تاریخ، رسالت خود را وامدار زنانی است که در هنگامه فروپاشی ظاهری یک جبهه، فرماندهی نبردی بزرگتر را بر عهده گرفتند؛ نبرد برای بقای حقیقت. در رأس این قله شکوهمند، نام عقیله بنیهاشم، حضرت زینب کبری(س) میدرخشد؛ بانویی که پیام عاشورا را از قتلگاه تا کاخ ستم بر دوش کشید و با ذوالفقار بیان، ماشین پروپاگاندای اموی را درهم شکست.
در سالروز عروج این اسوه بصیرت، به جای بازخوانی صرف رنجهای او، بر آن شدیم تا نقشه راه فرماندهیاش در جنگ روایتها را رمزگشایی کنیم. اینکه چگونه آن «عالمه غیرمعلمه» شرایط سخت پس از نبرد را به فتح ابدی تبدیل کرد و امروز چگونه میتوان از مکتب او برای عبور از فتنههای شناختی بهره برد، موضوعی است که ابعاد آن را در گفتوگو با معصومه ظهیری، دبیر ستاد راهبری زن و خانواده حوزه علمیه، جویا شدهایم.

از رنج زینب(س) تا جنگ روایتها
برای درک اینکه چگونه رسالت حضرت زینب(س) پس از عاشورا، الگویی بیبدیل برای پیروزی در جنگ روایتهاست، ابتدا باید ماهیت این نبرد را در دنیای امروز بشناسیم. خانم ظهیری در همین راستا با اشاره به تغییر ماهیت تهدیدها در عصر حاضر میگوید: ما در میانه پیچیدهترین نبردهای تاریخ ایستادهایم. دشمنی که روزگاری پشت مرزهای فیزیکی میجنگید، امروز با سلاح تصویر و ادراک به درون خانهها و ذهنهای ما نفوذ کرده است. خطرناکترین بمب در زرادخانه استکبار، دیگر کلاهک هستهای نیست، بلکه بمبی است که در ادراک ما منفجر میشود بدون آنکه حتی شیشهای بشکند. ما با یک اشغالگری نامرئی مواجهیم که با ایجاد احساس درد و تزریق حس ناامیدی نسبت به آینده، ارادهها را فلج میکند.
وی با اشاره به شکستهای تاریخ اسلام که ریشه در جنگ روانی داشتند، میگوید: بسیاری از پیروزیهای نظامی ما، نه به دلیل قدرت دشمن، بلکه به خاطر ضربه به مغز و ادراک جبهه حق در جنگ نرم از دست رفتند. پرده اول، جنگ احد است. مسلمانان در آستانه پیروزی قطعی بودند اما یک شایعه ورق را برگرداند: «مُحَمَّدٌ قَدْ قُتِلَ»، محمد(ص) کشته شد؛ این یک فروپاشی ادراکی بود. طبق نقل ابنهشام در السیرة النبویه، بسیاری با شنیدن این خبر، دست از جنگ کشیدند. دشمن با یک خبر جعلی، پیروزی نظامی ما را به ناکامی تلخی تبدیل کرد.
ظهیری ادامه میدهد: پرده دوم، جنگ صفین است. مالکاشتر به چند قدمی خیمه معاویه رسیده بود. معاویه که در نبرد سخت بازنده بود، به جنگ نرم رو آورد و قرآنها را بر نیزه کرد. این یعنی استفاده از مقدسات برای خلع سلاح حق. یاران امیرالمؤمنین(ع) دچار خطای محاسباتی شدند و با شعار «ما با قرآن نمیجنگیم» شمشیر را بر گلوی امام خود گذاشتند. طبق نقل نصر بن مزاحم در واقعه صفین، آنها امام را تهدید به قتل کردند. معاویه با جنگ نرم، پیروزی قطعی را به حکمیت و شکستی سیاسی مبدل کرد.
قیام یک زن در غبار فتنهها
دبیر ستاد راهبری زن و خانواده حوزه علمیه میگوید: پرده سوم، صلح امام حسن(ع) است. معاویه استاد ترور شخصیت و خرید ادراک بود. او با پول و پروپاگاندا، جبهه امام را از درون متلاشی کرد. پرده چهارم، کوفه است که ابنزیاد با جنگ روانی، دروغ «لشکر شام در راه است» و تهدید، مردم را دچار خطای محاسباتی کرد و شهر را بدون نبرد نظامی به تصرف درآورد.
این استاد حوزه و دانشگاه پس از برشمردن این شکستها، به نقطه اوج بحث میپردازد: اما در تاریخ اسلام، شخصیتی وجود دارد که به تنهایی تمام نقشههای جنگ نرم دشمن را نقش بر آب کرد: حضرت زینب کبری(س). ایشان شخصیتی عادی نبود بلکه وارث رسالت انبیا و ولایت و تربیتیافته مکتب وحی بود. او همان بانویی است که امام سجاد(ع) در وصف علم الهیاش فرمودند: «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ، فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ» (تو به لطف الهی دانا هستی، بیآنکه آموزش دیده باشی). همین علم لدنی، پشتوانه اصلی ایشان برای فرماندهی جهاد تبیین در سختترین شرایط بود. پس از عاشورا، سازوکار تحریف اموی، شهدا را خارجی و شورشی علیه خلیفه معرفی میکرد. این یک عملیات روانی سنگین برای وارونهسازی حقیقت بود. اما حضرت زینب(س) با فرماندهی حکیمانه خود، از ابزار دشمن علیه خودش استفاده کرد. ایشان با خطبه آتشین خود در کوفه که با «یا أَهْلَ الْکُوفَةِ، یا أَهْلَ الْغَدْرِ وَ الْخَتْلِ...» آغاز شد، وجدانهای خفته را بیدار کرد و مارپیچ سکوت را شکست. ایشان مجلس جشن یزید را به مجلس عزای او تبدیل و حافظه تاریخی مردم را زنده کرد.
زیبایی؛ شمشیر کلام در قلب شام
ظهیری تصریح میکند: اوج فرماندهی ایشان در جنگ ادراکی، در یک جمله خلاصه میشود. وقتی ابنزیاد با تکبر گفت: «دیدی خدا با برادرت چه کرد؟» حضرت زینب(س) با جمله «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» (جز زیبایی چیزی ندیدم) تمام اتاق فکر اموی را منهدم کرد. اما این تنها قله جهاد تبیین ایشان نبود. در اوج اسارت در مجلس یزید، با اقتدار کامل در برابر او ایستاد و شکست ابدی او را با این کلمات اعلان کرد: «فَکِدْ کَیْدَکَ، وَ اسْعَ سَعْیَکَ... فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا» (هر نیرنگی داری به کار گیر، اما به خدا سوگند نمیتوانی یاد ما را محو کنی). این جمله، اعلان پیروزی در جنگ روایتها بود و اثبات این اصل که تاریخ را فاتحان میدان نمینویسند، بلکه صاحبان روایت میسازند. دشمن میخواست ایشان را تحقیر کند، اما زینب(س) از موضع اسارت، یزید را به انفعال و عذرخواهی کشاند. ایشان با خواندن آیه ۱۰ سوره روم که میفرماید: «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَی أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ...» ریشه جنایت یزید را نه قدرتش، بلکه کفر پنهان و سقوط اخلاقی او معرفی کرد و هیمنه دشمن را شکست.
این استاد حوزه و دانشگاه اضافه میکند: این همان درسی است که نشان میدهد حضرت زینب(س) به ما آموخت حتی در سختترین شرایط، اگر بصیرت و سواد رسانهای داشته باشیم، میتوان یک غلبه تمامعیار دشمن در میدان نبرد را به یک پیروزی ابدی در تاریخ تبدیل کرد. حقیقت شخصیت ایشان را نباید فقط در اشک خلاصه کرد؛ ایشان فرمانده اتاق جنگ نرم جبهه عاشورایی بود و این الگو، نه فقط یک خاطره تاریخی، که یک استراتژی زنده برای امروز است. این همان درسی است که نشان میدهد چرا نباید مقابل استکبار کوتاه آمد. تاریخ معاصر با مثالهای لیبی، عراق و... ثابت میکند استکبار به دنبال خلع سلاح ملتهاست و هر ملتی زانو زد، نابود شد. بنابراین، مقاومت یک تدبیر حیاتی برای بقاست.
مکتب زینب(س)؛ نقشه راه عبور از بحران
اینجاست که این تحلیل تاریخی به یک پرسش بنیادین پاسخ میدهد: اگر تسلیم، مسیر نابودی است، نیروی مقاومت از کجا تأمین میشود؟ این کارشناس دینی با اشاره به منبع قدرت درونی حضرت زینب(س) میگوید: راز صلابت حضرت زینب(س) در کاخ یزید چه بود؟ او با ایمان قلبی به بشارتهای خداوند، پایان این ماجرا را میدید. این همان بصیرتی است که از سنتهای الهی نشأت میگیرد؛ سنتی که میگوید ظلم پایدار نیست و قدرت باطل، پوشالی و رفتنی است. حضرت زینب(س) در اوج قدرت ظاهری دشمن، افول قطعی او را میدید و به همین دلیل با اطمینان، یزید را تحقیر کرد. امروز نیز هیمنه استکبار، مبتنی بر تزئین و جنگ روانی است، نه قدرت واقعی. در مقابل، قدرت جبهه حق شاید در ظاهر تحت فشار باشد، اما چون ریشه در حقانیت و وعدههای الهی دارد، رو به رشد و بالندگی است. این همان منطقی است که میگوید «خون بر شمشیر پیروز است» که در مکتب عاشورا آموختهایم.
وی در تشریح راهکارهای عملی برای پیروزی در این نبرد میافزاید: برای ایفای نقش در این نبرد آخرالزمانی، باید به سه اصل زینبی بازگردیم. گام نخست، تقوای فردی و بندگی خالصانه است. حضرت زینب(س) حتی در شب یازدهم محرم نماز شبش ترک نشد. این اتصال عمیق با خداوند، همان «سد نفوذ» است که قلب را در برابر شبهات و ناامیدیها بیمه میکند. قرآن فاتحان آخرالزمان را «عِباداً لَنا» معرفی میکند و این راه با تقویت بندگی آغاز میشود. گام دوم، جهاد تبیین با بصیرت زینبی است. صبر حضرت زینب(س)، صبری منفعلانه و از سر ناچاری نبود؛ بلکه مقاومتی آگاهانه، آمیخته با اعتراض و مسئولیت اجتماعی بود. ما نیز باید در برابر «جهاد تزئین» دشمن که دروغ را زیبا جلوه میدهد، راویان صادق حقیقت باشیم و اجازه ندهیم غبار تحریف، چهره واقعیت را بپوشاند. سکوت در برابر تحریف، خیانت به حقیقت است. گام سوم، جهاد خدمت و تلاش برای امت است. یک جامعه قوی و مقاوم، بهترین پاسخ به دشمنی است که حیات خود را در ضعف ما میبیند.
استاد ظهیری در پایان تأکید میکند: حضرت زینب(س) ثابت کرد یک زن، در عین حفظ کرامت و عفت میتواند محور بیداری تاریخی یک امت باشد و حتی در بند اسارت، یک امپراتوری را با سلاح حقیقت به زانو درآورد. امروز، ذوالفقار ما، زبان و بیان ماست. ما فرزندان مکتبی هستیم که در آن شکست، مقدمه فتح است و رنج، پل رسیدن به همان زیبایی که عقیله بنیهاشم(س) در قلب کربلا مشاهده کرد. ما به قله نزدیکیم و همانند اسوه خطشکن خود، با قدرت تبیین، شرایط را به نفع حقیقت تغییر خواهیم داد.





نظر شما