رسالت انتقال مفاهیم عمیق دینی به نسل جدید، بیش از هر زمان دیگری نیازمند هنر «مخاطبشناسی» است. وقتی تشبیه معنویت به «کود» در کلاس درس، نه تنها راهگشا نیست بلکه به سوژهای برای تمسخر بدل میشود، زنگ خطر یک گسست ارتباطی جدی به صدا درمیآید. این چالش، متوجه نیت خالص گوینده نیست، بلکه شیوههای بیانی را هدف میگیرد که با دنیای ذهنی نوجوان امروز بیگانه است.
در ادامه، یادداشت تأملبرانگیز حمید بُردخونی، دبیر مطالعات اجتماعی، را در همین خصوص میخوانید.
وارد کلاس شدم. کیف را روی میز گذاشتم. سلام کردم. میخواستم حضور- غیاب بکنم که بچهها گفتند «حاجآقا بهمون گفته کود بخورین!».
منتظر ماندم بیشتر توضیح بدهند. یکیشان گفت «بهش گفتم انسانی باشه یا حیوانی؟». دیگری گفت «آقا! من بهش گفتم با آب بخوریم یا چیز دیگه؟».
یکی از دانشآموزان با خنده گفت «منم ازش پرسیدم چجوری میتونم امام زمان رو ببینم؟ بهم گفت همون کود رو که بخوری، میبینیش!».
از توضیحاتشان متوجه شدم این روحانی، برای درک بهتر قرآن، نماز و ارتباط با خدا چنین مثالی را بیان کرده است. ظاهرا بهشان گفته بود «معنویات برای انسان، مثل کود برای درختان است». اما برای دانشآموزان چنین مثالی، خندهدار بود؛ حرفهایش را چندان جدی نگرفته بودند.
بین این روحانی و دانشآموزان، «ارتباطی» شکل نگرفته بود. چون حرفهای همدیگر را نفهمیده بودند.
اگر ابتدا از بچهها درباره معنویات سؤال میپرسید؛ یا اگر قبل از شروع اصل صحبت، مقدمهای بیان میکرد؛ حتی اگر با بحثهای کتابهای درسیشان جلو میرفت، ارتباط سازندهای بینشان شکل میگرفت.
ایشان این نکته مهم را نادیده گرفته بودند که «محتوا و مخاطب لازم است یک ربطی داشته باشند». نمیشود هر محتوایی را به هرکسی ارائه داد؛ حتی اگر این کار با نیت خیر انجام شود.
این مطلب آنقدر مهم است که یکی از روحانیون مشهور -آقای قرائتی- با اشاره به آیه ۱۰۱ سوره مائده نوشتهاند:
«... موسی(ع) پیامبر اولوالعزم بود، اما در ماجرای همراهی با خضر نشان داد که ظرفیت و تحمل دیدن و شنیدن همه چیز را ندارد. قرآن میگوید همه مردم ظرفیت یکسان ندارند».




نظر شما