تحولات منطقه

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: بغداد به لحاظ نقشه و طرح، بیانگر شیوه اسلامی در شهرسازی و نمونه پیشرفته ای است که عباسیان با اهتمام هرچه تمام، در تأسیس پایتخت خود شیوه ای ابتکاری در پیش گرفته اموال فراوانی در راه تأمین امنیت و تحقق سیادت خویش هزینه کردند و تلاش های گسترده ای در این راه مبذول داشتند

قصر خلیفه 160 هزار ذراع و مسجد جامع 40 ذراع!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه
این شهر را منصور دوانیقی، دومین خلیفه عباسی (136-158 ﻫ / 754-775 م)، ساخت و در سال 656 ﻫ / 1258 م با حمله مغول که دولت بنی عباسی را به پایان برد، منهدم شد. گویی پایتخت عباسیان، عنوان دولت این سلسله است. چه تا زمانی که این خاندان بر جهان اسلام خلافت می کردف بغداد نیز رونق داشت.

مکان یابی و نام گذاری شهر
دلایل سیاسی، اقتصادی، استراتژیک و جغرافیایی عباسیان را واداشت تا مکانی را برای پایتخت حکومت خویش برگزینند که از دمشق، مرکز خلافت امویان، و کوفه، مرکز تجمع شیعیان علوی، دور، و به ایرانیان، که آنان را یاری کرده و عامل اصلی پیروزی و تشکیل دولت اینان بودند، نزدیک باشد. از سوی دیگر در موقعیتی زیبا و خوش آب و هوا واقع شود و به لحاظ نزدیکی به دو رودخانه بزرگ دجله و فرات، بر تجارت جهانی سیطره و اشراف داشته باشد؛ چنان که یعقوبی در این باره می گوید: «کاروان های تجاری از راه دریا و زمین به آسانی هر چه تمام تر به بغداد می آیند... کالاهایی از هند، سند، چین، تبت، ترکستان، دیلم، خزر، حبشه و سایر نقاط عالم به این شهر آورده می شود.» همین امر رفاه و آسایش برای اهالی به همراه می آورد. منصور می گفت: «جایی می خواهم که مردم با آن خو گیرند و با من و مردمان سازگار باشد. قیمت کالاها در آنجا افزایش نیابد و مخارج زندگی برای مردم گران نباشد.»
برخی از مورخان گفته اند که بغداد پیش از اینکه پایتخت شود یک قریه قدیمی از آن یکی از پادشاهان ایرانی بود و برخی از آثار آن تا قرن سوم هجری باقی بوده است. نام گذاری شهر ریشه ایرانی دارد. این واژه از دو بخش تشکیل می شود: باغ به معنی بوستان و داد که نام صاحب این باغ بود. گفته اند: بغ نام بتی بود، و داد به معنی بخشش. بدین ترتیب بغداد یعنی بت آن را به من داد. برخی گفته اند: بغ نام پادشاه چین بود. بازرگانان برای خرید و فروش کالا به بازار بغداد می آمدند. آنان به هنگام کسب سود می گفتند: «بغ داد» یعنی سودی که نصیب آنان شده عطای شاه چین، بغ، است. منصور شهر خود را مدینه السلام نامید.
بغداد را زوراء هم می نامیدند. از آن روی که دجله به هنگام عبور از این شهر دچار انحراف می شود یا بدان دلیل که وقتی منصور آنجا را ساخت، درهای داخلی نسبت به درهای بیرونی انحراف داشت.

طراحی و ساخت بغداد
منصور پس از انتخاب جا و نقشه شهر و مشورت با منجمان در خصوص تعیین زمان شروع عملیات ساختمانی بغداد، مهندسان، کارگران، بنایان، آهنگران، صنعتگران و متخصصان دیگر رشته ها را از سراسر جهان اسلام فرا خواند. چنان که شمارشان به صد هزار مهندس و کارگر می رسید. شماری از معتمدان معروف به علم و امانت نیز بر عملیات ساختمانی نظارت و اشراف داشتند. از جمله می توان برخی از فقهاء و دانشمندان همچون ابوحنیفه، حجّاج بن ارطاه و عمران بن وضّاح را نام برد.
منصور در ابتدا می خواست نقشه شهر را ببیند؛ لذا دستور داد تا خیابان ها و راه ها را با خاکستر نمایان ساختند. سپس بر خطوط خاکستری پنبه دانه نهاده و نفت ریختند و آتش زدند و او نقشه شهر را به عیان دید؛ سپس پی ساختمان ها را در محل های خاکستری کندند.
در واقع نقشه بغداد مدوّر بود. از این رو وقتی این طرح اجرا و شهر ساخته شد، شهر مدور نام گرفت. دارالخلافه، مسجد جامع، مرکز نیروهای امنیتی و انتظامی، خانه های فرزندان خلیفه، خدمتکاران و بردگان، کاخ های امرا و دولتمردان، دیوان های حکومتی، بیت المال و مطبخ عمومی در وسط شهر قرار گرفتند و بازارها و خانه های مردم در اطراف آن. چهار خیابان بزرگ کشیده شد که از جنوب شرقی به شمال غربی و از جنوب غربی به شمال شرقی، شهر را قطع می کرد. این خیابان ها به چهار دروازه شهر منتهی می شد که رفت و آمد فقط از طریق آن ها صورت می گرفت؛ زیرا شهر را دیواری در بر داشت که مانع ورود و خروج افراد می شد. این دروازه ها عبارت بودند از:
دروازه خراسان که دروازه دولت هم نامیده می شد؛ زیرا دولت عباسیان از خراسان آمد. این دروازه در شمال شرقی شهر قرار داشت و در مقابل آن دروازه کوفه بود. دروازه بصره، که به سوی شهر بصره باز می شد، در جنوب شرقی بغداد و دروازه شام در مقابل آن قرار داشت.
منصور مجلس خود را بر روی طاق دروازه خراسان قرار داد که بر دجله اشراف داشت. راه ها و کوچه هایی از خیابان های اصلی منشعب می شد. عرض خیابان اصلی پنجاه ذراع بود. در حالی که خیابان های فرعی فقط 16 ذراع عرض داشت. قطر شهر مدور 2200 ذراع بود. بغداد را از خشت ساختند. هر خشت در ابعاد یک ذراع در یک ذراع بود و 116 رطل وزن داشت. هزینه ساخت مسجد، قصر خلافت، بازارها، خندق ها، دیوارها و دروازه ها «چهار میلیون و هشتصد و سی درهم» شد. هر استاد بنا روزانه یک قیراط نقره، و هر روز مزد، دو نخود اجرت داشت.
منصور قصر خود را که قصرالذهب نامید، در مقابل مسجد جامع ساخت. مساحت آن 160 هزار ذراع می شد. در حالی که مسجد جامع 40 ذراع مساحت داشت. او عملیات ساختمانی بغداد را در سال 145 ﻫ / 762 م آغاز کرد و چهار سال تمام بدان مشغول بود.
خلیفه می خواست از فشار نیروهای خود بر بغداد بکاهد. از این رو به پاس خدمات فرماندهان و بزرگان دولتمردان خویش زمین هایی را که قطایع نامیده شد، به آنان اقطاع داد. قطایع آباد شد و جمعیت زیادی را در خود جای داد. هر یک از این قطعه ها به نام شخص یا گروهی موسوم شد که در آنجا زندگی می کردند. راه ها و کوچه های بغداد به شش هزار می رسید و سی هزار مسجد و ده هزار حمام داشت. از این تأسیسات برای ساکنان هر محله به میزان کافی وجود داشت. مغازه ها نیز در محلات توزیع شده بود. خیابان ها و کوچه های بغداد به نام فرماندهان، رجال، اعیان و اشراف شهر نام گذاری شد.
منصور بنا به دلایل امنیتی در مقابل بغداد که در ساحل غربی دجله واقع بود رصّافه را در ساحل شرقی رودخانه ساخت. خلیفه از شورش سپاهیان بر ضد خویش هراس داشت. دولتمردان او را در ساخت رصّافه تشویق کرده گفتند: «فرزندت، مهدی را از رودخانه بگذران و او را در ساحل شرقی سکونت ده. گروهی از نیروهای سپاهت را با او همراه ساز که این شهری باشد و آن شهری دیگر که اگر کار این طرف به تباهی کشد، دفع ایشان به مردم آن سو توان کرد...» رصّافه عملاً سربازخانه منصور شد و بغداد شرقی نام گرفت. منصور در رصّافه قصر، خندق و دیواری ساخت؛ چنان که یک مسجد، یک میدان و بوستانی هم برای آنجا درست کرد. رصّافه به تدریج آبادان شد و خانه های بزرگ، باغ ها و تفریحگاه ها در آن پدید آمد. چهار هزار کوچه داشت و پانزده هزار مسجد و پنج هزار حمام. منصور ساخت رصّافه را در سال 151 هجری آغاز کرد.
منصور وقتی متوجه معایب شهر بزرگ خویش شد که یکی از سرداران روم به دیدار او آمد. وی ضمن ستایش شهر به سه عیب آن اشاره کرد: دوری از آب، کمبود فضای سبز و زندگی رعیت در نزدیکی حاکم. چون سردار رومی بغداد را ترک کرد، منصور بفرمود تا دو کانال از دجله به شهر کشیدند و منطقه عباسیه را درختکاری و مردم را به کرخ منتقل کرد.
عملیات ساختمانی محله کرخ از سال 157 هجری به دست ربیع بن یونس در غرب شهر مدور آغاز شد. منصور هزینه آن را از اموال خاص خود پرداخت و بازارهای بغداد را به آنجا منتقل کرد تا منطقه تجاری پایتخت عباسیان باشد. نقشه کرخ را ابتدا بر روی قطعه پارچه ای کشیدند و موقعیت بازارها و مسجد را نمایان کردند. هر بازاری به یک پیشه اختصاص یافت. کرخ گسترش پیدا کرد و بخش جنوبی بغداد غربی را در بر گرفت. بدین ترتیب مدینه السلام منصور از سمت جنوب و شرق گسترش پیدا کرد. پلی که از قایق ها ساخته شده بود، دو بخش شرقی و غربی را به هم وصل می کرد. بغداد در دوره هارون و مأمون تراکم جمعیتی زیادی داشت با ده کیلومتر طول و 9 کیلومتر عرض. در نتیجه در مقایسه با شهرهایی چون پاریس، قسطنطنیه و روم در دو قرن نهم و دهم میلادی بزرگ ترین شهر جهان بود.

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha