلمی نماید، خداوند عزوجل کسی را می فرستد که شبیه آن ظلم را به او یا پس از او به فرزندانش یا نوه هایش بنماید.
امام صادق (ع) فرمودند: کسی که مال برادر مسلمانش را ستمکارانه بخورد و آن را به وی بازنگرداند، در روز قیامت آتش سرخ شده گل انداخته جهنم را خواهد خورد.
امام باقر (ع) نقل می نمایند که رسول خدا (ص) فرمودند: کسی که بدون رضایت مال مؤمنی را بردارد، خداوند عزوجل پیوسته از او روگردان بوده و از کارهای نیک و خیر او متنفر خواهد بود و تا زمانی که توبه نکند و آن مالی را که برداشته است به صاحبش باز نگرداند، خداوند آن اعمال نیک را در ردیف کارهای نیکش نمی نویسد.
امام صادق (ع) فرمودند: کسی که برای ظلم ظالمی عذر بیاورد، خدای متعال ظالمی را بر او مسلط می نماید که به او ظلم کند و اگر دعا کند، مستجاب نمی شود و خداوند برای ظلمی که دیده است، پاداشی به او نخواهد داد.
امام صادق (ع) از پدرانش (ع) روایت می نماید که رسول خدا (ص) فرمودند: کسی که به کسی ظلم کند و آنگاه او را پیدا نکند که از او حلالیت بخواهد باید استغفار نماید. زیرا این کار قطعاً کفاره آن خواهد بود.

عاقبت ظلم و عقوبت آن در دنیا
بی شک بی عدالتی و ظلم در حق کسی روا داشتن دارای عقوباتی نیز در دنیا می باشد، به نحوی که در سفینه، جلد 2 آمده است؛
روزی حضرت موسی (ع) از محلی عبور می کرد که بر سر چشمه ای در کنار کوهی رسید. با آب آن چشمه وضو گرفت. بالای کوه رفت تا نماز بخواند در این موقع اسب سواری به آنجا رسید و برای آشامیدن آب از اسب فرود آمد. در موقع رفتن کیسه پولش را فراموش کرد و رفت. پس از وی چوپانی رسید و آن کیسه را برداشت و بعد از چوپان پیرمردی بر سر چشمه آمد که آثار فقر و تنگدستی از ظاهرش آشکار بود. دسته هیزمی را که داشت به کناری گذاشت و دمی استراحت نمود.
چیزی نگذشته بود که اسب سوار برگشت و اطراف چشمه را برای پیدا کردن کیسه خود جستجو می کرد که پیرمرد را دید و گفت: از کیسه من اطلاع نداری؟ گفت: نه. مرد مزبور قانع نشد تا سخنانی ما بین آندو رد و بدل شد که منجر به زد و خورد گردید و در خاتمه اسب سوار هیزم کش را کشت!
حضرت موسی (ع) از این جریان ناراحت شد و عرض کرد پروردگارا این چه پیش آمدی بود، عدالت در این قضیه چگونه است؟ پول را چوپان برداشت و پیرمرد مورد ستم واقع شد؟!
خطاب رسید: موسی همین پیرمرد پدر اسب سوار را کشته بود بین این دو قصاص انجام گرفت و از جهتی هم پدر اسب سوار به پدر چوپان به اندازه پول همان کیسه مقروض بود او نیز به حق خود رسید و من از روی عدل و دادگری حکومت می کنم.

مارهایی اندازه ی تپه در انتظار ظالم
در محرمات جلد 1، روایتی خواندنی در باب افراد ظالم و عقوبت آن ها بدین شرح آمده است؛
هشام بن عبدالملک در ایام خلافت خود وارد مکه شد و امر کرد که یک نفر از صحابه پیغمبر (ص) را بیاورند. گفنتند از صحابه کسی نمانده است. گفت: از تابعین (که درک کنندگان صحابه هستند) یک نفر بیاورید. طاووس یمانی را پیدا کردند. او وقتی وارد مجلس هشام شد نعلین خود را کنار فرش هشام از پا درآورد و گفت: سلام علیکم یا هشام و روبروی او نشست و گفت: هشام حالت چطور است؟
هشام از گفتار و حرکات او بسیار ناراحت شد و گفت: این چند کار را برای چه کردی؟ طاووس گفت: کدام کارها؟ هشام گفت: نعلین خود را کنار فرش من درآوردی، مرا به عنوان امیرالمؤمنین خطاب نکردی، به جای کنیه ام، اسمم را به زبان آوردی، بدون اداء مراسم احترام خلافت روبرویم نشستی و گفتی چطوری هشام؟
طاووس چنین پاسخ داد: اما در آوردن نعلین اشکالی ندارد زیرا در هر شبانه روز پنج مرتبه نعلینم را در پیشگاه خداوند بزرگ از پا خارج می کنم. بر من خشم نمی گیرد، اما اینکه امیرالمؤمنین نگفتم چون تمام مردم به امارت تو راضی نیستند و من نخواستم دروغ بگویم ترا خطاب با کنیه نکردم به جهت اینکه خداوند پیغمبران خود را به اسم یاد می کند، مانند: یا موسی، یا عیسی، یا داوود، یا یحیی، یا ذکریا ولی دشمنانش را با کنیه یاد می کند مانند (تبت یدا ابی لهب)
روبرویت نشستم بواسطه اینکه از علی (ع) شنیدم فرمود: اگر می خواهی مردی از اهل آتش و جهنم را ببینی نگاه کن به کسی که نشسته ولی در اطراف او عده ای ایستاده اند.
هشام گفت: مرا پندی ده؛ طاووس گفت: شنیدم از امیرالمؤمنین (ع) که فرمود: در جهنم مارهایی است به اندازه تپه ای مرتفع و عقرب هایی مانند قاطر، این ها نیش می زنند کسی را که عدالت در میان رعیت نکند این سخن را گفت و از جای خود حرکت نمود و رفت.

از سپهبدی تا اصلاح نژاد اسبان ارتش رضاشاه!
شاید در این میان خالی از لطف نباشد که با آوردن مثالی از همراهی با افراد ظالم، حتی در دوره ی معاصر، آخرین زنهار را نیز بر افراد ظالم وارد آوردیم شاید که این مثال برای آن ها ملموس تر باشد. آزرمی بیگم به نقل از کتاب داستان های آموزنده جلد 8، می نویسد:
سپهبد میراحمدی که به قول خودش یکی از هم قسم های رضاشاه در کوتای 1299 بود و به دنبال آن به فرماندهی لشکر غرب منصوب شده بود، از سر سپردگان تمام عیار رضاخان بود بطوری که وقتی مجلس شورای ملی در دوره پنجم از ناحیه مرحوم مدرس و عده ای از نمایندگان اعمال رضاخان مورد اعتراض قرار گرفت و وی به حالت قهر و اعتراض از کار کناره گرفت، میراحمدی تلگراف تندی به مجلسیان مخابره کرد و آن ها را تهدید کرد که اگر رضاخان کنار برود تهران اشغال خواهد گشت. در نتیجه مجدداً رضاخان در پست سردار سپهی قرار گرفت و به دنبال آن به صدارت و سپس به سلطنت رسید.
خود سپهبد میراحمدی که در تمام این مدت فرمانده لشکر غرب بود می گوید: در کودتای 1299 من هم قسم رضاخان بودم و با فداکاری، شب و روزِ خود را صرف امنیت آن خِطه کردم، راه خوزستان را از طریق خرم آباد گشودم، عشایر را سرکوب کردم و همواره مورد تشویق رضاشاه بودم...
تا اینکه برای پاره ای مذاکرات به اجازه وی به تهران آمدم، او فوراً مرا به حضور پذیرفت و با مهربانی با تمام تقاضاهایم موافقت کرد، از وی اجازه خواستم که دو روز برای رسیدگی به کارهای خانوادگی در تهران بمانم، اول گفت: نه وجود شما در کردستان ضروری تر است ولی بعد اجازه داد.
من در این دو روز از بعضی دوستانم نیز دیدن کردم، اما روز دوم نزدیک غروب بود که به خانه آمدم اطلاع یافتم که از دربار چند بار تلفن کرده اند، در اولین فرصت شرفیاب شدم، دیدم رضاخان بقدری غضبناک است که تا حال او را چنین خشمگین ندیده بودم. به مجرد ورودم او هفت تیر را از روی میز برداشت و ضمن اینکه به من فحاشی می کرد با لوله هفت تیر محکم به روی سینه ام می کوفت و می گفت: همین جا تو را به درک می فرستم حالا به فکر زمینه سازی افتاده ای و اضافه کرد که فردا لازم نیست به محل مأموریت خود بروی در تهران بمان تا تکلیفت را روشن کنم. من در حالی که از ضربات لوله هفت تیر سینه ام به شدت درد می کرد به خانه رفتم و مدتی نگران بودم تا اینکه حکمی بدستم رسید که طی آن به «ریاست اصلاح نژاد اسبان ارتش » منصوب شده بودم !؟
هر چند ظاهر امر نشان می داد که بعضی درباره او گفته بودند که وی در فکر زمینه سازی برای کودتا است و رضاخان که از سایه خودش می ترسید یکباره 180 درجه نظرش از او برگشت اما واقع امر این است که چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمود: «مَن اَعانَ ظالماً سلّطهُ اللهُ علیه؛ هر کس به ظالمی کمک کند خدا همان ظالم را بر وی مسلط می گرداند.»
سپهبد میراحمدی کمک کرد تا رضاخان به حکومت رسید و آن همه ظلم و جنایت را کرد سرانجام خداوند هم رضا شاه ضالم را بر او مسلط کرد که این چنین خوارش نماید .

 

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • خاكي IR ۱۹:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۳/۱۹
    6 0
    قلمتون پر توان، ولي عزيز دل من، اگه كسي يه ذره به اين عقوبت ها معتقد بود، دنيا گلستون ميشد.
  • اكبر IR ۱۹:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۳/۱۹
    6 0
    بخدا عذاب خدا حقه آي مردم آي مسولين: بترسين از اين عذاب ها.... اكه به دين رسول الله معتقديد و پايبند و معتقد. التماي دعا...
  • غلامي IR ۱۹:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۱۹
    8 0
    قسمت مربوط به رضا شاهش ملموس تر بود.البته همش خوب بود.