در چنین شرایطی امام با اقدامات فرهنگی خویش، که از روشن بینی و علم الهی ایشان سرچشمه می گرفت، از گسترش افکار پوچ ملحدان جلوگیری کردند و معارف ناب اهل بیت را برای مردم بازگو نمودند. همزمان با سالروز ولادت امام حسن عسکری(ع)، در این زمینه با کارشناسان حوزه و دانشگاه گفتگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید:
** آزار و شکنجه خلفای عباسی
حجة الاسلام محمد عبداللهی، استاد حوزه و دانشگاه، با اشاره به اینکه دوران امامت امام حسن عسکری ؛ یعنی از سال 254 تا سال 260 هجری، با دوران خلافت سیزدهمین، چهاردهمین و پانزدهمین خلیفه عباسی یعنی معتزّ ؛ مهتدی و معتمد عباسی مصادف بود به خبرنگار قدس آنلاین می گوید: در این مدّت حضرت و یارانش تحت فشار خلفای بنی عباس بودند، تاجایی که حدود سه یا چهار بار امام را دستگیر و زندانی نمودند و حلقه محاصره را بر شیعیانشان که در سراسر حکومتشان پراکنده بودند تنگ کردند ، بنابراین شرایط برای امام و پیروان ایشان بسیار سخت بود.
وی می افزاید: فشار بر امام به حدی بود که حتی در زندان، جاسوسانی را بر ایشان گماشته بودند تا کوچکترین حرکت ایشان را کنترل کنند، البته حضرت با درایت و روشن بینی خاصی توطئه های دشمن را خنثی می کردند؛ ابوهاشم جعفری، یکی از یاران آن حضرت می گوید: با چند نفر در زندان بودم، ناگاه امام حسن(ع) را وارد زندان کردند، در این هنگام شخص بیگانه ای که از گروه «جمحی» بود، زندانی شده بود و ادّعا می کرد که از علویان است، امام حسن(ع) در غیاب او، به یارانش که در زندان بودند، فرمود: «این مرد جمحی از شما نیست، از او برحذر باشید، آنچه را گفته اید در نامه ای نوشته و آن را در میان لباس هایش پنهان کرده است تا آن را به خلیفه برساند». یکی از حاضران لباس های او را جستجو کرد، همان نامه را یافت که مطالب خطرناکی در مورد زندانیان در آن نوشته شده بود.
وی با بیان اینکه مهمترین دلیل این فشارها و سختگیریها علاقه شدید مردم به امام حسن عسکری (ع)، و نیز روایتهاى متواتر در باره قائم بودن فرزند امام عسکرى(ع)، بود تصریح می کند: در بحارالانوار آمده است وقتی حضرت از زندان معتمد آزاد شدند به خط خویش درباره عباسیان نوشته بودند: « می خواهند نور خدا را با پف دهان هایشان خاموش نمایند و خدا نور خود را به اتمام می رساند، هر چند کافران ناخوش داشته باشند».
* مبارزه با واقفیّه و غلات
حجة الاسلام عبداللهی با بیان اینکه امام یازدهم(ع)، چه در عصر پدر، و چه در دوران شش ساله امامت خود علاوه بر طاغوت ستیزی، همواره با فرقه هایی که به نام اسلام، به تحریف اسلام ناب می پرداختند ـ مبارزه می کردند و به طور مکرّر در مورد خطر آنها به شیعیان خود هشدار می دادند تاکید می کند: وجود این فرقه ها از یک سو، سدّ بزرگی فرا راه گسترش و رشد اسلام ناب بود و از سوی دیگر باعث تقویت دشمنان اسلام و طاغوت های زمان می شد.
وی با اشاره به اینکه واقفیّه فرقه ای بودند که به هفت امام اعتقاد داشتند و امامت امامان بعد از امام کاظم(ع) را قبول نداشتند، غُلات گروه دیگری از کژاندیشان و تندروها بودند که امامان را بیش از حدّ خود بالا می بردند، و در فکر و روش بر خلاف امامان(ع) حرکت می کردند می افزاید: امام حسن عسکری(ع) ، آنها را از خود طرد کرد، و شیعیان را از هرگونه گرایش و تمایل به آنها برحذر داشتند، و با کمال صراحت از آنها بیزاری جستند، حتی در نامه ای سرزنش آمیز خطاب به غلات و تندروها نوشتند: «من شما را افرادی افراطی می دانم که در پیشگاه خدا، دسته جدا کرده اید و در نتیجه در خسران و هلاکت افتاده اید. هلاکت و عذاب از آن کسی است که از اطاعت خداوند سرپیچی کند و نصیحت اولیای خدا را نپذیرد، با این که خداوند به شما فرمان داده که از خدا و رسول و اولی الامر، اطاعت کنید».
*موضع گیری در برابر منکران اسلام و دوگانه پرستان
حجة الاسلام عبداللهی با اشاره به موضع گیری امام حسن عسکری(ع) در برابر منکران اسلام و دوگانه پرستان خاطر نشان می کند: اسحاق کِنْدی، یکی از منکران اسلام و قرآن بود، و به عنوان دانشمند و فیلسوف عراق در بین مردم شهرت داشت، مخالفت او با اسلام به اندازه ای بود که تصمیم گرفت کتابی بر ضد قرآن بنویسد و به پندار خود تناقضات قرآن را در آن بیان کند. امام حسن عسکری (ع) از این موضوع اطلاع یافتند و یکی از شیعیانشان را که شاگرد اسحاق کندی در علوم ادبی و غیر مذهبی بود، به حضور طلبیدند و به طور محرمانه به او فرمودند: «سخنی به تو می آموزم، نزد اسحاق کِنْدی برو و همین سخن را به او بگو، البتّه نه بدون مقدّمه، بلکه نزد او برو او را در کاری که بر ضد قرآن شروع کرده، کمک کن. وقتی که با او دوست خصوصی و مأنوس شدی، به او بگو سؤالی به نظرم آمده می خواهم آن را از شما بپرسم، او می گوید بپرس، آن گاه به او بگو: «اگر گوینده قرآن (خداوند) نزد تو آید، آیا ممکن است که بگوید مراد من از آیات قرآن، غیر از آن معنایی است که تو گمان کرده ای، بلکه منظور من معنای دیگری است»؟اسحاق می گوید: آری چنین امکانی دارد.در این هنگام به او بگو: «تو چه می دانی، شاید منظور خداوند از آیات قرآن، غیر از آن معانی باشد که تو می پنداری».شاگرد مطابق دستور امام حسن(ع) نزد اسحاق کِنْدی رفت، و مدّتی او را در کارش یاری رساند، به طوری که کاملاً با او مأنوس شد، تا این که در فرصتی به او گفت: «استاد! آیا ممکن است که خداوند غیر از این معنایی را که تو از آیات قرآن فهمیده ای اراده کرده باشد»؟ استاد فکری کرد و سپس گفت: سؤال خود را دوباره بیان کن. شاگرد سؤالش را تکرار کرد.استاد گفت: «آری ممکن است که خداوند اراده معانی دیگری غیر از معنای ظاهری که ما می فهمیم، کرده باشد». سپس به شاگرد گفت: این سخن را چه کسی به تو یاد داده است؟ شاگرد پاسخ داد: به دلم افتاد، و از تو پرسیدم. استاد گفت: این کلام بسیار ارجمند و عمیقی است که بعید است از ناحیه تو باشد. شاگرد گفت: این سخن از امام حسن عسکری(ع) است، استاد گفت: «اینک حقیقت را گفتی، چنین مسایلی جز از خاندان نبوّت شنیده نمی شود». آن گاه استاد درخواست آتش کرد، و تمام آنچه را که درباره وجود تناقض در قرآن، تألیف کرده بود سوزانید و نابود کرد، در واقع امام با این برهان کوبنده، شبهه کندی را باطل کردندند و تمام راه های اثبات تناقض در قرآن را مسدود نمودند.
وی می افزاید: امام با دوگانه پرستان نیز به شیوه اصولی برخورد می کردند، برای مثال یکی از مسلمانان که پدرش دوگانه پرست بود، در ضمن نامه ای، از امام حسن(ع) خواست تا برای پدر و مادرش دعا کند. امام حسن(ع) در پاسخ او نوشتند: «رَحِمَ اللّهُ والِدَتِکَ، والتّاءُ مَنْقُوطَةُ»؛ خداوند مادرت را رحمت کناد، آگاه باش که تاء واژه والده دو نقطه دارد. یعنی خیال نکنی که به جای تا، یاء است و برای پدرت نیز دعا کرده ام، بلکه فقط برای مادرت دعا کردم، زیرا برای دو گانه پرستان دعا نمی کنم.
* تاسیس سازمان وکالت
حجة الاسلام محمد هادی یوسفی غروی، استاد حوزه و دانشگاه نیز در گفتگو با قدس آنلاین با اشاره به اینکه امام عسکرى(ع) تحت مراقبت شدید دارالخلافه قرار داشتند و خلفای عباسی تصمیم قطعی گرفته بودند که به هر طریق، به قضیه امامت شیعه پایان بخشند تصریح می کند: مراقبت نسبت به امام عسکرى (ع) آن چنان شدید بود که شب هنگام و بى خبرانه به خانه حضرت هجوم مى بردند و آن جا را تفتیش مى کردند؛ بدیهی است در چنین شرایطی ارتباط مستقیم مردم با امام ممکن نبود، از سوی دیگر قرار بود پس از ایشان امام ظاهری نباشد بنابراین امام یازدهم بوسیله سازمان مخفی وکالت، با شیعیان در ارتباط بودند و آن ها را به وسیله وکلا و نمایندگان خود راهنمائی می کردند، حتی امام در نزد وکلای خود نمونه خط و امضایی داشتند که به وسیله آن، نامه امام را می شناختند. وی اضافه می کند: با ارتباطى که بین امام و وکلا به وجود آمد، سعى شد تا راهنمایى هاى لازم دینى و سیاسى ارائه شود و افرادى با پیشینه علمى و ارتباط محکم با امامان پیشین یا با خود آن حضرت براى وکالت گمارده مى شدند، و در نامه خود به وکلا توصیه مى کردند که نامه ها و مراسلات را از شیطان ها پوشیده نگهدارند و به شیعیان برسانند، در نتیجه مردم خیلی از مسائلشان را از طریق مکاتبه و یا تماس با وکلای امام با حضرت مطرح می کردند، در واقع سازمان وکالت، موجب آمادگی شیعه شد تا با مراجعه به علما مشکلات خود را حل کنند.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به یکی از نامه های آن حضرت به شیعیان می گوید: مسعودی از محمد بن عبیدالله روایت کرده که گفت: من روزی برای امام حسن عسکری نامه نوشتم، آن حضرت را از اختلافات شیعیان و دوستان خبر دادم از آن بزرگوار خواستم که دلیلی اظهار کند، در جوابم نوشتند: خدای سبحان با مردم عاقل گفتگو می کند، هیچ کسی به اندازه خاتم پیامبران دلیل و برهان نیاورده، ولی آن مردم می گفتند: رسول خدا جادوگر و دروغگو است و خدا هم هدایت کرد آن افرادی را که باید هدایت کند، آری دل بیشتر مردم به وسیله دلیل و برهان تسکین پیدا می کند، موقعی که خدا به ما اجازه دهد تکلم می کنیم، وقتی که ما را ممنوع کند ساکت می شویم. اگر خدادوست نمی داشت که حق را ظاهر و آشکار کند پیغمبران مژده دهنده و ترساننده را نمی فرستاد که در اوقاتی با حال ضعف و قوت حق را آشکار کنند و در اوقاتی سخن می گویند تا امر خدا اجرا شود و حکم پروردگار برای طبقات مختلف مردم نافذ گردد، کسی که بینا باشد راه نجات را طی کند، به لطف حق چنگ می زند به شاخه محکمی چنگ خواهد زد، شک و ریبی نخواهد داشت و غیر از من پناهگاهی برای او نمیباشد. طبقه دیگری هستند که حق را از اهل حق نمی گیرند، آنان نظیر مسافر دریا هستند که در موقع موج دریا موج می زنند و در موقع سکون دریا ساکن می شوند. طبقه دیگری هستند که شیطان بر آنان مسلط شده، آنان کافر و ذاتاً حسودند، افرادی را که این طرف و آن طرف می روند رها کن، زیرا چوپان موقعی که بخواهد گوسفندان خود را جمع کند با مختصر تلاشی آنها را جمع خواهد کرد، راجع به اختلاف دوستان ما نوشته بودید، موقعی که (درباره امر امامت) وصیت و کتاب هایی در بین باشد جای شک و تردیدی نخواهد بود، کسی که در مجلس قضاوت بنشیند، به قضاوت اولی و سزاوارتر است. آن افرادی را که بایدمحافظت کنی نیکو محافظت کن، از طلب ریاست و فاش کردن اسرار برحذر باش زیرا این دو موضوع انسان را به وادی هلاکت خواهد کشید.
۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۵:۱۴
کد مطلب: ۱۸۹۲۴۵
قدس آنلاین- زهرا دلپذیر: دوران امامت امام حسن عسکری(ع)، با محدودیتها و دشواری های بسیاری روبه رو بود، از یک سو خلفای عباسی، حلقه محاصره خود را بر امام و شیعیان تنگ کرده و مانع از فعالیت های اسلامی می شدند و از سوی دیگر فرقه های الحادی با شیوه های مختلف سعی در خدشه دار کردن اسلام داشتند.
زمان مطالعه: ۱ دقیقه



نظر شما