به گزارش قدس آنلاین، فیلم سینمایی «کافه سلطان» در بستری ملتهب و بحرانی شکل گرفته است و با تمرکز بر چالشهای درونی یک خانواده آغاز میشود و بهتدریج آنها را در تنگنای شرایطی قرار میدهد که جنگ، ناخواسته بر زندگیشان تحمیل کرده است. در این مسیر، واکنش هر یک از شخصیتها به بحران، تصویری از مواجهه انسان معاصر با ناامنی، اضطراب و تصمیمهای دشوار ارائه میدهد.
«کافه سلطان» از جمله فیلمهایی است که از همان آغاز نمایش در جشنواره، مورد توجه منتقدان و رسانهها قرار گرفت. دلیل این توجه، بیش از هر چیز، انتخاب زاویهای متفاوت برای پرداختن به موضوع جنگ است؛ زاویهای که بهجای بازنمایی مستقیم خشونت، بر اثرات اجتماعی و روانی آن تمرکز دارد.

جنگی که دیده نمیشود، اما حضور دارد
داستان فیلم در جادهای دورافتاده و در دل کویر میگذرد؛ جایی که مهری، زنی میانسال، سالهاست کافهای متروکه به نام «کافه سلطان» را اداره میکند. او هم مسئول تأمین معیشت خانواده است و هم نقش مادرانه و حمایتی خانواده را بر عهده دارد. این کافه، تنها دارایی و پناهگاه خانواده محسوب میشود و با آغاز جنگ ۱۲ روزه، به نقطهای حساس در روایت تبدیل میشود.
فیلم در ابتدا با فضایی آرام و نسبتاً ساکن آغاز میشود، اما با شروع جنگ، این آرامش بهتدریج جای خود را به تنش، اضطراب و نااطمینانی میدهد. «کافه سلطان» تلاش میکند از دل این بحران، روایتهایی انسانی، ملودراماتیک و اجتماعی بسازد؛ روایتهایی از مردم عادی که در مواجهه با شرایطی غیرعادی، ناچار به انتخابهایی اخلاقی و سرنوشتساز میشوند.

موقعیتهایی آشنا برای همه مخاطبان
یکی از ویژگیهای قابلتوجه فیلم، پرداخت به موقعیتهایی است که برای بسیاری از مخاطبان آشناست؛ تقابل نسلها در تصمیمگیریهای مهم خانوادگی، فشارهای اقتصادی، تردید میان ماندن یا رفتن و تغییراتی که ناخواسته بر زندگی تحمیل میشوند. همین امر باعث میشود فیلم، فراتر از یک روایت خاص، به تجربهای جمعی و قابل لمس تبدیل شود.
روایت غیرمستقیم از جنگ، به فیلم این امکان را داده تا بهجای تمرکز صرف بر میدان نبرد، بر پیامدهای اجتماعی و روانی بحران تأکید کند؛ پیامدهایی که شاید بسیاری از افراد، در مقطعی از زندگی خود با آنها مواجه شده باشند.

در بخش بازیگری نیز، «کافه سلطان» عملکردی قابلقبول اما نابرابر دارد. سجاد بابایی یکی از بهترین بازیهای فیلم را ارائه میدهد و با اجرای کنترلشده و باورپذیر خود، توانسته است نقشاش را در خدمت روایت قرار دهد. بازی او از جمله نقاط قوت فیلم محسوب میشود و به پیشبرد درام کمک میکند. زوج آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفینیا نیز ترکیبی قابلباور را شکل دادهاند. تعامل این دو بازیگر، بهویژه در لحظات بحرانی، حس یک خانواده واقعی را منتقل میکند و از نظر احساسی با مخاطب ارتباط برقرار میسازد. در مقابل، بازی مریم مؤمن از نقاط ضعف فیلم به شمار میرود. اجرای او نتوانسته با لحن واقعگرایانه و فضای کلی اثر هماهنگ شود و در برخی صحنهها، عدم باورپذیری بازی به چشم میآید. قابل ذکر است «کافه سلطان» فیلمی است که با نگاهی انسانی و اجتماعی، تلاش میکند تصویری متفاوت از جنگ ارائه دهد؛ تصویری که نه در میدان نبرد، بلکه در زندگی روزمره مردم شکل میگیرد. هرچند فیلم خالی از ضعف نیست، اما در میان آثار جشنواره امسال، بهواسطه روایت، فضا و پرداخت انسانیاش، جایگاهی قابلتأمل دارد.




نظر شما