تحولات منطقه

قدس آنلاین-سیدهادی میرآقایی:ابوحامد محمد بن محمدغزالی توسی ملقب به حجت الاسلام درسال 450هـ.ق/ 1058م دریکی ازروستاهای خراسان به نام طابران چشم به جهان گشود. او و برادرش در سنین نوجوانی برای تحصیل وامرارمعاش به شهرجرجان (گرگان امروزی) رفتندودراین شهرازمحضرابونصر اسماعیل جرجانی استفاده بردند.سپس به توس ونیشابوررفتند

اردت نامه امام محمد غزالی به حضرت علی بن موسی الرضا (ع)
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

.درسال484ه.ق غزالی ازطرف خواجه نظام الملک به سمت استادی وریاست نظامیۀ بغدادمنصوب گشت . چهارسالی دراین مدرسه بودتا انقلابی درونی باعث ترک مدرسه گفت وسفرده ساله ای درسرزمین های شام ،حجاز و بیت المقدس کرد درسال 498ه.ق به بغداد برگشت درسال 503 ه.ق غزالی به لشکرگاه سلطان سنجراحضارگردید1، زیرا به مخالفت با ابوحنیفه –امام اهل سنت –متهم شده بود.غزالی ازتوس به مشهد رفت وازآن جابه سلطان که درتروغ (روستایی نزدیک مشهد کنونی )اردوزده بود نامه ای نوشت ودرآن ضمن عذرخواهی ازحاضرنشدن درتروغ به دلیل سوگندی که برتربت پیامبر یاد کرده بود، آن چه در دفاع ازخود و اهل توس و نصیحت سلطان لازم می دید درنامه نوشت. 1
سرانجام غزالی درچهاردهم جمادی الاخرسال 505ه.ق چشم ازجهان فروبست .
نزدیک به صد اثرکوچک و بزرگ به زبان عربی و فارسی درفقه ،حدیث ،اخلاق ،فلسفه ،کلام وعرفان به او نسبت داده اند که ما به نام چند کتاب همه اوبسنده می کنیم :
1-المنحول فی تعلیق الاصول2- احیاء العلوم 3- کیمیای سعادت 4- المنقذ من الضلال 5-
نصیحه الملوک 6- تهافت الفلاسفه
ارادت غزالی -علی رغم شافعی مذهب بودنش- به ائمۀ اطهار(علیهم السلام) درآثارش هویداست. درکیمیای سعادت هرگاه می خواهد نام امامان معصوم (علیهم السلام )راببرد با «رض» و «کَرّمَ الله وَجهَه»«رضی الله عنه»یاد می کند وازامام حسن (ع) وامام حسین (ع)با نام «فرزندان رسول (ص)» و«ابن رسول الله »یاد کرده است .درمبحث« سماع» سخن پیامبر را که به حضرت علی (ع)گفت:«توازمنی ومن ازتو»آورده ، یا در«فضایل الانام» که مجموعه نامه های غزالی است؛ زمانی که سلطان سلجوقی ازاو می خواهد به درباراو بیایدغزالی درجواب سلطان می نویسد« برسرمشهد ابراهیم خلیل صلوات الله علیه عهد کرد که پیش هیچ سلطانی نرود و مال سلطان نگیرد ومناظره و تعصب نکند» وبه این دلیل که در مشهدالرضا(ع)است.
نمی توانم به بارگاه بیایم وازهمان مشهدالرضا (ع) نامه ای می نویسد وسلطان را تحت تاثیرقرارمی دهد.ازمرقدعلی بن موسی الرضا(ع) باعنوان «مجلس عالی» یاد می کند و یا درنامه مزبورکه از امام رضا(ع)می خواهد که شفیع باشد« فرزندرسول شفیع باش تا ایزد تعالی ملک اسلام را درمملکت دنیا از درجۀ پدران خویش بگذارند و در مملکت آخرت به مرتبۀ سلیمان علیه السلام را نگاه دارد»2

غزالی درقسمت های مختلف کتاب «کیمیای سعادت » به مناسبت موضوعات کتاب داستان ها وجملاتی را ازاهل بیت (علیهم السلام ) آورده است .
غزالی علامت خوی نیکو را ، تحمل و بردباری می داند و به همین مناسبت داستانی را از امام رضا (ع)نقل کرده « وعلی بن موسی الرضا(ع)را رنگ سیاه بود و بر درسرای وی اندر نیشابور گرمابه ای بودکه چون اندرگرمابه شدی ،خالی بکردندی .یک روزگرمابه خالی بکردند و وی اندرگرمابه شد و آن گرمابه بان غافل ماند.روستایی فروگرمابه شدوی رادیدپنداشت ازخادمان گرمابه است .گفت :«خیزآب بیاور»بیاورد.دیگرگفت :«خیزگل بیاور»بیاورد.همچنین وی راکارهمی فرمود و وی همی کرد. چون گرمابه بان بازآمدوآوازروستایی شنیدکه باوی حدیث می کرد،ترسیدوبگریخت .چون به درآمدگفتند:«گرمابه بان بگریخت ازبیم این واقعه .»گفت :«بگومگریز »3
مورخان درمنابع مهم این داستان را باکمی تفاوت نقل کرده اند ازجمله :ابن شهرآشوب در«مناقب آل ابی طالب»داستان رااین گونه نقل می کند:
روزی داخل حمام مردى غریب و ناشناس که مى‏خواست کسى بدنش را کیسه بکشد، نگاهى به اطراف انداخت و چشمش به رخسار پر مهر امام هشتم(علیه السلام) افتاد، آنگاه از امام خواهش کرد که: آقا اگر ممکن است پشتم را کیسه بکشید؟ امام رضا(علیه السلام) هم بدون هیچ گونه تکبّرى، خواستۀ آن مرد ناشناس را بر آورده کردند و کیسه را به دست گرفته و او را شست و شو دادند.. در این بین افرادى وارد حمام شدند و بر آن حضرت با خطاب یابن رسول الله سلام کردند.. آن مرد غریب که متوجّه اشتباه خود شده بود، با دستپاچگى از جاى برخاست و از حضرت معذرت ‏خواهى کرد.. ولی حضرت به او امر کردند که بنشین تا کارم تمام شود و همینطور هم شد.4
غزالی پس ازاین که درسال 497ه.ق به مکه سفرمی کند دگرگون می شود و دچارانقلاب روحی می شود، این ادعا را می توان بانامه ای که به سلطان سنجرسلجوقی نوشته ،و درادامۀ این مطلب می آید، به اثبات رساند. درنامه نوشته که درکنارخانۀ کعبه و درکنارمرقد حضرت ابراهیم (ع) عهد می کند پیش هیچ سلطانی نرود و مال سلطان نگیرد و مناظره وتعصب نکند.ازآن مهم تردرادامۀ نامه می نویسددرکنارمشهدالرضا(ع) هستم و بار دیگرتجدید بیعت می کنم. و امام رضا(ع) را مخاطب قرارمی دهد و از آن امام عزیزطلب شفاعت می کند و این نشانۀ ارادت او به امام رضا است. می دانیم غزالی ظاهربین نیست وتحت تاثیراحساسات نمی شوداین جملات ازعمق وجود او برآمده است .زیراغزالی درموردعلاقۀ شدیدخودبه کشف حقیقت می نویسد«عشق تحقیق وکنجکاوی درنهادمن سرشته بود.تشنگی باادراک حقایق ازجوانی بامن همراه بودازدیربازبه دریافت حقیقت هرچیزی تشنه بودم این تشنگی اختیاری من نبود؛بلکه فطری وجبلی من بود.من ذاتاغریزۀ تقلیدوتعبدنداشتم ،روحم به تقلیدآرام نمی گرفت وبه پیروی این وآن بدون دلیل بسنده نمی توانستم کرد ازاین روپیوسته درپی اجتهادوحقیقت جویی بودم .همواره فکرمی کردم ومی خواستم هرچیزی راچنان که هست دریابم .»5 غزالی نه تنهادرسخن گفتن ،چنین نبودبلکۀ زندگی علمی اوچنین نشان می دهدوچنین شخصی بابینش علمی سه مکان رامقدس می دانست :کعبه،مشهدابراهیم ،ومشهدامام رضا (ع) وحضوردرمشهدالرضاونوشتن جواب نامۀ پادشاه سلجوقی دراین مکان به جای حضوردربارگاه سلطان ،حکایت ازارادت اوبه امام رضا(ع)است.
یادداشت ها
1- ، فرارازمدرسه ،عبدالحسین زرین کوب ،انتشارات امیرکبیر،چاپ نهم ،1378ص60
2-مجموعه مکاتیب فارسی غزالی تصحیح عباس اقبال،کتابفروشی ابن سینا،1333 ، ص5ومجلۀ دانشکدۀ ادبیات تهران،شمارۀ 2 سال اول ،ص5
3- کیمیای سعادت ،ج2،ص25
4- مناقب آل ابی طالب ،ج4،ص362
5- غزالی نامه ،ص232به نقل از مجلۀ تاریخ پژوهی ، سال یازدهم ،زمستان 1388شمارۀ 40-41،صص159-160
 

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha