ممکن است شما هنوز از جمله طرفداران سینهچاک «اینترنت جهانی» باشید؛ یک اینترنت واحد، ایدهآل و بدون مرز با تعداد گستردهای از شبکهها که به ما اجازه میدهد بدون هرگونه محدودیت، محتواهایمان را به اشتراک بگذاریم، یاد بگیریم، یاد بدهیم، بسازیم و... خلاصه حالش را ببریم. معلوم است که همه کاربران امروزی اصولاً تصور و تلقیشان از اینترنت همین چیزی است که بالاتر گفتیم و فراتر از آن. در اصل اینترنت با همین فلسفه و شعار وارد زندگی ما شد و گسترش پیدا کرد. اما خبر شاید بد این است که کارشناسان میگویند واقعیتهای چند سال اخیر نشان میدهد دنیای اینترنت به این سمت حرکت نمیکند؛ یعنی در عمل و برخلاف تصورات عامه مردم دارد اتفاق دیگری برای اینترنت جهانی میافتد.
هوش مصنوعی حاکمیتی؟
چندپاره شدن اینترنت مدتهاست کلید خورده است بنابراین باید بپذیریم اینترنت رؤیایی من و شما محقق نخواهد شد. این را البته باید همان موقعی که سرمان گرم نخستین تجربههای انتشار آزاد محتوا بود متوجه میشدیم که ادعای «اینترنت بدون محدودیت» در عمل یک شعار بود. الگوریتمها در چنین فضایی طوری طراحی شده بودند که چنین تصوری را در کاربران ایجاد کنند، اما در عمل هرجا دست از پا خطا میکردیم، نادانسته پروتکلی را رعایت نکرده و پایمان را از الگوریتممان درازتر میکردیم، مثلاً با محدودیت از طرف فلان شبکه اجتماعی یا پلتفرم جهانی روبهرو میشدیم.
علاوه بر این، چند سالی است که میبینیم همه کشورهای جهان دستورالعملهای ایمنی آنلاین، الزامهای تعدیل محتوا یا قوانینی را تصویب کرده و میکنند که به دولتها اختیار و قدرت زیادی میدهد تا تعیین کنند در اینترنت جهانی چه چیزهایی دیده شوند، چه مسائلی پنهان بمانند و چه محتواهایی محدود شوند.
همین حالا اتحادیه اروپا، چین و آمریکا به طور فزایندهای مدلهای نظارتی بسیار متفاوتی را برای پلتفرمهای دیجیتال، حریم خصوصی دادهها و محتوای آنلاین به اجرا گذاشتهاند. پس زنگ خطر فروپاشی اینترنت جهانی و چندپاره شدن مقوله اینترنت مدتهاست که به صدا درآمده است. ماجرا اما با ورود هوش مصنوعی شکل جدیتر و سریعتری به خود گرفته است.
پایگاه «ITBrief» که اخبار فناوری اطلاعات در استرالیا را منتشر و دنبال میکند، مینویسد: «براساس اعلام شرکت پژوهشی و مشاوره گارتنر، تا سه سال آینده بیشتر از یکسوم کشورهای جهان دسترسی به مدلهای جهانی را محدود کرده و کاربرانشان را در پلتفرمهای منطقهای و کنترلشده محصور خواهند کرد؛ این اتفاقی است که ماهیت فناوری جدید را برای همیشه تغییر خواهد داد».
بررسیهای «گارتنر» نشان میدهد بیشتر کشورها هنوز درگیر چالشهای مربوط به «هوش مصنوعی حاکمیتی» هستند. درواقع پرسش بزرگ سر راه حاکمیتها این است که «هوش مصنوعی حاکمیتی» بهتر است یا تن دادن به «حاکمیت هوش مصنوعی»؟
مسئله هزینهها
نوع اول، ادعاهای بلندپروازانهای در زمینه توسعه توانمندیهای داخلی برای محاسبات، مدلها، دادهها و... دارد و در عین حال معتقد است حاکمیت باید نحوه عملکرد هوش مصنوعی را تعیین کند. نوع دوم، حاکمیت را به هوش مصنوعی میدهد تا با توجه به ارزشهای ملی نحوه عملکرد خودش را مشخص کند. البته فعلاً در خیلی از کشورها مدلی میانه یعنی ترکیب این دو رویکرد انتخاب و به کار گرفته شده است.
یک کارشناس امنیت سایبری در این زمینه میگوید: «امروزه هیچ مسیری در حوزه هوش مصنوعی بدون در نظر گرفتن مسائل ژئوپلیتیک وجود ندارد».
در روزگاری که رقابت ژئوپلیتیک میان آمریکا و چین به عنوان صاحبان و مالکان اصلی هوش مصنوعی بالا گرفته، کشورهای دیگر جهان حق دارند احساس کنند وابستگی به یک اکوسیستم هوش مصنوعی واحد، نهتنها برای دولتها، بلکه برای شرکتهایی که در سطح بینالمللی فعالیت میکنند خطرات بزرگی به همراه دارد. به همین دلیل است که خیلی از کشورها «حاکمیت هوش مصنوعی» را یک چالش بزرگ ملی به حساب میآورند. اصولاً ژئوپلیتیک امروزی از ملتها توقع دارد که به تواناییهای داخلی خودشان نگاه کنند و بیشتر متکی به خود شوند. از آن طرف ماجرا، مجمع جهانی اقتصاد (WEF) هشدار داده اصرار کشورها بر «هوش مصنوعی حاکمیتی» که نیاز به بسترسازی و تأمین منابع دارد، هزینههای هنگفت مالی را رقم خواهد زد.
جزیرهها
مسئله دیگر این است که خودِ مدلهای هوش مصنوعی هم دارند به مرور منطقهایتر و محدودتر میشوند. مدلهای اروپایی مانند Mistral و Aleph Alpha خود را به عنوان جایگزینهایی برای مدلهای آمریکایی معرفی میکنند.
کانادا طرح هوش مصنوعی حاکمیتی مورد نظر خودش را با هزینه ۲میلیارد دلاری پیش میبرد، هند ۲.۴ میلیارد دلار بودجه برای این مسئله در نظر گرفته و در خاورمیانه، امارات متحده عربی با سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری در زمینه زیرساختها و البته با مشارکت «مایکروسافت» و «انویدیا» هوش مصنوعی حاکمیتی خودش را ایجاد کرده است. عربستان سعودی هم که از پلتفرم هوش مصنوعی دولتی خودش به نام Humain حمایت میکند، امیدوار است به سومین بازیگر بزرگ در بازار جهانی هوش مصنوعی تبدیل شود.
همراستا با این تلاشها، تقاضا برای مدلهایی که منعکسکننده زبان، آداب و رسوم، چارچوبهای قانونی و هنجارهای اجتماعی محلی باشند، در حال افزایش است. یعنی کشورهایی که مدلهای زبانی بزرگ خود را میسازند و کنترل میکنند، تعیین میکنند که آن مدلها چه چیزهایی را بگویند و چه چیزهایی را نگویند.
برای مثال چتبات هوش مصنوعی دولت عربستان سعودی یعنی Humain Chat بر پایه یک مدل زبانی بزرگ مبتنی بر زبان عربی به نام ALLAM ساخته شده و تسلط کاملی بر زبان عربی دارد و میتواند با در نظر گرفتن ظرافتهای فرهنگی اسلامی خاورمیانه با شما حرف بزند.
گزارشها نشان میدهند چین هم مدلهای خاص خودش را طوری طراحی کرده و آموزش میدهد که درباره بسیاری از مسائل حساس و حاکمیتی این کشور سکوت میکنند. مثلاً همین حالا Deepseek مستقر در چین، از بحث درباره حاکمیت بر تایوان یا شورش در میدان «تیانآنمن» خودداری میکند.
با این اوصاف خودتان قضاوت کنید که تا چند سال دیگر آیا چیزی از آن اینترنت دوستداشتنی کاملاً آزاد و بدون محدودیت که فکرش را میکردیم، باقی خواهد ماند؟ هوش مصنوعی گویا سبب شده اگر نگوییم هر کشور جهان، هر منطقه از آن، به جزیرهای تقریباً مستقل، با اینترنت مخصوص به خودش تبدیل شود.





نظر شما