تفاوت کلیدی که بین سیاست اموی و سیاست علوی وجود دارد یا بین سیاست اسلامی (الهی) و سیاست غیرالهی (شیطانی) این است که در سیاست الهی، حاکمیت برای این است که مردم به حق و حقوق خودشان برسند. حاکم نه تنها منافع مردم را در نظر میگیرد، بلکه از خودش مایه میگذارد. به همین دلیل در قرآن کریم بیش از بیست بار نماز را در کنار زکات قرار داده است:
«أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ»، «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاکُمْ»
این اشاره به این دارد که پس از عبودیت و خداشناسی، باید مردم عادت کنند که از خودشان مایه بگذارند، از خودشان هزینه کنند در راه خدا. برای حضور خدای تبارک و تعالی در زندگی باید هزینه داد، باید خرج کرد؛ حالا چه زکات خاصی که در فقه آمده، چه انفاق و صدقات، و چه آنچه در بحثهای اخلاقی آمده است که انسان علم دارد، باید از علم خود هزینه کند و یا آنکه عقل و آبرو دارد، باید از آبروی خود هزینه کند. ایثارگری از محوریترین مباحث مدیریت سیاسی اسلام است؛ باید مدیر، ایثارگر باشد.
باید مدیر، خودش را برای مردم هزینه کند و خرج کند. رفتارهای ائمه معصومین (علیهمالسلام) گواه این مطلب است؛ مانند جریان حضرت امیر (سلامالله علیه) در داستان سوره «هل أتی» که یتیم و اسیر و مسکین به خانه ایشان آمدند و حضرت و خانوادهاش، افطار خودشان را به آنان بخشیدند و از خود گذشتند. از این نمونهها بهوفور در تاریخ داریم.
ایثار و ازخودگذشتگی در جهت سیاست علوی معنا پیدا میکند، در مقابلِ سهمخواهی. برخی در انقلاب شرکت میکنند، در سیاست هم میآیند و زحمت میکشند، در جهاد هم حضور مییابند، اما پس از بازگشت، سهم خود را مطالبه میکنند. آن مقدار که سهمشان هست، حتماً باید به آنها داده شود. حتی گاهی چنان اصرار بر سهمخواهی دارند که حضرت رسول اکرم (ص) را متهم به رعایت نکردن عدالت میکنند. در جریان جنگ حُنَین، چنین اتفاقی افتاد.
پس ایثارگری در یک جهت و سهمخواهی در جهت دیگر معنا پیدا میکند. حضرت امیر (سلامالله علیه) در آن نامه چهل و پنجم که به عثمان بن حنیف مینویسد، به این حقیقت اشاره میکند:
بلی کانت فی ایدینا فدک ....
یعنی فدک در اختیار ما بود، پیغمبر به ما داده بود.
بلی کانت فی ایدینا فدک، فَشَحَّتْ عَلَیْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِینَ
عدهای طمع کردند و عدهای هم بخشیدند، در راه خدا دادند.
حتی با این همه زحمتهایی که علی بن ابیطالب کشید، در مدت ده سالی که پیغمبر در مدینه بود، هشتاد جنگ را برنامهریزی کرد، اداره کرد و شرکت کرد. در جنگ اُحد، شبانهروز جنگید؛ گفتهاند هفتاد ضربه زخم برداشته بود. آن بدن مبارک که تکهتکه شده بود، کسی که آمده بود برای جراحی و مداوا، میگفت: «من هر جا را از یک طرف میدوزم، از طرف دیگر باز میشود.»
بعد هم در جریان خیبر، پس از فتح خیبر، بخشی از فدک که یک روستای سرسبز بود، حضرت رسول اکرم (ص) به دستور خدا به فاطمه زهرا (سلامالله علیها) بخشید.
اشاره میکنم به جمله ای از امام رضا علیهالسلام که خیلی جالب است در رابطه با اینکه ایثارگری در یک جهت و سهم خواهی در یک جهت دیگر قرار دارد.
وقتی که به خدمت حضرت امام رضا علیهالسلام رسیدند گفتند که: وقتی حضرت امیر علیهالسلام به خلافت رسید و قدرت در دستان مبارکشان قرار گرفت، چرا فدک را به خاندان حضرت زهرا سلاماللهعلیها برنگرداندند؟ چرا با وجود اینکه حکومت در اختیارشان بود، فدک را بازنگرداندند؟
حضرت امام رضا علیهالسلام در پاسخ فرمودند:
قال: «لَانّا أَهْلُ بَیْتٍ إِذا وَلِّینا اللهَ عَزَّوَجَلَّ لا یَأْخُذُ حُقوقَنا مِمَّنْ ظَلَمَنا إِلّا هُوَ»:
ما اهل بیتی هستیم که اگر خداوند ولایت و مدیریت جامعه را به ما عطا کند، جز خدا کسی نمیتواند حقوق ما را استیفا کند. ما خودمان نیز وقتی به قدرت رسیدیم، به دنبال این نیستیم که از کسانی که به ما ستم کردهاند، انتقام بگیریم و تقاص پس بگیریم. چنین کاری نمیکنیم.
«وَنَحْنُ أَوْلِیَاءُ الْمُؤْمِنِینَ»:
این جمله خیلی قابل توجه است: «نَحْنُ أَوْلِیَاءُ الْمُؤْمِنِینَ». ما میخواهیم ولیِّ مؤمنین باشیم، سرپرست مؤمنین باشیم، مهرورزی به مؤمنین داشته باشیم.
إنّما نَحکُم لَهم
ما آمدهایم برای اینکه بهنفع آنها حکومت کنیم، خودمان را ایثار کنیم برای زندگیشان، زندگیمان را ایثار کنیم برای آنها، همه چیز را در زندگی برای آنها ببخشیم.
«ونَأخُذُ لَهم حُقوقَهم، مِمّن یَظلمهم ولا نَأخذُ لِانفسنا»
و نه حقوق مردم را بگیریم و در مقابل عموم از ظالمین و ستمگران باشیم. نیامدیم که حالا که رسیدیم، همه حقهای گذشتهای را که از ما پایمال شده، مطالبه کنیم. همین اصطلاحی که امروزه متعارف شده: «سهمخواهی کنیم. سهم ما چی شد؟ ما این مدت این همه زحمت کشیدیم، سهم ما چیست؟»
این هم یک محور از محورهای اختلاف بین سیاست علوی و سیاست اموی است. یا شما بفرمایید سیاست الهی و سیاست شیطانی. این تفاوتها از تفاوتهای اساسی است. افراد را اینچنین میتوانیم شناسایی و تشخیص دهیم که ایثارگری میکند، از خود هزینه میکند یا دنبال سهم خودش است؟ سهمخواهی میکند یا ایثارگری دارد؟
خانوادههای شهدا از یک سو خرج میکنند، ایثار میکنند، همه هزینههایشان را میدهند، جانشان را هم میدهند. یک جوان دارد، جوانش را هم میدهد. میگوید: «اگر صد تا هم بود در راه اسلام میدادم. همه هستی من در راه اسلام، فدای اسلام.»
در طرف مقابل هم کسی پیدا میشود که نه وقت جنگ کاری کرده و حالا بعداً چهره عوض کرده و دنبال سهمخواهی است.




نظر شما